|
|
|
پيشينه تاريخی ورزش آريانا ( افغانستان) قبل از دوران پيشداديان پهلوانان اوستايی كه بيش از 1200سال قبل از ميلاد بوده مردم آريانا ورزش ميكردند . جان محمد اميري پيدايش آرين ها( آريائيان ) كه دوهزارو پنج صدتا سه هزارسال قبل ازميلاد در بخدي ( بلخ امروز) اولين تمدن جهان را پايه گذاري كردند (1) از همان زمان مردم كوچي آريانا كه رو به ترقي وپيشرفت بودند از كوچي گري به ده نشيني پيش مي رفتند به ورزش های پهلواني و اسپ سواري و تير اندازي و....علاقه داشتند. نظام شاهي: در كتب ويدي و آثار ديگر نژاد آريايي چنين ديده ميشود: كه سازمان شاهي از اوايل هجرت در بين ايشان موجود بود ، و ارباب انواع مختلف را مي پرستيدند، و جرگه هايي بنام سبها و سميتي و ميله هايي باسم ( سامانه ) داشتند، دختران وزنان با جوانان و مردان عشق مي ورزيدند، و مراسم عروسي هم موجود بود. و همواره براي افزايش افراد خانواده ها دعا ها ميكردند و در طبقه زنان شاعراني هم وجود داشت كه برخي از سروده هاي ايشان در كتاب اول ريگ ويد مضبوط است. اين مردم بازي هاي، اسپ سواري ، اتن و رقص موزيك (دهل وسرني ) داشتند، و به زراعت ومال داري مي پرداختند و البسه ايشان از پشم يا پوست حيوانات بود. در دوره مدنيت اوستايي كه 1200ق م آغاز شده ، نخستين بار نظام شاهي در بخدي ( بلخ امروز ) بوجود آمده و اوستا گويد: كه يمه به امر اهوره مزده يك{ واره } را ساخت كه طول وعرض آن به اندازه يك اسپريس ( ميدان اسپ دواني ) بود و در آن اجناس جانوران مانند گوسپند ، گاو، سك، مرغان و غيره را نگاه ميداشت . وجاي آب را هم بدرازاي يك هاتره ( ميل ) كند و درآن واره بازار ها ، گذرها ، خانه ها را به ترتيب مخصوص ساخت ، ولي مردمان عليل ودروغگو بدخو و پيس و ديوانه را در آن شهر جاي نداد. اما دراوستا پهلوان بزرگي كه نامش هئوشينگه ( ازاخلاف كيومرث ) است ملقب به پره ذاته = پيشداد ميباشد، يعني نخستين قانون گذار، واين همان هوشنگ ادبيات دري است كه در كوه البرز براي ربة النوع ناهيد ( آناهيتا ) قرباني ها ميكرد، وبا ديوان ميجنگيد و بر هفت كشور سلتنت داشت. هوشنگ چون پهلوان ورزيده ، جوان مرد ، كاكه و ازعياران آن دوران بود اولين سلسله شاهی را ايجاد كرد ، و اولين قانون گذار آريانا شد. دركتاب سوم دينكرد چنين آمده كه رسم زراعت و دهكانيه = دهقاني = اصل مالكيت را همين پيشداديان به وجود آورده اند بعد آن ديهو پتيه ( بقول ابوريحان البيروني دهوفذيه ) يعني اصل حكومت وشاهي و حمايت و نگهباني خلق را هوشنگ ايجاد كرده است و از اين روايت ميدانيم كه مدنيت دوره اوستايي از اوايل مدنيت ويدي و كوچي گري ترقي داشته. بدين معني كه اين مردم بخدي زيبا ، اكنون به كشاورزي وآباداني و بناي روستا ها و شهرها پرداخته و از مرحلۀ اقتصادي حيات كوچكي و بدويت به دهكانيه ومالكيت زمين وحتي يك مرتبه بلندتر دهيوپتيه ( ايجاد حكومت وسلطنت ) هم رسيده بودند. و هوشنگ بر سرزمين وسيع حكم ميراند و با ديوان و جادوان و بدكيشان كه خراب كاران مدنيت و دشمنان روستا نشينان كشوربوده اند مي جنگيد. (2) نوت : قدمت: پهلوانی، اسپ دوانی، بزكشی، نيزه بازی ، تيروكمان ، پلخمان و غيرۀ رشته های ورزشی باستانی آريانا (افغانستان امروز) را میتوان گفت ازهزار و دوصد سال قبل از ميلاد ميباشد، دركتب تاريخی آريانا ميخوانيم كه هوشنگ اولين پادشاه سلسله پيشداديان پهلوان زبردست آن دوران بوده. اين نشان دهندۀ اين است كه قبل از پيشداديان هم ورزش هايی بوده. پهلوانان اوستايي : زال غير از رستم و شغاد پسر ديگري بنام زواره هم داست كه پهلوان بزرگي بود و دو فرزند او فرهاد وتخار ( تخوار ) مشهوراند از رستم فرامز و سهراب و جهانگير و گشسپ بانو و رزبانو پديد آمدند واز سهراب كه بدست پدر كشته شده بود پسري بنام ( برزو ) ماند كه از برزو هم شهريان بدنيا امد كه بنام اين پهلوانان كتابهاي فرامزنامه ، برزونامه ، شهيارنامه ، بانوگشسپ نامه ، جهانگيرنامه ، سام نامه موجود است ودر شهنامه فردوسي هم داستان هاي ايشان آمده است . ( داستان رستم زال و تخوار از ازمنه قبل از اسلام شهرت داشته و تاكنون جايهاي متعدد بنام تخت رستم در سمنگان ، تپه رستم و قلعه زال و تخارستان و قلعه كك كوهزاد و اخور رستم در فراه موجود است ) . خاندان ديگر اين دوره كه به پهلواني و دلاوري شهرت داشت دودمان كاوه است كه يك حركت دسته جمعي خلايق را در مقابل ستم و احجاف ضحاك به ظهور آورده بود و از آو پسزي بنام قارن ماوكان بوجود آمد كه در عهد فريدون و ايرج و منوچهر درجنگهاي كيقباد با افراسياب مردانگيها نموده است و اين خاندان تا عصر اشكانيان و ساسانيان بنام كارن باقي بود و حتي تا قرن سوم هجري هم شكوه و فدرت خود را حفظ كرده بودند. دودمان ديگر پهلواني نوذريان اند از اعقاب نوتر پسر منوچهر كه در اوستا اين خاندان را نئوتئيريانه گويند و توسه (طوس) بن نوتر كه نامش در شهرطوس خراسان باقي مانده از پهلوانان بزرگ عهد كيانيست كه بر پسران وايسه كه ( ويسه ) عم افراسياب توراني غالب آمد پسر ديگر نوتر در اوستا ويسته يؤرو ( ويستحم پهلوي = گستهم دري ) است كه با دشمنان كيش مزديسنا كشته است وزر اسپ نيز از همين خاندان پسر طوس شمرده شده است. همچنين فريبرز( برزي فره پهلوي ) پسر كاوس وزرير پسر لهراسب و بستور (بسته وئيره اوستا ) پسر زرير و اسفنديار پسر گشتاسپ و گرامي (گراميك كرت پهلوي )پسر جاماسپ وزير از شهزادگان يا نجيب زادگان اين دوره در دايتان هاي روايت شده به وجود تاريخي ايشان پي توان برد وهر يكي در داستان هاي تاريخي قديم بخدي ( بلخ ) و خراسان نامي و نشاني دارند.(3) و آشو زدشت كه خودش از جمله عياران وكاكه هاي آن دوران بوده و مردم را در راه درست رفتاري و درست انديشي و درست كرداري تشويق ميكرد ( رفتارنيك ، پندارنيك وكردارنيك ) را سرلوحه زندگی اش قرار داده بود. اين سه مرام بجز از مرام پهلوانان ،عياران ، كاكه ها ، لوطي ها و خراباتي ها نيست آشو زردشت با دست راستش پيش رويش را نشان ميدهد بمعني اينكه بشر براي ترقي و پيش رفت زندگي را ادامه ميدهد، در دست چپش يك حلقه را گرفته بمعني اينكه همه مردم جهان دركره زندگي ميكنند وحول محور يك حلقه ویك كنگره وچون خالق همه ی موجودات یکیست پس باید همه خالق یکتا را پرستش کنندو مردم باید با هم متحد، دوست و با همديگر مهربان باشند. از همين جاست كه كميته جهاني المپيك 5 حلقه را با 5 رنگ كه نشان از 5 قاره جهان است براي وحدت و همبستگي ملتها باهم گره داده است و مسابقت ورزشی را که هر چهار سال یکبار اجرا میکند در این مسابقات مردمان مختلف جهان با همدیگرشان ارتباطات دوستانه برقارار میکنند. این همان مرام آریائیان پنجهزار سال قبل است که تمدنش در بلخ باستان گذاشته شده بود و اولین مجلس بنام لوی جرگه در یکی از مغاره های کوهای افغانستان امروزی تشکیل شد که برای اداره امور مملکتی را با نظارت بزرگان و ریش سفیدان اقوام را تصمیم گیری کنند.(4) منابع --------------------------------------- 1. افغانستان در مسير تاريخ ( ميرغلام محمد غبار) 2. تاريخ مختصر افغانستان نوشته ( عبدالحي حبيبي ) ص 11و10 3. تاريخ مختصرافغانستان ص 34 و23 4. استاد بهمن پور يكی از اساتيد ادبيات فارسی دانشگاه تهران و کار شناس تاریخی ورزش های باستانی: در سمينار بين المللی ساختن ورزش باستانی که برای افغانستان تشکیل شده بود و بنده نیز در آن سمینار دعوت شده بودم فرمود . لو و جرگه : لو در فارسی تپه ، پشته و بلندی را گويند و جرگه جمع شدن افرادی را گويند: و بمعنی صف ، حلقه ، دسته ، گروه ، مجلس ، محفل ، عده ای از مردم که دور هم جمع شوند ، عده ای از سپاهی یا شکارچی که در صحرا شکار گاه ها شکار را محاصره می کنند مثل ( شكار جرگه كه در ايران تا اوايل انقلاب مرسوم بود و مطابق فتوای مجتهدين كه شكار جرگه را بعلت اینکه به حیوان ظلم میشود ، حرام كرده بود ممنوع شد ، چون تعدای شكارچی شكار را از چهار طرف دنبال می كردند و دورش را حلقه ميزدند و حلقه را تنگ ميكردند تا به شكار نزديك ميشدند و ميزدند تا او از پای در می آمد). و فرمود: اين افتخار بزرگ را افغان ها دارند كه اولين مجلس و شورا در يكی از مغاره های كوه های افغانستان تشكيل شد و نامش با لغت فارسی دری ( لوی جرگه ) گذاشتند . در لغتنامه های فارسی نیز لَو / لُو بمعنی - تپه ، پشته ، بلندی ، قله کوه ، گردنه آمده است. (فرخنگ فارسی عمید). و ( لغتنامه مرحوم دهخدا ) جَرگه بمعنی صف ، حلقه ، دسته ، گروه ، مجلس ، محفل ، عده ای از مردم که دور هم جمع شوند ، عده ای از سپاهی یا شکارچی که صحرا شکار را محاصره کنند ، جرگ هم گفته شده.( فرهنگ فارسی عمید ). امیری
|
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |