حرفهايي، با كميسيون اصلاحات اداري محمد سرور جوادي
در كنار هر عاملي، فساد اداري، ضعف مديريتي حكومت و ناهماهنگي درون ادارهاي، نيز ميتواند عاملي براي ناامني و بيثباتي روز افزون موجود بهحساب آيد، اين عامل موجب سلب اعتماد مردم از اداره و روي گرداندن تودههاييكه اداره براي آنها و در خدمت آنها ميباشد گرديدهاست. نفرتي را كه مردم از تروريستها داشتند، اكنون متوجه حكومت شده و وحشت تروريستها از حكومت و مردم به اطمينان و جرأت تبديل شدهاست؛ تا آنجاييكه پيشقراولان لشكر ويرانگر و گروه سيهفكر و سيه كردار در بعض ولايات، مدافعين مظلوم آن روزها را تهديد به رسوا كردن در ميان مردم مينمايند! البته حق با آنها است، چه اينكه بعد از سقوط طالبان و آمدن فضاي جديد، كسي از آنها نپرسيد كه با چرخبالهاي طالبان براي چه مقصدي بالاي صدها پيكر زن و مرد قتل عام شده فرود آمده و بعد از چند دقيقه تماشا دوباره پرواز كردند؟ بلكه برعكس حكومت و رسانههاي مقلد، هردو به پيروي از افكار و گفتار مردمان نشه و خمار آن دوردستها، هرچه كينه و دشنام داشتند، متوجه مردمي نمودند كه جز سينه بر خاك ساييدن و انگشت بر ماشه تفنگ گذاشتن، چيزي از سالوسي و جاسوسي نياموختند، ساده و بيآلايش، گوش به فرمان، مطابق فتواي هر مفتي مفتگوي و مفتانديش، جهاد كردند! و امروز ميبينند كه چه اشتباهي كردند و در حقشان چه اشتباه بزرگي ميكنند و نميدانند كه اين سرزمين اشتباه آباد به كجا خواهد رسيد؟؛ اما در هر صورت، تاريخ قضاوت خواهد كرد كه دهل زنان رسواگر، خود تا چه اندازه رسوايند، چشم تاريخ كور نيست گرچه به چشم مردم هميشه ستمديده، چند صباحي خاك و خاكستر بپاشند، تاريخ خواهد ديد كه عدهاي براي نام و نان چگونه با هر موجي همراه شده و راه بلد هر غارتگري شدهاند و تاريخ بوضوح مشاهده ميكند كه عبا و كلاهپوشان دين شعار، چگونه دست در دست سر و پا لوچ شدههاي دينستيز و دينگريز نهاده، طبل رسوايي دين داران بيدلق و كلاه و تسبيح و ريا را ميكوبند! اين آشفتهبازار فكري و عملي، اداره و حكومت را نيز در برگرفته و بگونهاي كه هر روز ادارهاي سبز ميكند و كميسيون و رياستي ساخته ميشود تا مگر راه حلي براي برونرفت از بحران يابيده شود، ليكن چاره كار در هيچيك از اين اقدامات نيست. تجديد نظرهاي ساده و در پيش گرفتن روشهاي جديد، در روش كار كميسيون اصلاحات اداري و سرعتبخشيدن در كارها ميتواند اندكي از شدت بحران بكاهد و اشتباهات گذشته را جبران نمايد ناگفته پيداست كه روشهاي پيشنهادي آتي نيز زماني در جهت كاستن بحران كمك كرده ميتواند كه: اول؛ از سوي حكومت، بخصوص رييسجمهور قاطعيتي بخرج داده شود و كميسيون اصلاحات اداري تقويه شود. دوم؛ اصل تفكيك قوا و تفكيك وظايف بين قواي ثلاثه و در داخل هر يك از قواي ثلاثه، بين مقامات مربوط، رعايت شود ورنه تا زمانيكه قاضي در صدور حكم، ملاحظه ترس از اين يا آن مقام را داشته باشد و تا زمانيكه وكيل، مصلحت وزير را بر هر مصلحتي ترجيح دهد و تا گاهي كه پشت دروازههاي وزير صف طويل وكلاء وجود داشتهباشد، هيچ چيزي اصلاح نميشود، بلكه آش همان است و كاسه همان سوم؛ رييسجمهور در رأس قوهاي است كه اعضاي آن را معاونين وي و اعضاي كابينهاش تشكيل ميدهند؛ اما انبوهي از مشاورين رسمي و غير رسمي و حتي تصميمگيرندگان جسور ديگري به جاي رييسجمهور، سردرگمي شديدي را در ارگ ايجاد كردهاند و رييسجمهور در ناگزيري شديد قرار گرفته بگونهاي كه ديده ميشود، يك نفر در رأس چند اداره قرار ميگيرد. به اين روند بايد خاتمه داده شود كميسيون عدلي و قضايي ولسيجرگه بحيث يكي از فعالترين كميسيونهاي شوراي ملي كه مسووليت نظارت بر اصلاحات اداري و مبارزه با فساد اداري را نيز مطابق طرزالعمل داخلي شورا و معاهده لندن دارد، براي بررسي نقايص موجود در كار كميسيون اصلاحات اداري، نشست مفصلي را با مسؤولين اصلاحات اداري داشت. از سوي كميسيون عدلي و قضايي ضمن دستهبندي شدن نقايص كار طرحهاي اصلاحي نيز ارائه گرديد:1- اعضاي كميسيون اصلاحات اداري خود نيز بر اساس رقابت آزاد و با رعايت تركيب قومي برگزيده شوند، نهادي كه ميخواهد ديگر ارگانها را اصلاح و شرايطي را بر ساير مأمورين حكومت وضع نمايد، چگونه خود از اصلاحات و وضع شرايط بر اعضايش مبرا بوده ميتواند؟ آيا كسي كه خود دچار تكليف است، دردي را از ديگران مداوا ميتواند؟ 2- در شيوه كار كميسيون بايد شفافيت بيشتري رونما گردد، در حالت كنوني كاركرد اين نهاد مورد شك و ترديد و در نهايت در معرض اتهاماتي قرار دارد. بحيث مثال چرا كميسيون نبايد وقتي پستي را به رقابت ميگذارد و بعد از ثبت نام عدهاي شارت ليست تهيه مينمايد، تهيه شارت ليست را شفافتر ننمايد؟ تمام كسانيكه در رقابت براي احراز پستي اشتراك مينمايند به شمول نمايندگان رسانهها اگر در روز تهيه شارت ليست حضور داشتهباشند و دلايل عدم واجد شرايط بودن علني گردد، بسياري از شكها و ترديدها از بين ميرود 3- در مواصفات و شرايط رقابت بايد تغييرات جدي وارد شود ورنه ريفورم هيچ حاصلي نميتواند داشتهباشد، بعلاوه عيوب بسياري در نحوه وضع شرايط فعلي در حوزه اعتمادسازي ملي و ثبات، پديدار ميسازد. بديهي است كه هر پست به تناسب حوزه كاري آن، مواصفات مخصوص خود را دارد؛ اما شرايط ميتواند تا حد بسيار زيادي همگون باشد در يك محاسبه رياضي با اعضاي كميسيون اصلاحات اداري و با توجه به واقعيتهاي عيني افغانستان بر شمرده شد كه چگونه قسمت بزرگي از مردم افغانستان با وضع شرايط فعلي در گزينش، از بدنه اداري كشور حذف ميشوند و چگونه ادارة ما ظرفيت پيدا نميتواند؟ بطور مثال: كسي، ميتواند در پست ولسوالي به رقابت بپردازد كه در صورت داشتن تحصيل تا سطح بكلوريا 8 سال سابقه كار در اداره حكومتي داشتهباشد واقعيت افغانستان نشان ميدهد كه قسمت بزرگي از مردم افغانستان از سال 57 با حكومت مقاطعه كرده و بعداً به جهاد پرداختهاند، قسمت بزرگ ديگر، پس از حكومت كمونيستي در حكومتهاي جناب استاد رباني و طالبان هم اشتراك نداشتهاند؛ بنا بر اين بخش بزرگي از مردم به مدت 28 سال از اداره فاصله داشتهاند، اين مدت جمع 12 سال تحصيل، جمع 8 سال كار اداري، جمع 7 سال دوره كودكي، عملاً بخشي از مردم افغانستان در صورتي ميتوانند به اداره سهم بگيرند كه بالاتر از 55 سال سن داشتهباشند! عيب كار در اين شرط چند چيز است: بخش بزرگي از مردم افغانستان بدلايل فوق از شمول در اداره محروم ميشوند و شايد هم دليل حضور اندك هزارهها و ازبيكها در اداره همين امر باشد، اداره به هيچ وجه بسوي جوان شدن و ظرفيتآفريني سوق داده نميشود، نسل جديدي كه تحصيلات عالي هم دارند چه زماني فرصت خواهند يافت تا به اداره جذب شوند؟ و نهايت اينكه اگر قرار باشد آنهاييكه سالها در اداره بودهاند و فرض هم اين است كه اداره موجود فاسد و ضعيف و بيظرفيت است، چگونه پس دوباره آوردن آنها از مسيري بنام اصلاحات اداري، تغيير ماهوي ميتواند ببار آورد؟ از سوي ديگر آيا براي پست ولسوالي مثلاً داشتن مدرك تحصيلي ولو عالي و سابقه كار ولو طولاني در اداره كافي است؟ آيا معيار اصلي درين پست پايگاه اجتماعي و مردمداري نخواهد بود؟ 4- كميسيون اصلاحات اداري از پروسههاي ناتمام بن است و البته بايد تا پايان كارش دوام يابد، در بن روح توافقات را ثبات تشكيل ميدهد و عمدهترين عنصر در ثباتسازي، اعتمادسازي است و يكي از راههاي اعتمادسازي بدون شك توازن قومي و رعايت آن در تمامي عرصهها است. بنابر اين كميسيون درين راستا ميبايست كارهاي جدي و شفاف انجام دهد 5- و حرف آخر اينكه كميسيون بر آورده شدن آرزوي مردم افغانستان را كه اصلاح اداره است نبايد آنقدر طولاني كند كه يأس بر همه حاكم شود. سرعت پروسه اصلاح اداره از جمله آرزوهاي مشروع و بحق مردم افغانستان است، روند كاري اصلاحات در سالهاي گذشته اگر دوام يابد، سالهاي طولاني را دربر خواهد گرفت و خطر آن موجود است كه اصلاح شدهها هم فاسد شوند
