|
|
|
نگاهي به وضعيت ديني, مذهبي و فرهنگي شيعيان افغانستان منبع:http://shianews.org مذهب رسمي افغانستان د ر قوانين اساسي گذشته تنها مذهب حنفي بوده است پيراوان اين مذهب از اقوام گوناگون پشتون تاجيك ازبك نورستاني بلوچ و ... هستند البته د رجامعه اهل سنت افغانستان پيراوان ديگر فرق وجود دارند اما به علت اينكه در اقليت بوده اند هيچگاه تاثير چنداني د ر عرصه هاي اجتماع نداشته و تنها در سطح برخي از علما و رو حانيون اهل سنت محدود مانده اند در ميان پيروان مذهب حنفي نيز قرائتهاي مختلف و احيانا متضادي وجود داشته كه خود نوعي شكاف مذهبي را در قالب شكاف دين و دولت و سنت و تجدد موجب شده است اختلاف در عقايد هنجارهاي اجتماعي و موضع نسبت به سياست ميان دو طيف بريلويه و ديو بنديه كه اولي مروج تجدد و دومي مدافع سلفيگري است بزرگترين شكاف در ميان حنيفيان است اين هر دو گرايش از شبه قاره در افغانستان نفوذ پيدا كرده اند هر چند طرفداران مكتب ديوبند در افغانستان هواداران بيشتري دارد و گرو ههاي بنياد گرا افراطي از جمله اهل حديث در نورستان و سلفيگراها در جلال آباد و طالبان نيز از ميان همين گرايش سر بر آوردند اما اين به معناي موفقيت و غلبه فكري و اجتماعي _ سياسي پيروان مكتب ديو بند نبوده و در آينده نيز چنين نخواهد بود. تعارض بريلوي ها و ديو بنديها تنها شكاف مذهبي بين حنفي مذهبان نيست بريلوهاي تجددگرا با سنت گرايان و علماي سنتي نيز اختلاف شديد فكري و سياسي دارند درميان علماي اهل سنت به ويژه روحانيون ايلاتي و سنتي مذهب جايگاهي كاملا خصمانه در برابر دولت دارد از اين رو حكام و كارگزاران سياسي جامعه اسلامي افرادي خارج از مذهب تلقي مي گردند درمقابل روشن فكران اسلام گراي تحصيل كرده الازهر دانشكده هاي الهيات طرفدار دخالت مذهبيون در دولت اند به همين سان تعارض و شكاف متجددين و سنت گرايان همه نمودهاي شكاف مذهبي در افغانستان است در حاليكه سنت گرايان تمامي نمودهاي تجدد را د رتعارض با دين تفسير مي كنند متجددين تلاش مي كنند با تفسير جديدي از مذهب ميان شريعت و عرف جامعه نوعي ملايمت و سازگاري ايجاد كند. 1- شيعه اثنا عشري شيعيان دوازده امامي افغانستان را عمدتا هزاره ها تشكيل مي دهند كه اكثريت شان در مناطق مركزي كشور سكني دارند معمولا دراين كشور هزاره ها مترادف با شيعه تلقي مي شوند اما سادات قزلباشها بلوچها تركمنها و تيموريها نيز در هزارجات زندگي مي كنند و شيعه اثنا عشري اند چنانكه عده اي از اقوام تاجيك پشتون و ازبك و نيز اكثريت اقليتها و درمواردي تمام يك دسته اقليت از ميان اقليتهاي حبشي كشميري مغول عرب كياني و بلوچ شيعه اند زبان شيعيان و هزاره فارسي دري است. تشيع در افغانستان سابقه طولاني اما تاريخ غم انگيز و پرفراز و نشيب دارد پيدايش تشيع در افغانستان به زمان امام علي مي رسد و در عهد آن حضرت مردم غور هزاره جات با طيب خاطر اسلام را پذيرفتند غور تنها نقطه در فلات ايران و از معدود نقاط جهان اسلام است كه اسلام و تشيع را همزمان و با هم پذيرفته است بعد از انكه سپاه اسلام در زمان خليفه دوم و سوم به تسخير و فتح غور موفق نشدند و اين ناحيه به خاطر كوهستاني بودن و راههاي صعب العبور و داشتن مردم شجاع و جنگجو درمقابل اعراب مسلمان مقاومت ورزيده تسليم نشدند سلطان غور در ولايت خلافت اميرالمومنين با رضا و رغبت اسلام آورد و پرچم و منشور از دست آن حضرت گرفت جوزجاني مورخ دربار غوريان گزارش مي دهد سلطان غور در عهد امير المومنين علي به دست علي ايمان اورد و از وي عهدي و لوايي بستند و هر كه از آن خاندان به تخت نشستندي ان عهد و لواي علي بدو دادندي و محبت ائمه و اهلبيت مصطفي در اعتقاد ايشان راسخ بود. مورخ ديگري مي نويسد مركز شيعيان غور اولين تمركز شيعه در بلاد غور بوده است كه بين سنوات 35 تا 40 هجري مسلمان شده اند در زمان خلافت علي جعده بن هبيره المخزومي كه خواهر زاده آن حضرت بود از طرف وي به حكومت خراسان منصوب شد امراي غور بدون جنگ سر بر خط فرمان علي گذارده به دين اسلام مشرف شدند و به پيشنهاد و جعده حضرت علي فرمان حكومت سرزمين غور را به خاندان شنسب كه امراي قبلي آن سامان بودند صادر فرمودند و اين فرمان نامه قرنها در آن خاندان محفوظ بود و مايه مباهات آن دودمان به شمار مي رود.
اسلام آوردن
سلطان
غور در زمان امام علي و اخذ منشور حكومتي و لوا از دست آن حضرت در منابع
متعددي
امده است در نتيجه اين اولين نقطه شيعي د ر فلات ايران است اين امر ناقص
ادعاي
كساني است كه قم را اولين مركز تشيع د رايرا ن دانسته اند با انكه تصريح كرده
اند كه
تشيع آن به ربع قرن اول هجري بر مي گردد
و
شيعيان غور
افغانستان درست پنج سال بعد از شهادت حضرت علي يعني در سال 45 هجري به خاطر آنكه از
دستور
معاويه سر باز زده بودند و حاضر نشدند هيچگاه به حضرت علي و اولاد طاهرينش
ناسزا
بگويند به اتهام ارتداد در هم كوبيده شدند بعضي از شاعران اين پديده را از
افتخارات
مردم غور دانسته و در اين خصوص شعرها سروده اند خراسان در قرن اول و دوم
هجري
بزرگترين كانون ضديت با اموي ها بود در مناطقي چون بلخ باميان بدخشان طالقان
فراه غور
مرورود كابل هرات هواداران خاندان رسالت جمعيت قابل توجهي را تشكيل مي
دادند
نطفه چند قيام ضد اموي و ضد عباسي در خراسان بزرگ منعقد گرديد در زمان امام
جعفر
صادق شيعيان ازهر جاي ديگر در خراسان بيشتر بودند حتي برخي شيعيان به دليل
كثرت خود
در خراسان نزد امام صادق رفته و حضرت را دعوت به قيام كردند و گفتند تنه
صدهزار
شمشير زن از خراسان در ركاب شما حاضر خواهند شد عبدالحي از مورخين و
دانشمندان اهل سنت افغانستان مي گويد پيوستگي روحي و عقيدتي مردم خراسان به اهلبيت
به در جه
اي بود كه مامون ناچار شد براي جلب رضايت مردم اين سامان حضرت امام علي
الرضا
(ع) را در مرو به وليعهدي خود اختيار كند در ابتدا سه فرقه شيعي در خراسان
راه
يافتند اول شيعه دوازده امامي دوم اسماعيلي و سوم زيدي اما امروزه فرقه اخير در
افغانستان وجود ندارد و از قرن چهارم به بعد رو به افول گذاشتند يحيي بن زيد در سال
120 هجري
از عراق به سوي خراسان امد و در ميان هواداران اهلبيت شهرهايي چون بلخ
جوزجان و
طالقان را مركز فعاليت خويش قرار دارد در سال 25 هجري سپاه نصر بن سيار
والي در
خراسان يحيي بن زيد را در قريه سر پل جوزجان به شهادت رساندند قبر وي
امروزه
در جوزجان زيارتگاه عام و خاص است.
شيخ صدوق بن بابويه قمي چون زندگي در قم برايش مشكل شود به خاطر جنگهاي مذهبي كه مردم قم و ساوه و يا قم و قزوين و ري رخ مي داده است بناچار جلاي وطن اختيار نموده در يكي از روستاهاي بلخ به نام قصبه ايلاق كه ساكنين آن همه شيعه بودند پناه مي برد و شيعيان با گرمي از او استقبال مي كنند و هم او در اين قصبه كتاب مهم و معروف خود من لايحضر الفقيه را به خواهش يكي از شيعيان آنجا تاليف مي كند.
شيعيان
افغانستان در ادوار بعدي
بارها
توسط حكام اموي و عباسي و در قرون اخير نيز توسط حكام افغانستان از جمله
عبدالرحمان خان و در دوره ما توسط طالبان قتل عام شده و آثار و اماكن فرهنگي و
عقدشان
تخريب و نابود شده است كه شرح آن در اين مختصر نمي
گنجد. كيش اسماعيلي از آغاز پيدايش خود در افغانستان نفوذ پيدا كرد و در هر پاياني قرن سوم هجري فعاليت آن در افغانستان بسيار اوج گرفت ناصرخسرو بزرگترين نقش را در ترويج و گسترش كيش اسماعيلي در افغانستان قرن پنجم هجري داشته است و به عنوان داعي و هجت خراسان در بلخ و بدخشان به تبليغ ايين اسماعيلي مشغول بودند بعد از دوره مغول بدخشان و حواشي آن پناهگاهي براي اسماعيليان شد و به نوشته ها و آثار تبديل شد. در دوره هاي اخير اسماعيليان افغانستان از لحاظ علمي و فرهنگي در انحطاط افتادند و در عقايدشان بسيار خرافاتي شده اند ايشان درمورد حضرت علي(ع) و امامان اسماعيلي شان غلو مي كنند و معتقد به حلوليت و تناسخ در مورد ائمه اند و در موارد ي به علي اللهي شهرت يافته اند برخي از ايشان به احكام شرعي و فروعات نيز تقيدي ندارند در مجموع ايشان نزديك 3% جمعيت افغانستان را تشكيل مي دهند كه در ولايات ذيل پراكنده اند بدخشان ( كه تراكم بيشتر اسماعيليه در اين ولايت است كابل ميدان باميان پروان بغلان سمنگان زابل فارياب بلخ جوزجان قندهار در مدت دو سال اخير آقا خان چهارم رهبر اسماعيليان چندين بار به افغانستان سفر نموده و فعاليتهاي گسترده مذهبي و اقتصادي را آغاز نموده است. 3- وهابيت
وهابيت به صورت
رسمي در
افغانستان پيروان معروف و مشخصي ندارد با اين حال در ميان برادران اهل سنت
نحله هاي
فكري متاثر از تعاليم وهابيت وجود دارد وهابيت به عنوان يك مذهب در
افغانستان نه داراي ريشه تاريخي و اجتماعي است و نه در ميا ن توده ها ي مرد م
پيروان و
طرفداراني دارد وهابيت در افغانستان معلول تلاشها و فعاليت هاي عمدتا
سعودي ها
ست كه با استفاده از فرصت دوره اشغال افغانستان با هدف سهم گيري در جهاد
مقدس
افغانستان عليه اشغالگران كمونيست وارد افغانستان شدند و با تاسيس مراكز
اموزشي
خود در شهرها و روستاهاي سني نشين كشور به اموزش فرزندان مسلمان پرداختند
اوج
فعاليت ايشان در دوره طالبان بود كه علاوه بر تغذيه فكري نظام طالباني و حمايت
مالي و
نظامي فعاليتهاي گسترده مذهبي را در اكثر نقاط كشو ر به انجا م رساندند و
مساجد
مدارس و اموزشگاههاي متعدد را پايه گذاري كردند
در جامعه افغانستان تصوف كه اصولا در سه فرقه نقشبنديه قادريه و چشتيه حقيقتي است بسيار زنده و پويا كه به ويژه در طبقات متوسط ساكن شهرها و اطراف شهرها نفوذ كرده است كابل و هرات دو مركز بزرگ تصوف اند اما تمام شمال كشور و ناحيه قندهار از اين مكتب تاثير بسيار پذيرفته اند گرچه تصوف در ميان طبقه تحصيلكرده كابل افول كرده ولي در قشر روشنفكران مكتب كلاسيك و با سوادان شهرهاي داراي فرهنگ قديمي نظير هرات پيروان پر حرارت اما پنهان دارد بسياري از علما به يك فرقه صوفي وابسته اند تصوف در نهضت مقاومت افغانستان بازيگر نقش بزرگي بوده است و در اين كشور چند شكل متفاوت دارد الف- تصوف سنت گرا تصوف سنت گرا با مذهب رسمي مخالفتي ندارد و براي فقه و شريعت اسلامي احترامي بي چون و چرا قائل است اينان بيشتر از فرقه نقشبنديه اند اما در ميان قادريها و چشتي ها نيز ديده مي شوند. ب- تصوف از گونه مارا بوتيسم مقصود از مارابوتيسم متابعت جمعي يك طايفه يا يك قبيله از يك خانواده مقدس است كه بركت در ميان آنها موروثي است و وجود آنها موجب تقدس جامعه تصوفي كه در مناطق ايلاتي پشتون رواج يافته از اينگونه است فرقه اي كه اكثريت را در دست دارد فرقه قادريه به رهبري خاندان گيلاني است گروههاي نقشبندي در همين مناطق ايلاتي به دو دسته منشعب شده اند پير آنها اگر عالم نباشد او را روحاني مي نامند ضديت روحاني و عالم در جنوب كشور بسيار شديد است در حاليكه در شمال پير ي و جود ندارد كه عالم نباشد. ج- پيرهاي جهانگرد سرزمين ايماق سرزمين ايماق در اطراف ولايت غور شاهد شكوفايي نوعي تصوف است كه ويژگيهاي هر دو گونه يادشده را داراست در اينجا پير از زمره علما ست و هيچ مخالفتي با جامعه روحانيت كه خود عضو آن است ندارد اين گروهها به هنگام تشكيل تهضت مقاومت به احزاب اسلامگرا جمعيت و حزب اسلامي پيوستند نقشبنديه كه بيش از ديگر فرقه ها د را فغانستان پيرو داردشعب زيادي است از مجددي ها پيروي مي كنند كه سلسله شان به شيخ احمد هندي مجدد الف ثاني مي رسد فرقع چشتيه د رافغانستان در اقليت اند و محل در هريرود اطراف چشت شريف است اين فرقه كه نمونه كامل فرق پيرو طريقت شريعتي است بر مدرسه هايي مجهز به كتابخانه نظارت دارد نزد شيعيان افغانستان گرايشهاي صوفي وجود ندارد. 5- حكومت و اجتماع / تبعيضات قومي – مذهبي در افغانستان اقتداروسياست همواره در كنترل قبايل پشتون بوده و اقوام ديگر به خصوص شيعيان از آن محروم بوده اند و اين انحصار زمينه ساز تبعيضها و امتيازهاي شديد قومي و مذهبي در اين كشور شده است انحصار قدر ت در دست پشتونها خود سبب انحصار در امور اموزشي و فرهنگي بوده كه به ويژه شيعيان در اين خصوص از بسياري امكانات و فرصتهاي اموزشي محروم بوده اند از سوي ديگر اهل سنت در همه مرزها و سرحدات كشور مجاور هم مذهب و همزبان دارند ولي شيعه از چهار جانب بين اقوام اهل سنت محصور شده است. 6- مراسم مذهبي و ارتباطات فرهنگي برخي مراسمها و مناسبات مذهبي به صورت يكسان و نسبتا مشترك بين اهل سنت و شيعه برگزار و گرامي داشته مي شود كه از جمله مي توان به عيد فطر عيد قربان و عيد نوروز اشاره كرد هر چند مردم افغانستان به عيد نوروز و تحويل سال شمسي علاقه خاصي دارند اما عيد قربان و فطر در ميان شيعه و سني از جايگاه والاتري برخوردار است حتي عيد نوروز و مراسمهاي ويژه آن مثل زيارت گل سرخ كه به صورت فراگير د رمزار شريف و كابل برگزار مي شود و به ويژه در مزار شريف كه مردم ديگر ولايات نيز حتي الامكان در آن حضور مي يابند با هنجارهاي اسلامي عجين شده است مراسم گل سرخ در مزار شريف در روضه سخي كه مردم عقيده دارند مرقد امام علي است اجرا مي شود كه اداب ويژه خود را دارد و مراسم مشابهي د ر سخي كابل بر پا مي گردد و در هر دو مراسم شيعه و سني با هم شركت دارند مردم افغانستان با اعتقاد به اينكه نوروز مصادف با خلافت ظاهري امام علي است چند روز مجالسي را بر پا مي دارند. در هزاره جات كه از نظر حوزه فرهنگ مذهبي با شيعيان ايران مشترك است به لحاظ شاخصه اعتقادي اعتقادات فاضل مقداد و مرحوم صدوق بين مردم حاكم است ا ز نظر مناسك برگزار شدن نماز جماعت متاسفانه د ر روستاها خيلي ضعيف و نادر است در شهرها تا حدودي اين نقيضه تا قبل از سالهاي جنگ جبران شده است نماز جمعه تا اين اواخر مرسوم نبوده است مردم شيعه افغانستان از نظر شاخصه هاي نمادهاي جمعي احيا شده حسينيه ها و روحانيت و خصوصا ايات عظام سخت كوش و پر تلاش انان بوده است تعداد مدارس ديني آنان ناكافي و در سالهاي اخير تعطيل بوده و اين نقيصه از راه فعال شدن حسينيه ها تا حدود ي جبران مي شود در جشن يا سوگواري بيشتر توجه ايشان به عاشورا و غدير است پير مردان و پير زنان به قران خواندن و دعا خواندن و دعانويسي بين آنان رايج است براي اوراق قرآن و ادعيه و اسما متبركه احترام خاصي قائل اند و براي اوراق فرسوده قرآن جايگاه ويژه اي را منظور مي دارند كه تبديل به زيارتگاه شده و براي گرفتن شفا و براورده شدن برخي حاجات بدان مراجعه مي كنند از ذكر مراسمها و اداب ديگر مذهبي د ر ميان شيعه و سني به جهت اختصار صرف نظر مي كنيم و فقط اشاره مي كنم كه برخي از اهل سنت نيز در مراسمهاي عزاداري عاشورا شركت مي كنند و حتي طالبان روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام كرده بودند 7- حوزه هاي فرهنگي تاثير گذار بر افغانستان معاصر اگر چه در گذشته افغانستان خود منشا انتشار افكار عقايد فلسفه و عرفان بوده است و بسياري از مناطق جهان اسلام را تحت تاثير قرار داده و عامل نفوذ و گسترش اسلام در شبه قاره نيز حكام مسلمان افغانستان بوده اند اما در دوره هاي اخير و پس از افول فرهنگي و سياسي بيشتر منطقه نفوذ انديشه ها از ساير نقاط جهان اسلام بوده و هست اگر جهان اسلام را به حوزه هاي فرهنگي عرب زبان فارسي زبان انگليسي زبان ترك زبان تقسيم كنيم افغانستان از همه اين حوزه ها د ر دوره معاصر تاثير پذيرفته است كشورهاي عربي ب ويژه مصر و عربستان ا ز دوران جهاد به بعد بخش عمده اي از اهل سنت را در قالب احزاب جهادي اسلام گرا تا بنياد گرا و طالبان و سلفي گراها از طريق اخوان المسلمين والقاعده تغذيه فكري نموده است مكتب ديوبند از شبه قاره و به ويژه حزب جماعت اسلامي و مدرسه حقاني در پاكستان حامي جدي فرهنگي و سياسي برخي احزاب جهادي اهل سنت و طالبان بوده اند شيعيان بيشتر از ايران و مركزيت قم و نجف الهام گرفته اند و تركيه نيز به ويژه دستگاه عبدالله گلون در اين سالهاي اخير فعاليت گسترده فرهنگي ومذهبي در افغانستان داشته و دارد در اينده نيز همه اين حوزه ها در كنار تهاجم فرهنگي غرب در افغانستان به فعاليت و رقابت خواهند پرداخت. 7. شرايط جديد ديني - فرهنگي و سياسي - اجتماعي افغانستان بدون ترديد شكست طالبان و روي كار امدن دولت جديد شرايط تازه اي را به وجود اورد ه است كه در همه عرصه هاي ديني و فرهنگي و سياسي اجتماعي تحولات قابل توجهي رخ نموده و در ايند ه نيز انتظار مي رود كه تحولات عميق تري مثبت يا منفي رخ نمايد فصل جديد كه در عرصه هاي گوناگون و شئون زندگي مردم در اين كشور گشوده شده و مجموع حوادث دو سال گذشته در كنار حضور نيروهاي فرهنگي و سياسي اكثر كشورهاي جهان از جمله كشورهاي غربي و در راس آن ايالات متحده افغانستان را بيش از پيش با دنياي جديد و فرهنگهاي گوناگون در تعامل قرار داده است اگر با نگاه استراتژيك به آنچه در افغانستان مي گذرد بنگريم هم بايد از بد بيني صرف كناره جوييم و هم بيش از اندازه خويشين نباشيم و ضعيت جديد به وجود امده هم تهديدهاي تازه اي را براي دين فرهنگ هنجارها و ارزشهاي ديني و ملي تدارك ديده وهم فرصتهايي را براي بهره برداري اصحاب ديانت و به ويژه شيعيان و روحانيت اگاه و دردمند و قشر روشنفكر جامعه ما كه همواره ا ز حقوق اساسي و سياسي خود محروم بوده اند فراهم كرده است اينده از ان كسي خواهد بود كه نه غافل ماند و نه شتابزده و نسنجيده عمل كند بلكه با طمآنينه و مطالعه محققانه شرايط جديد ضمن دفع تهديدها با روشهاي مناسب خود را قادر به بهره بردن از فرصتها نمايد آنچه د ر پي مي ايد اشاره گذرا به اين تحولات پيش امده و شرايط جديد است . 1/7. حضور سياسي شيعيان و نقش آن در ساختار حكومتي جديد پس از شكست طالبان در 1380 سران احزاب جهادي افغانستان و بقاياي رژيمهاي گذشته د ر بن گرد هم امدند و دولت موقت را به وجود اوردند و در دو سال گذشته دو بار لويه جرگه متشكل از نمايندگان اقوام و مذاهب گوناگون تشكيل شده و لويه جرگه اول اعضاي دولت انتقالي را تعيين و لويه جرگه دوم قانون اساسي جديد را به تصويب رسانده است در دولت موقت و دولت انتقالي اگر چه حضور اقوام و مذاهب كاملا عادلانه نبود ه است اما نسبت به گذشته تفاوت چشمگيري در توزيع قدرت به چشم مي خورد و حكومت ا زانحصار يك قوم خارج شده است شيعيان اسما يا حقيقتا غير از رياست كمسيون مستقل حقوق بشر فعلا شش وزارتخانه و يك معاونت رياست دولت در اختيار دارند در قانون اساسي جديد مصوب سال 1382 نيز مانع قانوني براي راهيابي شيعيان در بالاترين سطوح قدرت و حكومت وجود ندارد و در گزينش رئيس جمهور وزرا معاونين رياست قوه مقننه و قضائيه و روساي دادگاهها و ......... شرط قومي و مذهبي ديده نمي شود 2/7. جايگاه مذهب در قانون اساسي جديد در قانون اساسي جديدافغانستان و د راولين ماده ان افغانستان دولت جمهوري اسلامي معرفي مي شود د رماده دوم نيز امده است دين دولت جمهوري اسلامي افغانستان دين مقدس اسلام است پيروان ساير اديان در پيروي ار دين و اجراي مراسم ديني شان در حدود احكامقانون ازاد مي باشند. سرور دانش كه از روحانيون تحصيل كرده حوزه علميه قم و عضو كميسيون تدوين قانون اساسي بوده اند در اين خصوص چنين توضيح مي دهند نوع رابطه دين يا دو.لت بر اين اساس پايه گذاري شده كه در افغانستان هيچ قانوني نمي تواند مناقض با اساسات اسلام وضع شود و اين بهترين فرمولي است كه هم سكولار نبودن نظام و ديني بودن انرا نشان مي دهد و هم به دولت منتخب مردم اجازه مي دهد كه با دست باز و متناسب با شرايط و مقتضيات زمان تصميم بگيرد و قانون وضع كند وي در رابطه با مذهب نيز مي گويد در كشوردما دو مذهب حنفي و تشيع وجود دارد تصميم گرفته شد كه از يك طرف روي اسلام و رعايت اساسات دين تكيه و تاكيد روشن و صريح صورت گيرد از طرف ديگر هيچ مذهبي به عنوان مذهب رسمي كشور ذكر نشود تا پيروان مذهب ديگر خود را رسمي و خارج ا ز چتر قانون و نظام حقوقي كشور احساس نكنند و از طرف سوم هم بر اين نكته تاكيد شود كه سيستم حقوقي كشور سيستم واحد است و از جهت چهارم هم بر اساس حقوق بشري افراد و رعايت اصول عدالت به پيروان هر دو مذهب اجازه داده شود كه در زمينه مناسك و مراسم مذهبي تعليمات ديني و احوال شخصيه مطابق به احكام مذهب خود عمل نمايد . در ماده سوم قانون اساسي جديد نيز امده است در افغانستان هيچ قانوني نمي تواند مخالف معتقدات و احكام دين مقدس اسلام باشد در قوانين اساسي گذشته افغانستان مذهب رسمي كشور مذهب حنفي بود اما در قانون اساسي جديد نامي از مذاهب برده نشده و تكيه روي دين مقدس اسلام است با اين حال در بخش قضا دو ماده وجود دارد كه يكي از اين دو ماده روح فقه حنفي را بر محاكم حاكم مي گرداند هر گاه براي قضيه اي ا ز قضاياي مورد رسيدگي رد قانون اساسي و ساير قوانين حكمي موجود نباشد محاكم به پيروي ازفقه حنفي و در داخل حدودي كه اين قانون اساسي وضعنمود ه قضيه را به نحوي حل و فصل مي نمايد اما در ماده بعدي دو بند وجود دارد كه به پيروان مذهب شيعه نسبت به قوانين گذشته ازادي عمل داده است در امده است محاكم براي اهل تشيع در قضاياي مربوط به احوال شخصيه احكام مذهب تشيع را مطابق به احكام قانون تطبيق مي نمايد در بند دوم هم امده است د ر ساير دعاوي نيز اگر در اين قانون اساسي و ساير قوانين ديگر حكمي موجود نباشد محاكم قضيه را مطابق به احكام اين مذهب حل وفصل مي نمايد فهواي اين بنداين است كه در صورت نبود حكمي در فقه حنفي براي پيروان مذهب حنفي نيز احكام فقه جعفري واحيانا اسماعيلي ملاك قرار گيرد 3/7. چالش سنت و مدرنيته اغاز بر خورد سنت و مدرنيته در افغانستان به دوران امان الله پادشاه متجدد افغانستان (1919-1929 م/ 1298- 1380 ش 53 بر مي گردد امان الله ضمن طرح ضرورت اتحاد مسلمين و گرايش پان اسلاميستي و احياي خلافت اسلامي و مبارزه با استعما ر تلاش نموده قدر ت ملاها را در تمامي زمينه ها از جمله در امر تعليم و تربيت كاملا محدود كند و حتي اجاز ه تحصيل روحانيون در مكتب ديوبند هندوستان را نداد او به سبك اتا ترك تركيه و پهلوي ايران شروع به اجراي برنامه هايي از قبيل حذف حجاب زنان حق تعليم زنان ارايش زنان به سبك غربي ترويج لباسهاي مدل اروپايي و ... نمود بنياد گرايان به مقابله با وي برخاستند و سر انجام بچه سقا كه در ابتدا به راهزني مشغول بود با شعار دفاع از دين و با حمايت بنيانگرايان پروژه امان ا... را ناكام گذاشت و حكومت او را ساقط كرد . در مورد رويكرد امان الله تفاسير و تحليلها و برداشتهاي زيادي وجود دارد و يكي از نكات جالب اينكه عده اي احمد شاه مسعود را پي گير امان الله و ادامه دهنده وكامل كننده پروژه امان الله مي دانند به هر حال تجدد گرايي امان الله نتوانست پرده هاي سنت را در افغانستان بدرد پس از ان افغانستان دچار فراز و نشيب هاي فراوان شده و د ر مجموع رو به اضمحلال سياسي و افول فرهنگي بوده است تا اينكه شوروي پس از آن نفوذ در ساختار حكومتي كابل سر انجام به اشغال افغانستان پرداخت و از سال 1357 تا سال 1371 افغانها به جهاد و عليه شوروي پرداختند اگر چه پيش از سال 57 نيز مبارزاتي عليه كمونيسم انجام گرفته است اما مبارزه سراسري از سال 57 شروع شده در يك و نيم قرن اخير بوده است. دوران جهاد شيعه و سني را عليه شوروي هماهنگ بسيج كرد و افغانها با الهام از معتقدات ديني خود از وطن اسلام و ارزشهاي ديني خويش با امكانات فوق العاده محدود در برابر ارتش سرخ تا دندان مسلح به دفاع برخاستند و سر انجام در سال 1371 اين ارتش مغرور را سرخورده از افغانستان خارج نمودند فرهنگ جهاد مبتني بر ارزشهاي اسلامي از رهبران و علما و مجاهدان در نزد مردم قديساني ساخته بود كه به عنوان پاسداران دين و نماينده صاحب شريعت به انان مي نگريستند و به اكرام شان مي پرداختند اما متاسفانه جنگهاي داخلي پس از دوره جهاد وعملكرد مجاهدان و رهبران ديني نه تنها افتخارات دوران جهاد را از بين برد كه چهر ه دين ارزشهاي اسلامي و موقعيت علما را تخريب كرد به گونه اي كه مجاهد ديروز امروز جنگ سالار لقب گرفته است همين عملكرد مجاهدين بود كه زمينه خيزش طالبان و رشد افكا ر افراطي و عقايد متحجرانه را فراهم ساخت بنابر اين نابجا و ناصواب نخواهد بود اگر بگوييم كه اولين تيشه را به ريشه سنتها و ارزشهاي ديني عملكرد مجاهدي زد و دومين قدم را در تخريب چهره زيباي دين طالبان با چكمه هاي خون الود امريكايي و دلارهاي نفت الود سعودي و افكار بسته و متاثر از جمود وهابي برداشت . به هر حال شرايط پس از دوران جهاد سبب شد كه پس از استعمار پير انگلستان و ارتش سرخ شوروي ابر قدر ت سوم يعني امريكا وارد صحنه افغانستان شود خستگي مردم از جنگ تاراج مال ناموس و تهديد زندگي شان زمينه را براي تهاجم فرهنگي غرب فراهم ساخته است و در چنين شرايطي پذيرش عناصر و هنجارهاي فرهنگ ليبرال امر عادي و مثبت تلقي و ارزيابي مي شود. ليبرال مسلكان جامعه ما به بهانه نقد عملكرد مجاهدين فرصت يافته اند تا تمام ارزشهاي اسلامي را زير سوال برده و راه نجات و فلاح كشور را د ر پيمودن را ه غربيان اعلام كنند اگر چه اين طيف در افغانستان بد ون ترديد بسيار در اقليت است اما زنگ خطري است براي اصحاب دين و ارباب ديانت . نكته اي كه بايد مورد توجه باشد اين است كه بحث چالش سنت و مدرنيته در جهان سوم و كشورهاي اسلامي يك امر فراگير است و در افغانستان نيز اين مساله طبيعي بود كه پس از استقرار صلح برجسته تر مي شد و اين از چند سال پيش و از دوران مجاهدين و طالبان قابل پيش بيني بود بنابر اين همه مسائلي كه امروز ما در عرصه فرهنگ اجتماع و سياست با انها مواجه هستيم صرفا با حضور امريكا وارد نشده است دير يا زود اين مسائل رخ مي نمود و از اين پيش نيز تا اندازه اي رخ نموده بود مهم آن است كه جامعه متدين و علما و روحانيت به جاي فرافكني مشكلات و صرفا سخن گفتن از وجود مشكل عملكردها و رفتار خودشان را باز بيني و نيز از عمل شتابزده و نسنجيده پرهيز و شمرد ه گام بردارند چه اينكه بيش از جذبه هاي فرهنگ ليبرالي عملكرد علما و مجاهدين جنگ هاي داخلي ناسازگاري فكر ي تجمل گرايي تعقيب منافع شخصي و ماد ي جاه طلبي و مقام پرستي تحجر بي لياقتي عدم صلاحيت علمي و.. و به ويژه رويكرد طالباني به دين بيشتر مردم را از ارزشهاي ديني و روحانيت رويگردان كرده است . 4/7. جايگاه و نقش علما و روحانيت با همه آنچه گفته شد علما و روحانيت جايگاه ويژه اجتماعي در ميان مردم افغانستان داشته و دارد نه تنها مردم شيعه به علما و روحانيون خود و اهل سنت به يك روحاني شيعي نيز احترام و منزلت ويژه قائل اند .
در
افغانستان جامعه روحاني سازماندهي شده و داراي سلسله مراتب وجو د ندارد با اين همه
ميان
ملاهاي روستاها و روحانيون تحصيلكرده تمايزي كاملا واضح مشاهده مي شود اين
روحانيون
عليمرتبه به لحاظ تربيت خود تشكيل يك گروه مي دهند و نه به لحاظ مقامي كه
در يك
نهاد سياسي دارند اين گروه كه از اسلام قرون وسطايي برخاسته تا زمان حال كه
توسط
گرايش به غرب حاشيه نشين شده از لحاظ مطالبي كه مطالعه مي كند و آنچه مستند و
تكيه گاه
اوست لايتغير با قيمانده است اما قشر جديد روحانيون شيعي و سني هم ا ز
لحاظ
دامنه تحصيلات وهم به جهت فعاليتهاي اجتماعي كاملا متفاوت از قشر سنتي روحانيت
است
اينان ضمن دخالت د ر سياست و احيانا تصاحب پستهاي سياسي و نظامي و ازفعالترين
عناصر
اجتماعي به حساب مي ايند در سالهاي اخير فعاليتهاي فرهنگي برخي طلاب حوزه
علميه قم
و فارغ التحصيلان آن نيز نسبتا مناست بوده است گذشته از آنكه عده اي از
طلاب با
سابقه چندين ساله بدون فعاليت و باز دهي همچنان در قم و مشهد و معطل اند
برخي
طلاب جوان در دو سال اخير در كادر وزارت اموزش و پرورش و برخي در نهاد هاي
ديگر
مشغول فعاليت اند برخي نيز به امور مطبوعاتي پرداخته وعده اي به عنوان مدرس يا
فعاليت
از طريق رسانه منبرمشغو ل شده اند بدون تعارف طلاب محصل در حوزه علميه قم را
نيز مي
توان به سه دسته تقسيم كرد دسته اولي برخي علمايي اند كه جز تركيب ضرب زيد و
تجزيه
برخي لغات عربي واحيانا چند مساله فقهي و چند روضه استاندارد نياز به اطلاعات
بيشتر از
ان در خود احساس نمي كنند و با مسايل پيش امده و مردم نيز بسيار با تصلب
برخورد
مي كنند دسته دوم از آن لبه بام افتاده و از حوزه علميه به شهريه و گهگاهي
بن و
عنايتي اي بسنده كرده و در س حوزوي خواندن را تلف وقت و عقايد و ارزشهاي ديني
را نيز
تحجر و كهنه پرستي مي دانند د راين ميان بحمدالله كم نيستند طيفي كه ضمن
تعهد به
شون طلبگي خود و حرص و تلاش در فراگيري علوم مقدس اسلام همگام با زمانه و
تحولات
ايام در حركت اند و در اينده نيز بار فرهنگي كشور را به دوش خواهند
كشيد. 8. چشم انداز اينده اسلام و تشيع . ارزشهاي فرهنگ غربي وارد كشور شده و مي شود و بي بند و باري اخلاقي تشكيكات فكر ي و جنگ با ارزشهاي ديني را دامن مي زند و تعداد قابل توجهي از جوانان را به كام اباحيگري انداخته است و احتمال گسترش اين روند د ر آيند ه نيز وجود دارد علاو ه بر اين شبهاتي درباره عقايد و ارزشهاي اسلامي به وجود امده كه نيازمند پاسخگويي است در مجموع اين شبهات و تشكيكات را مي توان به صورت زير دسته بندي كرد. الف(ناكاميهايي كه در گذشته صورت گرفته مربوط به عملكرد ها بوده است يا نظريه ها عملكرد علما چگونه بوده است ب) با توجه ب اوضاع كنوني داخلي و منطقه جهان اسلام موضع دين چيست ؟ ج ) نظر به اينكه مديريت كشور به دست امريكاييها يا مجريان آنان است موضع مسلمانان در حوزه هاي اقتصاد سياست اموزش و قضا چگونه بايد باشد د) جمع اسلام و شريعت اسلامي با هنجارهاي حقوق بشر و كنوانسيونها ي بين المللي كه در قانون اساسي به رسميت شناخته شده است چگونه قابل جمع است. موضوعات انديشه اي مطرح در مطبوعات نيز عبارتند از حقوق زنان بهداشت زنان اموزش زنان پلوراليسم جامعه مدني دموكراسي جداي دين از سياست نقد عملكرد بنيادگراها بررسي تفكر طالبانيسم و رقابت بين كشورها ي غربي و عربي و در همه عرصه ها ي سياسي اقتصادي و فرهنگي و از جمله در دانشگاهها و مراكز اموزشي ديگر جدي است. بدنه اصلي جمعيت هنوز به شدت سنتي و متدين است و ارزشهاي ديني با خون و گوشت مردم عجين شده است و هنوز مردم افغانستان در قياس با بسيار ي از جوامع ديگر به ارزشهاي ديني و احكام و دستورات دين سخت پايبند هستند با اين حال در ك ديني تقريبا پايين مردم و مشكل بي سوادي قسمت عمده جمعيت كشور جامعه متدين ما را اسيب پذير نموده است. نكته ديگر اينكه به نظر مي رسد از درون تضادهاي بريلوي _ ديو بندي ديالكتيك عقدتي ميان حنفيان كشور و از ميان تز و انتي تز بنياد گرايي سنت گرايي و تجدد خواهي طيف ميانه اي كه در گذشته نيز وجود داشته است به عنوان سنتز ظهور برجسته تري يابد و گسترش پيدا كند علائم اين امر مشهود است و اگر چنين اتفاقي بيفتد را ه را براي همزيستي مسالمت اميز و سازش ميان حنفيان و شيعيان باز خواهد نمود و تعامل سنجيده و تبادل انديشه به روش مناسب با اين طيف قطعا بر تعديل بيشتر انان تاثير گذار خواهد بود نمونه هايي از اين روند تعديل تاثير و تاثر سازش را در دو سال گذشته و به ويژه در فرايند تدوين و تصويب قانون اساسي جديد مي توان ملاحظه نمود در اين ميان پروژه ايه الله محسني از علماي شيعي در تقريب و سازش ميان شيعه و سني تا اندازه زيادي موفقيت اميز بوده است و اگر همين روش پي گير ي شود اميد بيشتر به بهبود وضعيت شيعيان در افغانستان وجود دارد. نتيجه و پيشنهاد از آنچه گفته امد مي توا ن چنين نتيجه گرفت 1. دين در زندگي مردم افغانستان جايگاه ويژه دارد و به راحتي ا ز زندگي آنان قابل حذف يا رنگ باختن نيست. 2. تجربه تلخ پس از دوران جهاد و ورود به چالش سنت و مدرنيته و شرايط جديد به وجود امد ه هم شكاف ها ي قومي و مذهبي را د ر افغانستان افزايش داد و به وحدت ملي اسيب وارد نمود و هم صدمات جبران ناپذيري بر پيكره سنت ديني و اداب ملي ما وارد ساخت 3. شرايط جديد به وجو د امد ه پس از استقرار دولت جديد شمشير دودمي است كه هم تهديد هايي را براي دين و فرهنگ افغانستان به و جود اورده وهم فرصتهايي را براي دينداران د رپيش گذاشته كه مي توانند با باز خواني پروند ه و عملكرد گذشته خود به رفع كاستيها و بهبود كارايي خود بپردازند اين فرصتها و تهديدها برا ي جامعه شيعي چند برابر است و جداگانه بايد برا ن تاكيد كرد با توجه به اين نكات چند پيشنهادرا براي طلاب كشور و نيز مركز جهاني و نهادهاي همسو مطرح نمود : 4. سازماندهي طلاب و برنامه ريز ي مطابق با نيازها ي امروزين جامعه و شرايط جديد كشور اعزام طلاب به صورت كارشناسي شد ه و برنامه و اهداف مشخص 5. مطالعات استراتژيك وراهبردي در عرصه اجتماع فرهنگ اداب و رسوم اقوام و مذاهب و شناسايي استعدادهاي طلاب و تقويت اين استعدادها براي نفوذ د رنهادهاي متفاوت صداو سيما اموزش و پرورش دانشگاهها و و نه صرفا منبر ومدرسه مسجد و حسينيه
|
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |