|
|
|
زندگينامه و فعاليتهاي شهيد صادقي نيلي 1ـ ولادت و تحصيلات شهيد محمد حسين صادقي، در سال 1318 هجري شمسي، در خانواده مذهبي محمد حسن كربلايي، در قرية نيلي ولايت دايكندي چشم بدنيا گشود. محمد حسين مانند سائر فرزندان جامعة آن روز سواد قرآن خواني و فارسي را نزد روحاني محل مي آموزد. ادامة درسهايش را استاد شهيد در سطوح بالاتر، با كمك پدر بزرگوارش در مدرسه ديني پيمي گيرد. و راهي«سنگ تخت» ميشود، كه آن زمان سنگتخت، با اساتيدي برجستة چون شيخ قاسمعلي يكي از مراكز مهم علوم ديني در منطقه بهشمار ميرفت. استاد شهيد، حدود پنج سال در آنجا، از محضر اساتيد پرتلاش آنجا خصوصاً از محضر شيخ قاسمعلي بهره ها برد. با وجود مشكلات فراوان، با همت و پشتكار عاشقانه به تحصيلاتش ادامه داد، كتابهاي قوانين و دو جلد لمعه را به پايان رساند. با توجه به اينكه در حوزة كه در قلدستك سنگتخت بود، از سطح لمعه بالاتر تدريس نميشد. استاد شهيد صادقي نيلي در سال 1349 به منظور تكميل تحصيلات و استفاده از محضر اساتيد بزرگ و انديشمندان حوزوي، راهي مركز علم، اجتهاد و فضل و ادب، نجف اشرف ميشود. در جوار مولاي متقيان علي(ع) رحل اقامت ميافكند. با شوق و ذوق فراوان به تحصيل علوم و معارف اسلامي مشغول ميشود، با زحمات و تلاش طاقتفرساي خويش علاوه بر اتمام سطح، مدتي به درس خارج نيز ميپردازد. در حين كه استاد در نجف بوده به حج هم مشرف ميشود، و پس از سه سال تحصيلات بربار استاد در سال 1352 به وطن خويش باز ميگردد. 2ـ راهاندازي دروس حوزوي و ارشاد مردم قبل از انقلاب استاد پس از بازگشت از عراق، مدرسه علميه «نيلي» را تأسيس نمود. طلاب زيادي جذب حوزه گرديد. از مرحلة مقدمات تا رسائل و مكاسب تدريس ميگرديد. سير تاريخي نشان ميدهد، كه نبود گسترة فعال حكومت در آن مناطق، بسياري از كارهاي عمومي، از جمله حل و فصل دعاوي بگونة مختل بود. لذا استاد شهيد در سطح منطقة خود و بسياري از روحانيون آن زمان اين امر مهم(قضاوت) را بر عهده داشتند. استاد شهيد، از ظلم و اجحاف برخي افراد سودجو به نام خان رنج ميبرد، و از طرفي فعاليت احزاب چپي و الحادي چون خلق و پرچم با اغفال بعضي افراد در منطقه، نيز باعث توجه جدي استاد و همرزمانش گرديد، كه بصورت آشكار و پنهان هم با استبداد منطقهاي و هم با نفوذ استبداد ماركسيستي دست مبارزه ميزد. 3ـ خدمات فرهنگي و اقتصادي بعد از انقلاب الفـ بازگشايي مكاتب: استاد شهيد با درك ضرورت توجه به امور تعليمي و تربيتي نونهالان و جوانان محروم آن سامان، در قدم اول، مكاتب جديد (دولتي) را از انزوا و خلوت بيرون آورد. آن مراكز حياتي و آيندهساز را با حضور صدها نونهال مشتاق، حيات دوباره بخشيد. جـ احداث مدرسه، مسجد و بازار: بناي مسجد و بازار نيلي و احداث مدرسه مهديه از نمونههاي مثال زدني در اين مورد است، در راستاي گسترش آموزش، ابتدا مدرسه علميه نيلي آغاز به كار كرد، و كمكم مدارس ديني سائر نقاط نيز فعال و پذيراي طلاب گرديدند. جـ تعمير و احداث سركهاي منطقه براي سهولت در امر حمل و نقل مايحتاج مردم، با هدايت استاد صورت گرفت. دـ احداث پل، جوي غدار پس از سه سال كار مداوم، مورد بهرهبرداري قرار گرفت و بيش از هشتاد خانوار بي زمين و كم زمين را صاحب زمين نمود. سپس اين تجربه موفق در بسياري از نقاط تكرار شد و كمك شاياني به توسعه زراعتي منطقه نمود. هـ راهنمايي و حفر چاهها در مناطق مختلف، و استفاده از زمينهاي موات. 4ـ تدبير جهاد و انقلاب پس از كودتاي هفت ثور روسها بر افغانستان تسلط يافت. انقلاب عليه روسها در همه جاي افغانستان راه ميافتاد، اما انقلاب مردم دايكندي بهرهبري روحانيون برجستة چون شهيد صادقي و دانش لزير در آن زمان اولين جرقههاي انقلاب عليه كمونستها و روسها به شمار ميرفت. استاد شهيد، در تاريخ 19 حمل 58 همراه با تعداد كثيري از مردم آن سامان، به قصد تصرف خدير مركز ولسوالي دايكندي به حركت درآمدند. با اين كه مردم، سلاحي جز تبرزين و خردم و بيل نداشتند، ولي مركز ولسوالي طي يك درگيري شديد و كوتاه مدت به تصرف مردم درآمد. آوازه قيام پرشكوه مردم دايكندي در كل هزارهجات و در سطح افغانستان طنين افكن شد، و مايه اميد و دلگرمي مردمان نقاط ديگر گرديد. به فاصله اندكي مردم شهرستان به پا خاستند و بساط كمونيستها را برچيدند. استاد شهيد و همرزمانش، پس از آزادسازي دايكندي از لوث وجود وابستههاي كمونيست، براي فتح باميان آماده شدند، كه در روز هفت ثور 58 ولسوالي ورس پاكسازي ميشود، پس آن رهسپار پنجاب ميشود و مركز آن ولسوالي را نيز با كمك و مساعدت مردم آن ديار آزاد ميكند و در تاريخ 11/2/58 پرچم فتح را بر بلنداي آن سرزمين نيز به اهتزاز در ميآورد. آنگاه با همدستي مجاهدان سائر نواحي يكاولنگ را فتح ميكند. و سپس با هماهنگي مردم و مجاهدين ولسواليهاي ياد شده و ديگر مناطق به باميان يورش بردند. اين بار، قيام تاريخي و حماسهساز «باميان» رقم ميخورد و جمع كثيري از جهادگران آزادي بخش در باميان، جام شهادت مينوشند، و با وجود شجاعتها و تلاشهاي مجاهدين، در يك جنگ نابرابر به علت نبود تسليحات و عدم آشنايي مجاهدان از منطقه، و فنون جنگي نظامي، مركز باميان آزاد نگرديد. استاد شهيد و همسنگرانش، عزم فتح ترينكوت مركز ولايت ارزگان را نمود، با هماهنگيهاي كه با مجاهدين پشتون داشتند، زماني معيني را براي آزادسازي معين كرده بودند، ولي وقتي كه حمله به ترينكوت آغاز ميشود، همكاري صورت نميگيرد، لذا استاد شهيد و يارانش بدون فتح ترينكوت به منطقه برميگردد. 5ـ تشكلسازي و انسجام بهتر مردم در انقلاب الفـ شوراي انقلابي اتفاق اسلامي و استاد شهيد پرچمدار انقلاب و ساير علماء با درك چنين ضرورتي، سنگ بناي «شوراي انقلابي اتفاق اسلامي» را به عنوان محور تشكل سياسيـ مبارزاتي مردم تشيع، پايهگذاري ميكنند. در تشكيلات نوبنياد شوراي اتفاق، آيت الله بهشتي رئيس و استاد شهيد به عنوان معاون اول رئيس شورا و مرد شماره دو آن تشكيلات ايفاء وظيفه مينمود. هنوز چند صباحي از شكلگيري شوراي اتفاق نگذشته بود كه استاد شهيد به منظور معرفي چهره انقلاب اسلامي به جهانيان و انعكاس مبارزات مردم مناطق مركزي در خارج از كشور، راهي پاكستان و ايران گرديد. او نخستين سفير و پيام رسان مبارزات مردم مناطق مركزي در خارج از كشور بود. پس از بازگشت ايشان، مبارزه با استبداد خاني را كه نه تنها در مناطق ما بلكه در افغانستان، ايران و ساير كشورها به اشكال مختلف، اين معضل خانسالاري و بورژوازي زمينسالاري وجود داشت، كه ايشان سعي در هدايت خوانين داشت، كه از ظلم و تعدي بر مردم خود دست بردارند، چون آنان خواسته و ناخواسته عاملان دست نشاندة حكومتهاي جائر به شمار ميرفت، و حكومت با آنها بر سر حقوق ملت معامله ميكرد. از جانب ديگر استاد شهيد با معضل و مرض نژادپرستي و جهالت عدهي پشتون همسايه هم بايد دست و پنجه نرم ميكرد، و در مقابل تجاوزات آنان عليه مردم بيدفاع صورت ميگرفت دفاع ميكرد. از سوي ديگر استاد شهيد، با جنگهاي داخلي خانمانسوز روبرو شد. توطئههاي دشمنان داخلي و خارجي و وحشتي كه از روند تكامل انقلاب و تشكيل شوراي انقلابي اتفاق اسلامي، در قلب هزارهجات داشت، كارگر شد، كشتن يك نفر بهانة شد كه آتش جنگ داخلي شعلهور شود، و از ورس بر نيلي هجوم بياورد، و اين اول و آغاز بدبختي مردم ما در طول انقلاب بود. استاد شهيد راهي دفاع را پيش گرفت، كاري ديگر نميتوانست بكند. بـ حزب وحدت اسلامي افغانستان و شهيد صادقي آخرين حركت وحدت خواهانه، تشكيل حزب وحدت اسلامي بود كه باز آن شهيد وحدت از استوانههاي پايدار جريان مذكور بود. در مرحله تعيينات حزب وحدت، ايشان به عنوان عضو شوراي مركزي و فرمانده كل نيروهاي مسلح حزب وحدت انتخاب گرديد و از آن پس به ايفاي وظيفه در سنگر جديد پرداخت. اولين وظايف او در سمت فرماندهي كل نيروها، عبارت بود از: ادغام پايگاههاي احزاب منحله و تشكيل پايگاههاي واحد، خاتمه بخشيدن به درگيريهاي پراكنده داخلي و تشديد جهاد در جبهههاي جنگ با ايادي روسها. استاد با شور و اشتياق به انجام امور فوق پرداخت و صادقانه پايههاي وحدت را تحكيم بخشيد. استاد شهيد، از طرف حزب وحدت اسلامي، مسؤوليت هماهنگي مهاجرين و مراكز نمايندگي در خارج از كشور را در راستاي حزب وحدت، با اصراري بر وجود شخص استاد داشتند، پذيرفت و در زمستان سال 1368 همراه با اعضاي هيئت حزب وحدت به ايران آمد. او در ايران همگام با ديگر اعضاء هيئت، تلاشهاي گستردهاي را به منظور ترغيب گروهها به اتحاد، ادغام دفاتر و اعلام رسمي حزب وحدت، آغاز نمود. در اين راستا، ملاقاتها و نشستهايي با رهبري ايران، آيات عظام، مسؤولان جمهوري اسلامي، سران احزاب و ديگر شخصيتهاي سياسيـجهادي داشتند. كه اين تلاشها بود، حزب وحدت به عنوان يك وزنه مهم و تعيين كننده در افغانستان ظهور نمود، و در جهان خارج نيز مطرح گرديد. 6ـ شهادت سرانجام اين ابر مرد تاريخ مردم و جامعة افغانستان، پس از سالها تلاش، مبارزه و خدمات اين بار از توطئة دشمنان جان سالم بدر نميبرد، در 24 عقرب 1369 در قريه سنگ موم در خانه يكي از اهالي آنجا از پنجرة اتاق مورد رگبار گلولههاي دشمن قرار ميگيرد، كه با همرا فرزند سه سالهاش جام شهادت را مينوشند. روحش شاد و يادش گرامي و راهش پر رهرو باد. |
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |