صفحه اول  

  افغانستان

  معارف اسلامي

  مقالات

  معرفي كتاب

  سايت‌هاي قرآني

  شبكهراديوهايافغانستان

  اخبار

  رسانه‌ افغانستان

  سالن انديشه

  سايتهاي افغانستان

  دانشگاه‌هاي جهان

  سايت‌هاي حقوقي

  پايان نامه‌ها

  سايت خوشنويسان

  خبر گزاري‌هاي جهان

  ورزش

  فلسفي‌،اطلاعات ‌عمومي

  سايت‌هاي سياسي

  مجلات‌فلسفي ‌وحقوقي

  مصاحبه ها

  شخصيت هاي افغانستان

  آرشيو

  تماس با ما

  در باره ما

  آلبوم

  قوانين كشور

ادبيات و هنر:

  داستان

  شعر

  خوشنويسي

  نقاشي

  عكسها

تالار گفتگوي آنلاين و آفلاين، كليك كنيد

  وزارت عدليه افغانستان

  آژانس باختر

  اوقات شرعي افغانستان و جهان

قلبِ قلب آسيا ضعيف مي‌تپد(گزارش تحليلي از دايكندي)

 

 

پيامبر اكرم(ص) از نگاه امام صادق (ع) و امام صادق از نگاه اهل سنت

احمد محيطى اردكانى

در طول تاريخ بشريت، كم تر انساني وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگي اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏ شده ‏باشد.  خداوند متعال در قرآن كريم كتابي كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييري تا قيامت‏باقي است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفي نموده و با عالي‏ترين صفات ستوده است.  خداوند متعال مي‏فرمايد: «انك لعلي خلق عظيم‏»; (2) ي پيامبر! تو بر اخلاقي عظيم استوار هستي.

نيز مي‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو علي الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كساني كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگي حضرت‏محمد(ص) سخن گفت ‏ اند.

اما ائمه عليهم السلام با نگاهي ژرف و دقيق سيمي آن شخصيت‏بي‏نظير و در يكتي عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفي زندگي،مبارزات و آموزه‏هي آن حضرت پرداختند.

در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايي از زندگي و شخصيت‏ حضرت‏ محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسي فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگي نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «ي محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و علي را آفريدم...». (5)

ثقه‏الاسلام كليني(ره) مي‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏ حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامي پيامبر)بود. يكي از آن دو به ديگري گفت: آيا مي‏بيني آنچه را من‏مي‏بينم؟

ديگري گفت: چه مي‏بيني؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مي‏خواهي بشارتي به تو بدهم؟ او گفت: آري. ابو طالب گفت:

از تو فرزندي به وجود خواهد آمد كه وصي اين نوزاد، خواهد بود (6)

نام‏هي پيامبر

كلبي، از نسب شناسان بزرگ عرب مي‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هي پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

گفتم: دو يا سه نام.

امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هي پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

سپس آن حضرت بري هر اسمي آيه‏ي تلاوت فرمود. نيز فرمود:

«ذكر» يكي از نام‏هي محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبي! هر چه مي‏خواهي از ما سؤال كن.

كلبي مي‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

برخي چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

عظمت نام محمد(ص)

جلوه نام محمد(ص) بري امام صادق(ع) به گونه‏ي بود كه هر گاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مي‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وي تاثير مي‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهي سبز وگاهي زرد مي‏شد، به طوري كه آن حضرت در آن حال، بري دوستان نيزنا آشنا مي‏نمود. (9)

امام صادق(ع) گاهي بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مي‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مي‏گويد: روزي به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزي است كه تو را نديده‏ام.

عرض كردم: خداوند متعال به من پسري عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

خدا او را بري تو مبارك گرداند چه نامي بري او انتخاب‏كرده‏ي؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هي مباركش به‏زمين بخورد.

آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فدي رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدي به او نرسان! بدان! در روي زمين‏خانه‏ي نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

سيمي محمد(ص) (10)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائي‏اش، «هند بن ابي‏هاله‏» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سيمي دل آري خاتم پيامبران(ص) را بري وي توصيف‏نمايد. هند بن ابي هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديده‏هابا عظمت مي‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كماني و از هم گشاده، در وسط بيني برآمدگي‏داشت، ريشش انبوه، سياهي چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مي‏كرد. وقتي به چيزي توجه مي‏كرد به طور عميق‏به آن مي‏نگريست، به مردم خيره نمي‏شد، به هر كس مي‏رسيد سلام‏مي‏كرد، همواره هادي و راهنمي مردم بود.

بري از دست دادن امور دنيايي خشمگين نمي‏شد. بري خدا چنان غضب‏مي‏نمود كه كسي او را نمي‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وي كسي بود كه، بيشتر مواسات و احسان و ياري‏مردم نمايد...» (12)

سعدي با الهام از روايات، در اشعار زيبايي آن حضرت را چنين‏توصيف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتي نيست در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هر كسي به قيامت ليله اسري شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسي وعيسي آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گيتي مجال همت او نيست روز قيامت نگر مجال محمد و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شايد اگر آفتاب و ماه نتابد پيش دو ابروي چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب ديد جمالش خواب نميگيرد از خيال محمد سعدي اگر عاشقي كني و جواني عشق محمد بس است و آل محمد (13)

اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:«الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏» (14)

كساني كه كتاب آسماني به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمي‏شناسند; (ولي) جمعي از آنان، حق را آگاهانه كتمان مي‏كنند.

امام صادق(ع) فرمود:«يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم...»

محمد(ص) فرستاده خداست; و كساني كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مي‏بيني، در حالي كه همواره فضل خدا و رضي او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)

امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زماني كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل كتاب (يهود و نصاري) او را شناختند اما نسبت‏به اوكفر ورزيدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامي كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)

خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مي‏فرمايد: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمين‏» (18) ما تو را جز بري رحمت جهانيان‏نفرستاديم. قرآن نيز مي‏فرمايد:اشداء علي الكفار رحماءبينهم...»،

در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. اين دوچگونه با هم جمع مي‏شوند؟

توجه به اين آيه بري طرفداري انديشه تسامح و تساهل ضروري است.

آيا ممكن است كامل‏ترين انسان، كه با كامل‏ترين كتاب آسماني براى‏هدايت تمام جهانيان مبعوث گرديده است در مقابل دشمنان دين هيچ‏عكس العملي جز مهرباني نداشته باشد؟!

بري اداره جامعه ديني و بقي آن بايد در مقابل دشمنان دين‏ايستاد شدت عمل نسبت‏به كافران و مبارزه با آن‏ها بري از بين‏بردن موانع هدايت عين رحمت است.

برترين مخلوق

حسين بن عبدالله مي‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقي را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)

امام صادق(ع) در حديث ديگري فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكاني با وي همراه بود و از آن به بعداو را همراهي نمي‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالي‏مرا تنها مي‏گذاري؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايي‏قدم گذاشته‏ي كه هيچ بشري قدم نگذاشته و بيش از تو بشري به آن‏جا راه نيافته است (20)

معمر بن راشد مي‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودي خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست.

پيامبر اكرم(ص) فرمود: ي يهودي! چه حاجتي داري؟ يهودي گفت:

آيا تو برتري يا موسي بن عمران; آن پيامبري كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را بري او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟

پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايي كند ولكن(در جوابت) مي‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتي خواست از خطي خود توبه‏كند، گفت: «اللهم اني اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لي‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مي‏خواهم كه مرا عفو نمايي.

خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتي از غرق شدن دردريا ترسيد گفت «اللهم اني اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتني من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مي‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهي. خداوند نيز او را نجات داد.

حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم اني اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتني منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مي‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهي. خداوند نيز آتش را بري اوسرد و گوارا نمود.

حضرت موسي(ع) وقتي عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم اني اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتني‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مي‏نمايم كه مراايمن گرداني. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلي‏» (21) نترس. مسلما تو برتري.

ي يهودي، اگر موسي(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مي‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمي‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعي به حال اونداشت.

ي يهودي! از ذريه من شخصي ظهور خواهد كرد به نام مهدي(ع) كه‏زمان خروجش عيسي بن مريم بري ياري او فرود مي‏آيد و پشت‏سر اونماز مي‏خواند. (22)

سياستمداري پيامبر(ص)

در عرف جهاني امروز «سياست‏» را به معني نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مي‏كنند، اما «سياست‏» در لغت،به معني «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».

فضيل بن يسار مي‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضي ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود:

«انك لعلي خلق عظيم‏»; تو بر اخلاق عظيمي استواري. سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به‏عهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا بري شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهي كرد، خود داري نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏به سياست‏و تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايي نداشت و به آداب خدا تربيت‏شده بود،... . (24)

زهد و وارستگي

حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلي نشان‏نداد و به آن، توجهي نكرد. آن حضرت بري هدايت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياست‏شد.

امام صادق(ع) مي‏فرمايد: روزي رسول خدا(ص) در حالي كه محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏ي بر او نازل شد، در حالي كه كليدگنج‏هي زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: ي محمد(ص)، اين‏كليدهي گنج‏هي زمين است. پروردگارت مي‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هي زمين را باز كن و آنچه مي‏خواهي از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏ي از آن‏ها كم شود.

پيامبر(ص) فرمود: دنيا خانه كسي است كه خانه (واقعي) ندارد.

كساني دور آن جمع مي‏شوند كه عقل ندارند.

فرشته گفت: به آن خدايي كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتي درآسمان چهارم كليدها را تحويل مي‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ديگري شنيدم. (25)

ابن سنان مي‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردي نزد پيامبر(ص) آمد،در حالي كه آن حضرت روي حصيري نشسته بود كه زبري آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشي از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونه‏هي گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالي كه‏جاهي اثر كرده را مسح مي‏نمود، گفت: كسري و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضي نمي‏شوند و بر حرير و ديبامي‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايي) بر اين حصير!

پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامي‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصي است كه بردرختي سايه دار عبور مي‏كند، لحظه هايي از سايه درخت استفاده‏مي‏كند و وقتي سايه تمام شد، از آن جا كوچ مي‏كند و درخت را رهامي‏كند. (26)

هيچ زمينه‏ي از زندگي پيامبر(ص) نيست، مگر اين كه امام صادق(ع)در آن زمينه سخناني با ارزش دارد.

به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏ي از آن حضرت در توصيف‏پيامبر(ص) اكتفا مي‏كنيم.

خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

برد باري، وقار و مهرباني خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهي‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعني‏محمد بن عبدالله(ص) را بري مردم بر گزيند.

محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامني بي نظير،هاشمي نسبي بي مانند و بي مانندي از اهل مكه بود.

حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن داري‏هي رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهي عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمي پروردگار او را به سرانجامش منتهي ساخت. هر امتي، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدري او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكي آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامي‏ترين نواده (بني‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.

خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهي دانش وسرچشمه‏ هي حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

خداوند كتابي را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزي درآن است و آن را به لغت عربي، بدون هيچ انحرافي قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را بري مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتي‏را لازم شمرد و حدودي را بري مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا بري مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايي به سوي نجات و نشانه‏هي هدايت‏به سوي خدامي‏باشد.

رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهي سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

با برنامه‏ها و انگيزه‏هايي كه بري مردم پي ريزي نمود و مناره‏هايي كه نشانه‏هي آن را بر افراشت، بري امتش خير خواهي كرد، وآن‏ها را به سوي نجات و رستگاري فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.


پي نوشت‏ها:

1- حجر، آيه‏9. «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون‏»

2- قلم، آيه 4.

3- فتح، آيه‏29.

4- مصباح الشريعه، ترجمه زين العابدين كاظمي، ص‏126.«خلقني‏الله من صفوه نوره...»

5- جلاء العيون. ص 11.

6- همان، ص‏36.

7- بحار الانوار، ج‏16، ص‏101.

8- مناقب، ج 1، ص 150.

9- سفينه البحار، ج 1، ص‏433.

10- بحار الانوار، ج‏17، ص 30،

11- هند بن ابي هاله، فرزند حضرت خديجه(س) از شوهر قبلي اش بودكه در خانه پيامبر اسلام رشد و نمو نمود.

12- بحار الانوار، ج‏16، ص 147148.

13- كليات سعدي، فصل طيبات، ص‏533 532.

14- بقره، آيه‏146.

15- فتح، آيه‏29.

16- بقره، آيه‏89.

17- تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 138 و ج 5، ص‏77.

18- انبياء، آيه‏107.

19- اصول كافي، ترجمه سيد جواد مصطفوي، ج 2، ص 325.

20- همان، ص 321.

21- طه، آيه 68.

22- بحار الانوار، ج‏16، ص‏366. به نقل از جامع الاخبار،ص 98.

23- حشر، آيه‏7.

24-اصول كافي،ج 2 ص 5 و 6.

25-بحارالانوار،ج 16 ص 266.

26-بحارالانوار،ج 16 ص 282 و 283.

27-اصول كافي ج 2 332 و 333


امام صادق (ع) از دیدگاه بزرگان اهل سنت

 

الحمد لله و کفى و سلام على عباد الذین اصطفى
قال الله تبارک و تعالى فى کتابه (قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى)
«بگو اى پیامبر من از شما چیزى در برابر دعوتم جز دوستى نزدیکانم نمی طلبم»

مقدمه

سپاس و ستایش خداوند یکتا را سزد که وعدههایش همواره صادق بوده و هست و خواهد بود و سعادت و خوشبختى ابدى را در صداقت صادقان وعده فرموده و درود بر روان پاک و مطهر سرور کائنات حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبدالله(صلى الله علیه وآله) که اصدق الصادقین است و با به ارمغان آوردن صداقت، کذب را از اعماق سینهها بیرون کشید و روح انسانى را در قالب صدق، با صفا و محبت آشنا ساخت. و درود بر اهلبیت(علیهم السلام)گرانقدرش که چون ذبیح الله صادقانه راه سعادت و نجات را در مدرسه عشق و وفا و دوستى و محبت و زهد و پارسایى به بشر آموختند.
درطول تاریخ بشر همواره کسانى بوده اند که پس از وفاتشان خلاء نبود آنها کاملاً حس شده است، اما اندیشمندان پس از آنها آن خلاء را بنوعى پرکردهاند، ولى کم هستند کسانى که پس از حیاتشان اندیشه خود آنها به کمک جامعه آمده و بر جامعه حاکم شود بگونهاى که اندیشمندان بعد از او پیرامون محور فکرى او بیندیشند. و امام جعفر صادق(علیه السلام) یکى از معدود کسانى است که خلاء وجودى حضرتش را جز اندیشه هاى والا و بلند او نتوانسته است پر کند. لذا او نه چون شمع است که از سوز و گدازش صحبت شود تا پروانهها گرد آیند و نه چون خورشید است که از تابش نورش حرفى زده شود تا عوام راه جویند که او اظهر من الشمس است که پیران طریقت براى شناخت خود نیازمند مصاحبت وجود شریف اویند.
لذا لزوماً براى شناخت بهتر او بدنبال راهروان راه کمال که از راه پیمودن طریقه ى مقدسه ى سلوک حضرتش به اوج قله سعادت دست یازیدهاند و بهره وافر بردهاند و در نهایت از بلنداى آن قله عظیم، معرفت و عشق را درک کرده و اعتراف به بزرگى و عظمت شخصیت شریفش نمودهاند طى طریق خواهیم نمود و در این رهگذر از زبان معترف سالکان طریقتش سخن خواهیم گفت. و با استفاده از عنوان «ما قاله الاعلام فى فضائل الامام الصادق(علیه السلام)» ثمره نخل بارورش را بر تنگدستان خواهیم بخشید و با بر تن کردن جامه تقوى چون پاک باختگان، راه عزت و شرافت را خواهیم پیمود و تمام سعى و تلاش خود را در راه خدمت بخلق خدا بخاطر رضاى حق تعالى بکار خواهیم گرفت و در این آشفته بازار محبت و صداقت را پسندیده و با قلبى مطمئن به مسیر آخرت قدم خواهیم گذاشت.
و اما از بزرگان علم و معرفت و محبان اهل بیت(علیهم السلام) زیادند کسانى که از محضر شریف حضرتش مستقیماً و یا غیر مستقیم بهره بردهاند و درباره ایشان سخنها گفتهاند و مقالات با ارزش به رشته تحریر کشیدهاند ولى ما در اینجا باختصار از کتب اهل سنت بطور مستند و مستدل نظر تنى چند از اعلام ایشان را دربارهى آن حضرت(علیه السلام) ذکر می کنیم. یادشان زنده و روحشان شاد باد.

امام مالک بن انس

محمد بن زیاد ازدى گفت: شنیدم که مالک بن انس می گوید بر جعفر بن محمد الصادق(علیه السلام) وارد شدم بگونه اى که زیاد از من قدرشناسى می کرد و می فرمود «اى مالک تو را دوست دارم» و من از این بابت مسرور می گشتم و خدا را سپاس می گفتم و هیچگاه نشد که ایشان را ببینم مگر اینکه یا روزه داشتند و یا نماز می خواندند و یا مشغول به ذکر خداوند تبارک و تعالى بودند»
و نیز گفته اند: «هیچگاه ندیدم ایشان را مگر بر سه خصلت نیک یا نماز می خواند و یا روزه دار بود و یا به تلاوت قرآن مشغول بود و هیچگاه ایشان را بی وضو ندیدم»(1)

امام ابوحنیفه

و ابوحنیفه فرموده است: «فقیه تر از جعفر بن محمد بچشم ندیده ام»(2)

امام شافعى

ابن حجر عسقلانى گفته است: اسحاق بن را هویه گفت به شافعى گفتم: جعفر بن محمد نزد تو چگونه است؟ شافعى گفت: «ثقة»(3)
یعنى «مورد اعتماد و اطمینان کامل من است»

عمرو بن المقدام

ابونعیم اصفهانى در کتابش بنام حلیة الاولیاء از عمرو بن المقدام نقل می کند که گفت «کنت اذا نظرت الى جعفر بن محمد علمت انه من سلالة النبیین»
یعنى «چون نگاه به جعفر بن محمد می کردم می دانستم که او از سلاله پیامبران است»(4)

ابن حبان

و باز ابن حجر عسقلانى از قول ابن حبان درباره امام صادق(علیه السلام)می گوید:
ابن حبان گفته: «وى از سادات اهل بیت است که فقیه و علیم و فاضل بود و به سخنش نیازمند بودیم»(5)
و در روایت دیگرى آمده است که وى تنها کسى بود که همه فقها و علما و فضلا محتاج و نیازمند سخنش بودند.

ابوحاتم

و ذهبى در کتاب خود موسوم به تذکرة الحفاظ می نویسد قال ابوحاتم «ثقة لایسأل عن مثله»(6)
یعنى «امام صادق آنگونه مورد اطمینان است که از کسى همانند او سئوال نمی شود».

ابن ابى حاتم

و در جاى دیگر ابن حجر عسقلانى در کتاب تهذیب التهذیب از ابن ابى حاتم نقل می کند که گفت از قول پدرش: جعفر الصادق ثقة لایسأل عنه.(7)
یعنى: «امام جعفر صادق(علیه السلام) شخصیت مورد اطمینانى است که نیاز نیست درباره او از کسى پرسش شود»

شهرستانى

وى در کتاب خود موسوم به الملل و النحل درباره عظمت و بزرگى حضرت صادق(علیه السلام)می نویسد: «وى به جهت شدت محبتى که به اُنس با خدا داشت، وحشت داشت که با مردم تماس داشته باشد و همواره از مردم دورى می گزید و معتقد بود هر کس با غیر از خدا مأنوس شد متوجه وسواس می شود.»(8)

ابن حجر هیثمى

وى که یکى دیگر از مؤلفین بنام اهل سنت بشمار می آید در کتاب خود موسوم به الصواعق المحرقه موضوعى را در رابطه به اینکه شش فرزند از سلاله پاک محمد بن على(علیهما السلام) بدنیا آمدند که افضل و کاملتر از همه آنها امام جعفر صادق(علیه السلام) بودند که پس از وى خلیفه و وصى ایشان شدند و مردم از علوم منتشره ایشان به تمامى شهرها سخن گفته اند و پیشوایان بزرگى از او حدیث روایت کرده اند.(9)

شبلنجى

این عارف بزرگ ربانى نیز که یکى دیگر از مؤلفین مشهور اهل سنت است در کتاب معروفش به اسم نورالابصار نوشته است: «کان جعفر الصادق(رضى الله عنه) مستجاب الدعوة و اذا سأل الله شیئاً لم یتم قوله الا و هو بین یدیه»(10)
یعنى: جعفر صادق(رضى الله عنه) مستجاب الدعوه بود و دعایش همیشه مورد قبول حق تعالى واقع می شد و چون از خداوند چیزى می خواست هنوز قولش پایان نیافته بود چیز مورد نظر برایش مهیا بود.

ابن خلکان

این مؤلف مشهور و بنام اهل سنت نیز در کتاب خود موسوم به وفیات الاعیان اظهار داشته است: «و کان من سادات اهل البیت و لقب بالصادق لصدقه فى مقالته... و کان تلمیذه ابوموسى جابر بن حیان الصوفى الطرسوسى قدألف کتاباً یشتمل على ألف ورقة تتضمن رسائل جعفر الصادق وهى خمس مأة رسالة»(11)
یعنى: حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) از سادات اهل بیت(علیهم السلام)بشمار می رود و بدلیل راستگویى در گفتارش ملقب به صادق شده است ... و ابوموسى جابر بن حیان یکى از شاگردان اوست که کتابى مشتمل بر هزار برگ تألیف نموده که متضمن رساله هاى امام جعفر صادق(علیه السلام) است که مقدار آنها به پانصد رساله می رسد.

خیر الدین الزرکلى

وى یکى دیگر از مؤلفین بنام اهل سنت می باشد که تألیفات ارزشمندى را از خود به یادگار گذاشته است او در کتاب الاعلام درباره امام جعفر صادق(علیه السلام) نوشته: «کان من أجلّاء التابعین و له منزلة رفیعة فى العلم. أخذ عنه جماعة، منهم الإمامان ابوحنیفة و مالک و لقب بالصادق لأنه لم یعرف عنه الکذب قط له اخبار مع الخلفاء من بنى العباس و کان جریئاً علیهم صداعاً بالحق»(12)
یعنى: امام جعفر صادق(علیه السلام) از بزرگان تابعین بشمار می رود و در علم و دانش داراى منزلتى رفیع است و جماعت زیادى از او کسب علم کردهاند که از جمله آنها دو نفر از پیشوایان اهل سنت امام ابوحنیفه و امام مالک هستند و لقبشان صادق است بخاطر اینکه هرگز کسى از او کذب نشنیده است و در خبرهاى مربوط به او آمده است که وى براى اعتلاء حق پیوسته علیه خلفاى بنى عباس در ستیز بوده و به مبارزه پرداخته است.

محمد فرید وجدى

این نویسنده بنام نیز که یکى از اندیشمندان بزرگ اسلام و صاحب تألیفات متعددى می باشد در دائرة المعارف مشهور خود از امام جعفر صادق(علیه السلام) صحبت به میان آورده و بعنوان یک سنى مذهب می نویسد: «ابوعبدالله جعفر الصادق بن محمدالباقر بن على زین العابدین ابن الحسین بن على ابن ابیطالب هو احد الأئمة الأثنى عشر على مذهب الامامیة کان من سادات اهل البیت النبوی، لقب الصادق لصدقه فى کلامه کان من افاضل الناس»(13)
یعنى: ابوعبدالله جعفر الصادق فرزند محمد باقر فرزند على زین العابدین فرزند حسین فرزند على فرزند ابیطالب یکى از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه است وى از سادات نبوى(صلى الله علیه وآله) مىباشد و به دلیل صداقت در گفتارش به صادق ملقب شده است و یکى از بزرگان زمان خود در میان مردم است.

ابو زهره

محمد ابوزهره از دیگر نویسندگان جهان اسلام و از اندیشمندان بنام در کتابى که به نام الامام الصادق به رشته تحریر کشیده است درباره حضرت می نویسد:«امام صادق(علیه السلام) در طول مدت زندگى پربرکتش همیشه در طلب حق بود و هرگز پردهاى از ریب و شک و تردید بر قلب او مشاهده نشد و کارهایش به مقتضیات کجاندیشى سیاستمداران زمانش رنگ نباخت و لذا هنگامى که رحلت فرمود عالم اسلامى فقدان او را کاملا حس کرد زیرا که یاد او هر زبانى را عطرآگین می ساخت و همه علماء و اندیشمندان بر فضل او اجماعاً معترفند»
و اضافه می کند «علماء اسلام در هیچ مسأله اى آنگونه که بر فضل امام صادق و دانش او اجماع نمودهاند علیرغم اختلاف طوائفشان در امرى به این شکل اجماع ننمودهاند و تعداد زیادى از ائمه اهل سنت هستند که معاصر با ایشان بودند و هم عصر با ایشان زیسته و از محضر مبارکشان فیض بردهاند و بدین سان وى به پیشوایى علمى زمانش کاملا شایسته بوده همچنانکه این شایستگى را قبل از او پدر و جدش و نیز عمویش زید رضى الله عنهم اجمعین داشته اند.
و همه پیشوایان راه هدایت به آنها اقتداء نموده و از حرفهاى آنها اقتباس نمودهاند»(14)

ابن الصباغ مالکى

این نویسنده نامدار اهل سنت نیز که در کتاب خود بنام الفصول المهمة در ارتباط با مناقب امام جعفر صادق(علیه السلام) مطالب قابل توجهى را ذکر نموده است در این باره می نویسد:«مناقب جعفر الصادق(علیه السلام)فاضلة أو صفاته فى الشرف کاملة، و شرفه على جبهات الأیام سائلة، و أندیة المجد و الغر بمفاخره و مآثره آهلة»(15)

عبدالله بن شبرمة

ابونعیم اصفهانى در کتاب معروفش بنام حلیة الأولیاء بنقل از ابن شبرمة در باب احتجاج امام صادق(علیه السلام)می نویسد: «امام جعفر به هنگامى که من و ابوحنیفه به محضر ایشان وارد شدیم به ابن ابى لیلى فرمودند چه کسى با شماست؟ پس از معرفى ابوحنیفه(رضی الله عنه) بین امام جعفر الصادق(علیه السلام) و ابوحنیفه سؤالاتى رد و بدل شد و در قسمتى از آن سؤالات امام جعفر صادق(علیه السلام) به ابوحنیفه گفت: «کدامیک از جهت کیفر و عقاب عظیمتر است؟ آدم کشى یا زنا؟» ابوحنیفه جواب داد: آدم کشى. امام فرمود: «پس به درستى که خداوند عزّ و جلّ شهادت دو نفر در آدمکشى پذیرفته و در زنا نپذیرفته مگر اینکه چهار نفر باشند، سپس گفت: «کدامیک از این دو عبادت عظیمترند. نماز یا روزه؟» ابوحنیفه جواب داد: نماز. فرمود:«پس چگونه است که حائض قضاى روزه دارد اما نمازهایش قضا نمىشود!» لذا بصراحت ابوحنیفه را از قیاس دین با رأى خودش بازداشت و فرمود: «از خدا بترس و دین را به رأیت قیاس مکن»(16)

پى نوشت ها:
1) تهذیب التهذیب ج2 ص 104 ابن حجر عسقلانى.
2) تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 166
3) تهذیب التهذیب، ج 2، ص 103
4) حلیة الاولیاء، ج 3، ص 193
5) تهذیب التهذیب، ج 2، ص 104
6) تذکرة الحفاظ، ج 1، ص 166
7) تهذیب التهذیب، ج 2، ص 103
8) الملل و النحل، ج 1، ص 166
9) ابن حجر هیثمى: الصواعق المحرقة، ص 120
10) نورالابصار، ص 170
11) وفیات الأعیان، ج 1، ص 291
12) الاعلام، ج 2، ص 121
13) دائرة المعارف، ج 3، ص 109

14) الإمام الصادق، ص 65 و 68
15) الفصول المهمة، ص 230
16) حلیة الأولیاء، ج 3، ص 196
17) حلیة الأولیاء، ج 3، ص 194

منبع : پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی

 

Home

معارف اسلامي

 سايتهاي افغانستان

مجلات ‌افغانستان

سايت‌هاي حقوقي

سالن انديشه

دانشگاه‌هاي جهان

مقالات

مجلات‌فلسفي ‌وحقوقي

سايت خوشنويسان

اين نشريه الكترونيكي افتخار دارد كه، پذيراي مهمانان ارجمند، فرهيخته و انديشمندي باشد، كه هميشه تاريخ، دغدغه خود سازي، ديگرسازي و كشورسازي دارند؛ و در پي آن هستند كه راهكارهاي مفيد وارزشمند ارايه دهند.

اين شبكه از كليه آثار پژوهشي و هنري؛ مقالات، پايان‌نامه‌ها، داستان، لطيفه، نقاشي، خوشنويسي و... استقبال مي‌كند، لذا مراجعه‌كنندگان محترم در صورتي كه مايل باشند مي‌توانند آثار خود را براي انتشار در اين شبكه به آدرس الكترونيكي شبكه بفرستند.

Englsh

General Embassies of Afghanistan

MINISTRY OFAFFAIR OF AFGHANISTAN FOREIGN

Islamic Republic of Afghanistan

Ministry of Justice of Afghanistan

 FOREIGN AFFAIR OF AFGHANISTAN

History of Afghanistan

بيرق هاي افغانستان

Archives

Interviews

موافقتنامه بن درموردافغانستان

ليست احزاب سياسي افغانستان

در باره ما

منظر ارتباطات علمي و فرهنگي شما هستيم

hya202@yahoo.com

daikondi@hotmail.com

لينك وبلاگها وسايتها:

ماهنامه قلم

آژانس خبرى پژواك

سایت گشایش
غرجستان
عصر انديشه
فلسفه و سياست

فضاي دموكراسي
انجمن‌جوانان‌افغانستان

اخبار دایکندی
نويد فردا
حقوق و قوانين افغانستان
صبح بخير افغانستان
نگاه نو، ناظر حسين زكي
دانشجويان دايكندي
دنياي تفكر
كاتب هزاره
سايت مطبوعات افغانستان
سايت آرمان
مطالعات افغانستان
 

سايت‌هاي حقوقي

 سايتهاي افغانستان

دانشگاه‌هاي جهان

اين شبكه از همه آثار و مطالب مفيد، جالب و خواندني مراجعه كننگان عزيز استقبال مي كند. اداره شبكه

 


صفحه اول معارف   اخبار   مقالات   افغانستان    قانون اساسي   قانون انتخابات   قانون رسانه ها   آلبوم   مصاحبه ها  آرشيو   تماس با ما   در باره ما

Send mail to daikondi@hotmail.com  with questions or comments about this web site.
Copyright ©2003 - 2009 daikondi Network.ديزاين و طراحي صفحات: قربانعلي هادي

Powered by www.aryanic.com