|
|
|
|
نمايندگان شيعيان در پارلمان افغانستان عبدالقيوم آيتي چكيده: نوشتار فراروي خوانندگان گرامي، در مورد وكيلان شيعه افغانستان در شوراي ملي اين كشور است، كه در دورههاي مختلف دولتهاي مركزي افغانستان، عدهاي انگشت شماري از جامعه شيعي به شوراي ملي به حيث وكيلان اين جامعه راه يافتند. باتوجه به اين امر كه شيعيان اين سرزمين، يك جمعيت پرشمار و فعال بودهاند وهستند. در زمينههاي سياسي، اجتماعي وفرهنگي افغانستان تأثيراتي قابل توجهاي داشتند، ولي حضور آنها در پارلمان افغانستان بسيار كمرنگ بودهاند. هرچند برخورد حكومتهاي گذشته افغانستان در مورد حضور شيعيان در پارلمان ناعادلانه بودهاند، ولي در دوره كنوني چشمداشتهاي شيعيان از حكومت فعلي بيشتر شده اند. باتوجه به فضاي سياسي بوجود آمده وطبق توافقات كه در كنفرانس بن داشتند. انتظار ميرفت كه حضور نمايندگان شيعيان به رقم بالاتري برسيدند. اما اين مسأله با موانع ومشكلات ناشي از عملكرد نابجا حكومتهاي گذشته (عدم سرشماري نفوس مردم افغانستان و نيز عدم ارايه آمار دقيق شيعيان)مواجه شد. در اين نوشته حضور وكيلان شيعه را در شوراي ملي افغانستان به دو دسته كلي تاريخي تقسيم بندي ميگردد: وكيلان شيعه در پارلمان افغانستان (دوره اول تا دوره سيزدهم)؛ وكيلان شيعه در پارلمان افغانستان(دوره كنوني)، كه توضيح اين مطالب به اين شرح است: 1ـ وكيلان شيعه در پارلمان افغانستان (دوره اول تا دوره سيزدهم)آنچه كه در اين اينجا مورد بررسي قرار مي گيرد، سيري تاريخي پارلمان افغانستان وحضور شيعيان در ولسي جرگه (شوراي ملي) و مشرانو جرگه (مجلس اعيان) است كه در چه دورههاي و چه تعداد از افراد و شخصيتهاي شيعي در خانه ملت به حيث نماينده حضور پيدا كرده اند و از چه مناطق بودهاند؟ الف ـ پيشينه تاريخي پارلمان افغانستان: اين كشور در تاريخ سياسي خود سيزده دوره شوراي ملي و دوازده بار انتخابات مربوط به آن را تجربه كرده است، اولين دوره شوراي ملي (ولسي جرگه) كه اندك شباهتي به قوه قانونگذاري داشت، در ماه سنبله سال 1309 ش. افتتاح شد و آخرين آن (دوره سيزدهم) در 26 سرطان 1352 ش. با كودتاي سردار داوود خان و براندازي نظام سلطنتي مشروطه پايان يافت. با اين حساب، افغانستان به مدت 41 سال داراي شوراي ملي بوده است كه اولين دوره آن، 11 ماه پس از روي كار آمدن محمدنادرشاه آغاز و آخرين آن با سقوط محمدظاهرشاه پايان پذيرفت. البته سنگ بناي تشكيل شوراي ملي در عصر امان الله خان و در جرگه يك هزار نفري پغمان در سال 1307 گذاشته شد. شوراي ملي افغانستان از آغاز تشكيل تا پايان كار، متشكل از دو مجلس بوده است: اولي ولسي جرگه و دومي مشرانوجرگه كه براساس قانون، نمايندگان مجلس اول عموماً انتخابي و اعضاي مجلس دوم نيز بخشي انتخابي و بخش ديگر انتصابي بودهاند. اولين دوره مجلس مشرانو جرگه در سال (1310 ش) يك سال پس از تشكيل ولسي جرگه ـ افتتاح شد و آخرين آن نيز در سال 1348 آغاز به كار كرد و با كودتاي سردارداوودخان پايان يافت. تعداد اعضاي اولين ولسي جرگة نام نهاد افغانستان 111 نفر و آخرين و سيزدهمين دوره آن 216 نفر بوده است. اولين دوره مشرانوجرگه نيز داراي 27 عضو انتخابي و آخرين آن مركب از 56 وكيل انتخابي و انتصابي بود كه به ضميمه 28 عضو انتخابي شوراهاي ولايتي به 84 نفر ميرسيدند. از مجموع اين ادوار تنها در انتخاب دور دوازدهم، چهار وكيل زن به شوراي ملي راه يافتند. و نيز تنها دو انتخابات دهه دموكراسي (دورههاي 12 و 13) به صورت كتبي، سرّي و رقابتي برگزار شد. از ميان ادوار سيزدهگانه فوق، تنها دورههاي هفتم، دوازدهم و سيزدهم، هم از لحاظ آزاد و منصفانه بودن انتخابات و هم صلاحيت و اختيارات شورا را احراز نمود.[1] ب ـ پيشينه وكلاي شيعه در پارلمان افغانستان: سابقه حضور نمايندگان شيعه از آغاز دوره اول شوراي ملي تا پايان دوره سيزدهم بودهاند ولي به صورت تعداد اندك كه تعداد نمايندگان كه در دورههاي مختلف شوراي ملي به عنوان وكيل جامعه شيعي در پارلمان افغنستان حضور داشتند به اين قرارند: 1ـ دوره اول شورای ملی افغانستان از سال(1312ـ1310)؛ پايان کار دوره اول، سال سوم شورای ملی افغانستان مصادف با قتل محمدنادر شاه پادشاه افغانستان بود. تاريخ 16 عقرب 1312 ش. كه فقط هفت نفر از وكلاي شيعيان در اين دوه در پارلمان كشور حضور پيدا كردند. 2ـ دوره دوم شورای ملی افغانستان از سال( 1315ـ1313)؛ نمايندگان شيعيان در دورة دوم شوراي ملي نيز هفت نفر بودند. 3ـ دوره سوم شورای ملی افغانستان از سال(1318ـ1316)؛ در دورة سوم به هفت نفر منتهي ميشدند. 4ـ دوره چهارم شورای ملی افغانستان از سال(1321ـ1319)؛ در دورة چهارم شوراي ملي شش نفر از افراد شيعه به عنوان نماينده در شواري ملي حضور داشتند. 5 ـ دوره پنجم شورای ملی افغانستان از سال(1324ـ1322)؛ در اين دوره نُه نفر از شيعيان در شوراي ملي راه يافتند. 6 ـ دوره ششم شورای ملی افغانستان از سال(1327ـ 1325)؛ تعداد نمايندگان شيعه از مناطق هزارهجات به شش نفر رسيدند. و مجموع وكيلان شيعه در دورة ششم شوراي ملي، به دوازده نفر رسيدند. 7 ـ دوره هفتم شورای ملی افغانستان از سال(1330ـ1328)؛ وكلاي دورة هفتم هزارهجات در شوراي ملي، نيز دوازده نفر بودند. 8 ـ دوره هشتم شورای ملی افغانستان از سال (1333ـ1331)؛ نمايندگان مناطق شيعه نشين در دورة هشتم شوراي ملي به پانزده نفر رسيدند. 9ـ دوره نهم شورای ملی افغانستان از سال(1336ـ1334)؛ نمايندگان دورة نهم شوراي ملي، نيز چهارده نفر بودند 10ـ دوره دهم شورای ملی از سال(1339ـ1337)؛ نمايندگان مناطق هزاره نشين در دورة دهم شوراي ملي، چهارده نفر را تشكيل ميدادند. 11ـ دوره يازدهم شورای ملی افغانستان از سال(1344ـ1340)؛ وكيلان و سناتوران هزارهجات در دورة يازدهم شوراي ملي، هيجده نفر انتخاب شدند. 12ـ دوره دوازدهم شورای ملی از سال (1347ـ1344)؛ نمايندگان مردم شيعه، در دورة دوازدهم شوراي ملي، بيست نفر بودند. 13ـ دوره سيزدهم شورای ملی افغانستان از سال(1351ـ1348)؛ نمايندگان شيعه در شواري ملي هفده نفر بودند.[2] 2 ـ وكيلان شيعه در پارلمان افغانستان(دوره كنوني)در اين بخش تعداد نمايندگان شيعيان كه در ولسي جرگه (مجلس شوراي ملي) و مشرانوجرگه (مجلس سنا) از مناطق مختلف افغانستان به حيث نماينده انتخاب شدند، نام برده مي شود، در شوراي ولايتي مبناي سهميه شوراها، تقسيمات اداري، ميزان جمعيت براساس دريافت كارت راي دهي در انتخابات رياست جمهوري در سال 1383 بوده است. نه شمارش نفوس وآماري دقيق جمعيتي با اين دو معيار، شيعيان از جايگاه شايستهاي برخوردار نشدند؛ زيرا افزون بر اين كه تقسيمات اداري گذشته نسبت به شيعيان نا عادلانه بودهاند، در شرايط كنوني نيز تغييراتي چنداني مشاهده نشده اند، سرشماري جمعيت افغانستان و شيعيان نيز به درستي انجام نشده اند. همچنين جمعيت فراواني از جامعه شيعيان افغانستان به مهاجرت در كشورهاي جمهوري اسلامي ايران وپاكستان و...به سر مي برند محاسبه نشدند.[3] الف ـ نمايندگان شيعيان در ولسي جرگه(مجلس شوراي ملي)مهمترين نكته انتخابات پارلماني اين است كه هرچند در اين دوره، شيعيان كمتر از سهم واقعي خودـ نصفـ را به دست آوردهاند، اما در مجموع شخصيتهاي مؤثري از مجاهدان شيعه به پارلمان راه يافتهاند. در اين ميان، در شهر كابل و در كل كشور، بيشترترين ميزان رأي به محمد محقق اختصاص دارد كه از شيعيان و قوم هزاره است. جدول(2)نمايندگان شيعيان در پارلمان افغانستان
شيعيان به لحاظ جمعيت از جايگاه مناسبي در برخي از شهرها برخوردارند، ولي از اين مسئله به خوبي نمي توانند به نفعي خودشان بهره بگيرند. در اين گونه موارد كاملا ضعيف رفتار كردند، مثلا در انتخابات پارلمان سال 1384 توجه كنيم مي بينيم كه فقط در شهر كابل بالاي 52000 نفر به آقاي استاد محقق راي مي دهند در حالي كه با اين آرا مي توانستند، حداقل 5 كرسي ديگر را در شهر كابل به نمايندگان شيعه اختصاص دهند. كمترين كار كه در اين راستا صورت مي گرفت از مجموع33 كرسي مردم كابل كه 9 كرسي آن به نمايندگان شيعه تعلق گرفته اند، به علاوه 5 كرسي ديگر مجموع نمايندگان شيعيان كابل به 14كرسي مي رسيدند. مجموع كرسيهاي پارلمان 249 كرسي است كه آمار فوق در انتخابات 27/ 6 1384حدود 43 نفر آنها را شيعيان تشكيل ميدهند. كه از اين تعداد 2 نفر از وكيلان شيعه به شهادت رسيدند. اين رقم براي كل نمايندگان شيعيان بسيار ناچيز بودهاند، جامعه شيعيان به تلاشهاي فرهنگي و برنامه ريزي كلان در سطح كشور نيازمندند كه تا بتوانند از توانمنديهاي جامعه خويش استفاده مناسب را داشته باشند.
جدول(3)تركيب جمعيتي اقوام غير شيعي درپارلمان افغانستان
جدول(4) تركيب جمعيتي اقوام شيعي در پارلمان افغانستان
ب ـ نمايندگان شيعيان در مشرانوجرگه (مجلس سنا)اعضای مشرانوجرگه شورای ملی افغانستان به تعداد 102 تن می باشند که يک ثلث آن ازطريق انتخابات شوراهای ولايتی، يک ثلث آن به طور موقت ازسوی شوراهای ولسوالی ويک ثلث آن ازسوی رئيس دولت جمهوری اسلامی افغانستان انتصاب مي شوند. در انتخابات شوراهاي ولايتي كه داراي 420 نماينده در سراسر ولايات افغانستان است، در كابل و برخي از شهرهاي مهم ديگر، مانند غزني، ميدان، باميان، دايكندي، هرات، سمنگان و مزار شريف ميزان قابل توجه و در اكثر موارد بالاتر از نصف آراء به شيعيان اختصاص يافته است انتخابات افغانستان، مانند تحولات ديگر، فرصتها و چالشهاي متعددي را فراروي مردم مسلمان و شيعيان اين كشور قرار داده است. در رابطه با علل عدم موفقيت شايستهء شيعيان در انتخابات اخير افغانستان، عوامل متعددي دارند. يكي از اين عوامل ناهماهنگي، پراكندگي و عدم انسجام سياسي، يعني فقدان رهبري واحد شيعيان به شمار ميآيد. كه اين امر، معلول عوامل متعددي در گذشتهء سياسي و اجتماعي آنها هستند. عامل ديگر، غفلت آنها از شرايط بوجودآمده كنوني و عدم برنامهريزي درست در بهره برداري كامل از فرصتهاي به وجود آمده است. اين مساله نيز به دليل برخي زمينههاي اداري و تاريخي است. هرچند تجربه اي انتخابات به شيوه كنوني نيز امر كاملا تازه اي براي مردم افغانستان، به ويژه شيعيان به شمار ميآيد. با اين وجود، ضرورت دارد كه شيعيان براي آينده تأملات و برنامهريزيهاي بهينهاي ترسيم كنند، و از غفلتهاي پيش آمده دوري كنند. اما انتخابات يادشده فرصتهايي را نيز براي مردم افغانستان و شيعيان اين كشور فراهم آورده و ميآورد. ولي تهديدهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي نهفته و آشكاري نيز در كمين مردم و فرهنگ اين سرزمين نشسته است.[8] در اين زمينه نيز لازم است تأملات شايستهاي صورت گيرد. يكي از نكات مهم ديگر انتخابات اخير افغانستان، ساختارشكني سياسي و قومي بود كه در سطوح مختلف قومي، مذهبي و سياسي صورت ميگرفت. نكتهء قابل توجه اين كه گاه افراد، فراتر از قوم، مذهب و گرايش سياسي مسلط حركت كرده، در عمل به موفقيتهايي نيز دست يافتند. اين، يكي از فرصتهاي مهم نيروهاي فرهنگي كيفي و جوان شيعه در افغانستان به شمار ميآيد. عبور از تنگناهاي بسته و پوسيدهء احزاب سياسي و قومي و حتي مذهبي ميتواند فرصت مناسبي براي فعاليتهاي فرهنگي حساب شده آينده شيعيان باشد، با پذيرش اين نكته كه همين بافتهاي كهنه و بستهاي سياسي و حزب موجود نيز نتوانست تدبير درستي براي موفقيت كلي شيعيان داشته باشد. اما در مجموع ميتوان به آينده اميدوار بود. هر چند تهديدهاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و سياسي در فرا روي شيعيان افغانستان است.[9] جدول(5) سناتوران شيعيان افغانستان
نتيجه:دستامدهاي كه از اين جستجو پيرامون حضور نمايندگان شيعيان در پارلمان افغانستان پديد آمده است عبارتند از: آغاز فعاليت پارلمان اين كشور تا پايان دوره سيزدهم، شيعيان به صورت پراگنده در شوراي ملي افغانستان، بودهاند، ولي بسيار اندك و بيشتري وكيلان شيعه به صورت تشريفاتي در شوراي ملي و دولتهاي گذشته حضور پيدا كردند، اما در دوره كنوني نمايندگان با سابقه سياسي و اجتماعي و اغلب داري سطح وسواد بالاتري از دورههاي گذشته در شوراي ملي حضور فعالي دارند، دليل براين مدعا حضور برخي نمايندگان شيعيان در كميسيونهاي مختلف شوراي ملي مي باشند. مسئوليت شيعيان در انتخابات پارلماني آتي كشور بسيار سنگين تر از گذشته اند، زيرا تغييراتي سياسي هرچند اندك در دولت فعلي افغانستان بوجود آمده است، اما اين مسأله خود فرصت ها و بسترهاي لازم را جهت حضور حداكثري نمايندگان شيعه در پارلمان بيش از پيش فراهم كردند، براي اين كه از اين روزنه موجود بتوانيم بهتر استفاده كنيم بايد از مسايل زودگذر اجتناب شود، مسايل سمتي، منطقه اي وحتي قومي را هم زيرا پا بگذاريم تا به آينده اي با افق روشن ترحركت كنيم، چرا كه جامعه ما يك جامعه پويا وفعالي است كه مي توانند، موانع وتهديدهاي فراروي خود را براي رسيدن به شكوفاي جامعه شيعي از سر راه بردارند. منابع وپاورقي ها:[1] .حسين نايل، سرزمين و رجال هزاره جات، ص 450- 465. 1. مسيح ارزگاني ، پيشنه انتخابات شوراي ملي در افغانستان ، 2007 / 3 / 15 م . www.armans.info. http:// 2. حسين نايل، سرزمين ورجال افغانستان، ص464 ـ444 ؛ سايت شوراي ملي افغانستان ، دورههاي شوراي ملي ، http://www.parliment.af 4. حيات الله يوسفي ، افغانستان وانتخابات پارلماني شيعيان ، http://www.howzah,net 5 . محقق نخستين كانديداي هزاره ها در انتخابات رياست جمهوري نيز بود. وي كه بالاترين ميزان رأي از حوزه انتخاباتش كابل را به دست آورده بود (20 هزار راي بيشتر از آقاي يونس قانوني كسب كرده بود) 6. در حادثه ترويستي بغلان در 15 عقرب سال 1386 به شهادت رسيد . 7. ليست نمايندگان طي مصاحبه با وكيل محترم مردم دايكندي جناب آقاي حاج نصرالله صادقي زاده نيلي، در تاريخ 15/10/1387، توسط نگارنده انجام شده است . 8. در هنگامي شمارش آراء از ديگر رقيبان خود پيشي گرفته بود و بالاترين راي را كسب كرده بود همين مساله باعث شد كه درطي يك حادثه تروريستي در شهرمزار شريف به شهادت برسيد. 9. سايت مشرانوجرگهhttp://www.afqhan national assembly.af 10. حيات الله يوسفي، افغانستان وانتخابات پارلماني شيعيان ، http://www.howzah,net 11 . برادر اشراف رمضان است. 12. سايت شوراي ملي افغانستان، دورههاي شوراي ملي، http://www.parliment.af |
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |