|
| |
راهیان کانکور؛ امیدوار، نگران و
مضطرب
در این روزها در كشور ما، ده ها هزار فارغین صنف دوازده، راهی امتحانات کانکور می
گردند. تاحال امتحان کانکور شماری از ولایات اخذ و مناطقی دیگر نیز در حال برگزاری
می باشد. مسئولین وزارت تحصیلات عالی اخیرا اعلان کرده بود که هیات های امتحانات در
حوزه های امتحانات رفته و قرار است تا روزهای دیگر امتحان چند حوزه اخذ گردد.
ترس و دلهره از امتحان کانکور، شادی از به پایان رساندن دوره مکتب و فتح قله ای از
روند تکامل زندگی، امید از آینده روشن و از سوی دیگر نگرانی از آینده نا مطمئن و
سرنوشت ناروشن، راهیان کانکور را در وضعیت خاصی قرار داده اند. در این میان اما در
مرحله نخست، نگرانی از بیرون ماندن از دانشگاه ها و موسسات تحصیلات عالی و نیمه
عالی می باشد که همه ساله تکرار می گردد.
طی ده سال گذشته، معارف در کشور بسیار گسترش پیدا کرده است اما در سوی دیگر، هنوز
ظرفیت جذب تمام فارغین مکاتب در موسسات تحصیلات عالی و نیمه عالی وجود ندارد. همه
ساله ده ها هزار تن پس از امتحان کانکور در دانشگاه ها جذب نمی شوند.
امروزه بیرون ماندن از دانشگاه ها و موسسات نیمه عالی، یکی از کابوس های هر دانش
آموز بوده و این امر سبب شده حتی عده ای زیاد مکاتب را ترک و به بازار کار پناه
برند. هرچند دولت افغانستان مدام از افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان بیشتر خبر داده،
اما تاکنون ظرفیت این نهاد ها به شدت محدود بوده و پاسخگوی تمام دانش آموزان نمی
باشند.
راه یافتن به دانشگاه ها، تنها بخشی از نگرانی ها می باشد، پیداکردن کار پس از
فراغت، یکی از نگرانی های جدی دیگر می باشد که تا فراغت از دانشگاه، تمام دانشجویان
را همراهی می کند. امروزه، پیداکردن کار، بیش از مسایل درس، امتحان و ... دانشجویان
را رنج می دهد. همه ساله ده ها هزار دانشجو از دانشگاه ها و موسسات تحصیلات نیمه
عالی فارغ می شوند، اما تعداد اندک آنان صاحب کار و در آمد می شوند.
بحران بیکاری و نگرانی از پیداکردن کار، کم کم سبب می شود نسل جدید نسبت به درس و
تحصیل کم انگیزه گردیده و کم کم معارف و تحصیلات عالی دوباره در میان خانواده ها و
جامعه از رونق بیافتد. از میان هزاران فارغ التحصیلی که همه ساله فارغ می شوند،
تعداد اندک آنان درادارات دولتی وغیردولتی جذب شده و بقیه به اردوی بیکاران می
پیوندند. تعداد اندک جذب شده ها هم نه به لحاظ لیاقت و شایستگی، بلکه بیشتر براساس
ارتباطات و وابستگی های شخصی، قومی و گروهی صورت می گیرد.
مساله مهم در بحران بیکاری این است که از یک طرف دولت در ساختار اداره خود هنوز بر
نیروهای پیر، کهنه و خسته سنتی اتکا نموده و نیروهای جوان و تحصیل کرده را جاگزین
آنان نساخته است و از سوی دیگر ظرفیت کاری را درادارات دولتی افزایش نداده است.
در حالیکه با توجه به عقب ماندگی های افغانستان و ضرورت جدی به کار و فعالیت های
بیشتر، ضرورت جدی به افزایش ظرفیت کاری و گسترش دستگاه های کاری و اداری برای ساختن
و توسعه کشور نیاز بود.
بایستی دولت متناسب به افزایش فارغ التحصیل ها و نیروی کاری، ظرفیت کاری خودرا نیز
بلند می بردتا از یک طرف نیروهای جوان و کاری بیکار نماند و از سوی دیگر توسعه،
ساختن و آباد کردن کشور سرعت بگیرد. در حالیکه ظرفیت کاری در ادارات دولتی
افغانستان نسبت به پنج شش سال پیش هیچ تفاوتی نکرده است.
منبع: روزنامه افغانستان
| |

ليست نهایی
کانديدان انتخابات ولسی جرگه افغانستان ۱۳۸۹
|