|
| |
گفتگو با محترم رمضان بشر دوست
۱۵/2/ ۱۳٨۴
خبر گزاری آوا
آنچه کمونیسم بر افغانستان وارد کردانجوها در حال وارد کردن هستند و عین ضرباتی را که لیبرالیسم وحشی در
افغانستان وارد می کند اینها در حال وارد کردن هستند
انجوها در افغانستان حلقه یک زنجیر است وحلقه های دیگراین زنجیر،
غرب سالاران ما، جنگ سالاران ما و اعضای سفارت خانه ها می باشند که
اینها پول کمکی را که به افغانستان می شود بین هم ودر دست هم اکثر
نگه می دارند وآنرا تقسیم می کنند وحیف ومیل برای خود می کنند بجای
اینکه برای مردم مصرف شود .
آقاي بشر دوست در زمان تصدي وزارت پلان هم همواره شفاف و واضح حرف
مي زد و سعي مي كرد در عمل نيز مطابق گفته هايش حركت كند.
به گفته اگاهان بسياري از رفتار و گفتار آقاي بشردوست باعث شد كه
وي از كابينه گذشته كنار گذاشته شود و در كابينه فعلي نيز مورد نظر
قرار نگيرد.
در اين اواخر باز آقاي بشر دوست فعال گرديده صحبت هاي جالبي را مي
كند به خصوص وي مصاحبه اي دارد با راديو پشتو تهران كه به كلي بي
پرده و متهورانه مسايل را مطرح و مورد بررسي قرار داده است.
س: شما به عنوان یک عضو سابق دولت افغانستان بفرمایید این کشور با
گذشت سه سال ونیم چه مراحلی را در زمینه بازسازی اقتصادی ، معارف ،
بیکاری وکمکهای بین المللی وهمچنین امنیتی طی نموده است وچه موفقیت
هایی را در این زمینه کسب نموده است ؟
ج: افغانستان در طول سه سال شانس طلایی وتاریخی را داشته است ودر
مدت سیصد سال که از موجودیت افغانستان می گذرد چنین موقعیتی را این
کشور نداشته است مسلما در مدت سه سال کارهای مثبتی انجام شده است .
در زمانی که وزیر پلان بودم به چندین استان افغانستان رفتم و
شهرستان ها را دیدم بعضی مردم افغانستان در زمان طالبان در حالتی
قرار گرفته بودند که هیچ نقطه قابل تصور برای یک انسان نیست و از
این شر نجات دادن افغانستان یک نقطه بسیار مثبت است وهمچنین
انتخابات ریاست جمهوری که یک موفقیت صددر صد برای مردم افغانستان
بود بخاطر اینکه یک روز در سال 1383 مردم افغانستان اولین بار بدون
نزاع زن ومرد رای خود را به صندوق رای انداختند اما غیر از چند
نکته ای که عرض کردم جامعه بین المللی ودولت افغانستان در بخشهای
دیگر موفق نبودند ونه تنها موفق نبودند بلکه کمکهای بسیار زیاد
مالی را بین خود وتعدادی از کسانی که در حکومت ما کارمی کنند
وتعدادی از کسانی که در سفارتها کار می کنند وتعداد کسانی که در
سازمان ملل متحد کار می کنند وانجوها اینها تمام این پولها که
میلیونها دلار می باشد را بین خود تقسیم کردند وبجای اینکه این پول
برای بازسازی وزندگی آرام وبهتر مردم عادی افغانستان مصرف شود این
پول بین اعضای سیستمی که اسم آنرا من سیستم مافیایی می گذارم در
افغانستان تقسیم شده ، و با وجود هفت میلیارد دلارکمک به افغانستان
هیچ کاری صورت نگرفته است تنها کاری که می گویند شده است ، جاده
کابل ، قندهار می باشد که به عنوان شاهکار از آن یاد می کننند
وجاده کابل قندهار همانطور که به رئیس دولت و سفیر آمریکا در
افغانستان خلیل زاد گفتیم به هیچ نحو به شرایط استاندارد بین
المللی نیست. هنوز شش ماه از این جاده می نمی گذرد که شکافهایی
برداشته و دوباره نیاز به بازسازی دارد. در قسمتهای دیگر هیچ پروژه
بنیادی در افغانستان تصدیق نشده وحتی آغاز نشده است بلکه فکر می
کنم سیاست واستراتژی اقتصادی افغانستان در مدت سه سال تا امروز صد
در صد اشتباه است وحتی اگر برای دانشجوی رشته اقتصاد این برنامه
وسیاست اقتصادی را برایش تشریح کنید خنده اش می گیرد . آنها می
خواهند افغانستان را کشوری ترانزیتی بسازند افغانستان در زمانی راه
ابریشم از آن می گذشت و این خواب وخیال را برخی می خواهند امروز
عملی کنند در حالیکه این کار غیرممکن است و می خواهند کشور ما
ترانزیتی شود و رقاص خانه ها ومراکز فحشا در آن دایر گردد .
آیا کشور ما توان این را دارد که جایی در آسیا و منطقه بگیرد این
غیر ممکن است در افغانستان اولین کاری که بایستی صورت می گرفت
ساختن سد و ذخیره کردن آب بود زیرا افغانستان کشوری زراعتی است و
مردم آن شغلشان زراعت است وهزاران هکتار زمین افغانستان دشت است
وغنی ترین خاک دنیا را داریم اما در قسمت سد سازی وذخیره آب حتی
پروژه آن امروز وجود ندارد.
در قسمت آموزش وپرورش شش میلیون افغان در مدارس ثبت نام کرده اند و
به خصوص مردم امروز به آموزش و پرورش عشق استثنائی نشان می دهند.
در نقاط دوردست که حتی اجازه نمی دادند دخترانشان از مدرسه اسم
ببرند امروز پدران ومادرانشان آنها را به مدرسه می برند وثبت نام
می کنند که درس بخوانند اما مدرسه وجود ندارد وتنها اسم آن مدرسه
است .
در مدت سه سال ما نتوانستیم که برای مدارس کابل میز و صندلی تهیه
کنیم وتخته سیاه برایشان فراهم کنیم وبه شاگردان آن کتاب بدهیم.
امروز در دانشگاه کابل افغانستان که در چند متری کاخ ریاست جمهوری
قرار دارد دانشجویان برای نشستن روی میز وصندلی باهم نزاع می کنند
ومیزو صندلی کافی وجود ندارد در حالیکه میلیونها دلار به وزارت
خانه تحصیلات عالی و آموزش و پرورش اختصاص یافت.کتابهایی که
درافغانستان برای شاگردان است در اندونزی چاپ می شود. تنها سال
گذشته سه ونیم میلیون اشتباه طبق گفته های مسوول وزارت آموزش و
پرورش در کتا بها وجود داشته است و این اشتباهات را بجای اینکه
تصحیح کنند، گفتند ما از آنها چشم پوشی می کنیم و وزیر محترم آموزش
وپرورش آن زمان آقای قانونی دستور داده بود که از این اشتباهات چشم
پوشی می شود به خاطر اینکه سر وصدا ایجاد نشود و امروز در مدارس
شاگردان ما کتابی که بایستی به آنها داده شود به آنها داده نمی شود
وکتابها در پیش روی وزارت آموزش وپرورش به فروش می رسد یعنی در
منطقه پل باغ عمومی وبیسکویت هایی که برای شاگردان آورده شده اند
پیش روی وزارت آموزش وپرورش فروخته می شود از نظر تجارتی درکنفرانس
مجمع بین المللی افغانستان که در 15 حمل در وزارت خارجه دایر شده
بود در سخنرانی که رئیس دولت کرد یکی از نکات بسیار مثبتی که ذکر
کردند وبرای افتخار برای افغانستان ذکر نمودند اینست که رابطه
تجاری ما و واردات وصادرات مابا پاکستان از پنجاه میلیون دلار ظرف
مدت سه سال به یک میلیارد دلار رسیده است .
این نکته مثبت در افغانستان نیست ونقطه سیاه و تاریک برای
افغانستان است بخاطر اینکه ازاین رابطه تجاری90% پاکستان استفاده
می کند و10% افغانستان استفاده می کند ، اجناس وتولیدات پاکستان
امروز در حال از بین بردن همان ده درصد تولیدات افغانستان می باشد
وگفته شد که رابطه تجاری ها با چنین 500 میلیون دلار رسیده است .
اینها بجای اینکه نقطه افتخاری برای افغانستان باشد نقطه ضعف است و
سیاه می باشد حتی مثلا در یک ماه قبل در دیداری که با معلولین
افغانستان داشتیم که عضو خود را در جهاد داده بودند برایشان کارگاه
ساخته شده بود که کفش تولید کنند و از این راه برای زندگی تامین
معاش کنند و زندگی آبرومندانه داشته باشند. کارگاه شان امروز
ورشکست شده به خاطر اینکه تولیدات چین در افغانستان بدون هیچ
نظارتی وارد می شود.
همچنین از سوی ريیس دولت گفته شد که چهار هزار روستا را زیر پوشش
گرفته ایم ودر آنجا مدرسه ساخته می شود وجاده سازی می شود و
درمانگاه ساخته می شود واین با واقعیتها ی افغانستان تطابق ندارد و
جاهایی که من رفتم نه مدرسه ونه درمانگاه ونه جاده است وجاهایی را
که ساخته اند من آنرا جنایت وتروریست اقتصادی می نامیم که مبالغه
نیست ونمونه آن اینست که درمانگاه ها ومدارسی که ساخته شده با
کمترین حادثه طبیعی مثل زلزله ترس از این است که تمام شاگردان و
مریضهایی که آنجا هستند زیر آنها دفن شوند. زیرا هنوز از
درمانگاهها ومدارس استفاده نشده وتازه ساخت هستند ولی شکاف ها در
انها وجود دارند ومواد ومصالحی که برای ساخت انها استفاده می شود
هیچگونه کیفیت ندارد حتی نمی توان گفت کیفیت عادی دارد نمونه ان سد
سلطان است که چهار الی پنج ماه قبل اعلام کردیم وبا مقامات دولتی
وبا مقامات جا معه بین المللی صحبت کردیم که این سد خراب می شود
زیرا موسسه داکار مرتکب یک جنایت شده است وروی خاک سنگ کاری کرده
ودیدیم که شکسته شد ومیلیونها دلار به مردم غزنی ضرر رساند وتعداد
زیادی از مردم را کشت.
لذا ما می توانیم بدون اینکه تبلیغ کنیم ومخالف کسی باشیم به جرات
می توانیم بگوییم که سه سال در بخش بازسازی با میلیارد ها دلار که
داده شد آنرا هدر دادیم واستفاده درست ازآن نکردیم.
س: جنابعالی در دولت گذشته قربانی
همین مبارزه شدید که باها
داشتید و تعدادي از آنها را منحل کردید دراین زمینه آن موقع برخی
وزرا می گفتند که جنابعالی بطور انفرادی انجوها را منحل کردید
واینکه رییس دولت را در جریان نگذاشته بودید چرا چنین شده ودولت
شما را حمایت نکرد ؟
ج: دلایلی که دولتمردان می گویند این بهانه ای بیش نیست ثبت
وبکارگیری وتوقف بکار انجو ها جزو وظیفه وصلاحیت قانونی وزیر بر
نامه ریزی بود. هیچ مقام دولتی دیگر صلا حیت اینکار را نداشت که در
این مورد مداخله کند وقتی ما تصمیم گرفتیم که ثبت انجوها را متوقف
کنیم هیچ کس به ما نگفت که این در صلاحیت شما نیست اما وقتی انجو
ها ی خائن و دزد و یاغی و آنهایی که منا فع ملی ما را زیر پا می
گذارند وحتی دولت ما را به رسمیت نمی شناسند وحتی 1935انجو ها را
منحل اعلام کردیم به ما گفتند که چرابا ما مشاوره نکردید مثلا "
وقتی شهردار کابل مغازه ای را بخاطر گران فروشی می خواهد ببندد آیا
شهردار کابل به رییس جمهور تلفن می زند که فلان مغازه را ببندم ؟
وقتی رییس پلیس دزدی را می گیرد یا قا چاقچی را دستگیر می کند آیا
باید به رئیس جمهور تلفن کند که اجازه اینکار را بدهد؟
متاسفانه در رابطه با انجوها باید گفت که ما در افغانستان انجو ها
نداریم بلکه انجوهاایسم (WGO) داریم که آنچه کمونیسم بر افغانستان
وارد کرد اینها در حال وارد کردن هستند وعین ضرباتی را که
لیبرالیسم وحشی در افغانستان وارد می کند اینها در حال وارد کردن
هستند.
انجوها در افغانستان حلقه یک زنجیر است وحلقه های دیگراین زنجیر،
غرب سالاران ما، جنگ سالاران ما و اعضای سفارت خانه ها می باشند که
اینها پول کمکی را که به افغانستان می شود بین هم ودر دست هم اکثر
نگه می دارند وآنرا تقسیم می کنند وحیف ومیل برای خود می کنند بجای
اینکه برای مردم مصرف شود. بنده معتقدم کاری که انجام داده ام طبق منافع ملی بود و آنهایی که
می گویند قانونی نبوده چرا من را محاکمه نمی کنند .
س: علت ضعف را در کجا می بینید وضعف دولت از کجا نشات می گیرد که
شما را حمایت نکرد وامروز حتی در دولت فعلی هم وزرایی هستند که
همان موضوع شما را به شکلی تایید می کنند ؟
ج: کسانیکه موضوع را تایید می کنند و در مقام دولتی هستند از وزرا
و غیره اینها کسانی هستند که با مردم افغانستان با صداقت و دلسوزی
بر خورد نمی کنند، این ها کسانی هستند که بخاطر فریب مردم
افغانستان این کار را می کنند زیرا 99 در صد از مردم افغانستان از
تصمیمی که ما گرفتیم وحرفهایی که ما زدیم دفاع می کنند واینها تحت
شوک قرار گرفته اند اگر اینها واقعا در حرفی که می زنند صداقت
دارند ودلسوز هستند ومنافع ملی را در نظر می گیرند باید اهل عمل
باشند مثل وقتی ما در وزارت پلان بودیم به مردم توضیح دادیم وبعد
فورا تصمیم گرفتیم. چهارماه از تصمیمی که گرفتم می گذرد. در این
مدت دولت ما و وزیر مسئول انجوها که فعلا آقای فرهنگ وزیر اقتصاد
می باشد کمترین تصمیمی در این باره نگرفته است. اگر حرفهای ما درست
بود وطبق منافع ملی بود وبه نفع مردم افغانستان بود پس چرا آن
تصمیمی که ما گرفتیم آنرا همراهی نمی کنید وعملی نمی کنید؟ آنها
فقط حرف می زنند وهر روزی که می گذرد آنها هزاران دلار به جیب می
زنند .
س : سوال بنده این بود که ضعف دولتمردان که از یک سو شعار می دهند
ولی عمل نمی کنند این ضعف از کجا نشات می گیرد، انجوها آیا واقعا
به یک قدرت مافیایی تبدیل شده اند ودارند کار می کنند موضوع چیست؟
ج : مسلما اینها قدرت مافیایی هستند بخاطر اینکه انجوها بخش مهم یک
سیستم است ودر دولت ما امروز اینها مدافعین سرسخت دارند که دیروز
در انجوها دربان ومنشی بودند. بعضی از وزرای ما مثل آقای حنیف اتمر
وزیر توسعه روستایی در یک انجو که بنام کمک های کلیسای مسیحی
درافغانستان است وی دربان این انجو بود، فعلا امروز وی وزیر شده
است وپاسخگوی رئیس دولت ما آقای لودین یکی از کانالهای انجوها در
کاخ ریاست جمهوری می باشد که از طریق وی انجوها حرفهای خود را به
کاخ ریاست جمهوری می رسانند .
آنها منافع شخصی خود را بالاتر از منافع ملی می دانند وتجزیه و
تحلیل فکری درست مسائل را ندارند و با واقعیت ها در تماس نیستند.
اینها در خواب خرگوشی هستند ودر آسمان هفتم زندگی می کنند وآنقدر
مردم برای آنها بی ارزش هستند که به خود این اجازه را نمی دهند که
وضعیت ومشکلات زندگی مردم را نگاه کنند این مشکل اساسی دولتمردان
ماست. س:جامعه بین المللی و سازمان ملل و کشورهای غربی که اکنون به شکلی
اینجا حضور دارند و شعار می دهند که در بازسازی افغانستان سهیم
هستند آیا اینها موارد را نظارت می کنند و آیا آنها چیزی نمی
گویند؟
ج: اگر نظارتی وجود داشته باشد نظارت روی کاغذ است و نظارتی مصنوعی
است. از طرف دیگر تعداد زیادی از افراد کشورهایی که در افغانستان
کار می کنند متاسفانه حتی علیه منافع شخصی خود اقدام می کنند.
اینها به هیچ صورت فایده شخصی شان نیست که این سیستم منحل شود و
سیستم بسته شود و کمک ها از دست اینها خارج شود و واقعا برای مردم
افغانستان مصرف شود.
می خواهم بگویم رشوه خواری و فساد نه تنها در حکومت افغانستان بلکه
در سازمان ملل متحد در افغانستان و در سفارتهای افغانستان و درانجو ها به اوج خود رسیده است.
به خاطر همین معتقدم به عنوان یک افغان که در تماس با مردم هستم و
دلسوز کشور هستم و می توانم مسایل را تجزیه و تحلیل کنم عمیقا
معتقدم که تصمیماتی که در توکیو تصویب شد و گرفته شد این راه به بن
بست رسیده است و این راه باید در اینجا فورا متوقف شود.
به خاطر همین است که من در پارک شهر نو روز جمعه گذشته که با مردم
کابل صحبت داشتم و تعداد زیادی از آنها شرکت کرده بودند من از رییس
جمهور افغانستان خواستم که ماده چهارم و ماده شصت و پنج قانون
اساسی افغانستان را عملی کند یعنی روی ده نکته ای که من برای مردم
کابل تکرار کردم، روی این ده نکته باید یک رفراندوم در افغانستان
سازمان دهی شود تا مردم افغانستان به رییس جمهور بگویند که آیا با
سیاست وی در حال حاضر با این نکات موافق هستند یا مخالف.
چند نکته را خلاصه یاد آوری کنم:
اولین سوالی که میخواهم رییس جمهور افغانستان با استفاده از ماده
چهارم و ماده شصت و پنجم که می گویند حاکمیت توسط ملت به صورت
مستقیم و یا غیر مستقیم اجرا می شود و رییس جمهور راجع به مسایل
مهم ملی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به رای مستقیم مردم مراجعه می کند
بکنم این است که ما باید از مردم افغانستان بپرسیم که آیا اینها
مخالف یا موافقند که ساختن جاده ها در افغانستان در اولویت قرار
داشته باشد؟
دوم آیا مردم افغانستان مخالف یا موافق هستند که نیروهای خارجی
درافغانستان زندان داشته باشند؟
سوم آیا مردم افغانستان موافق هستند که مردان خارجی خانه و زنان
افغان را بازرسی کنند؟
چهارم آیا مردم موافق هستند که مشاورین خارجی و غرب سالاران و
شاهزاده های غربی در افغانستان از ده تا پنجاه هزار دلاز در ماه
حقوق داشته باشند؟ در حالی که مردم افغانستان گرسنه هستند و
کارمندان ما صد دلار حقوق نمی گیرند.
آیا مردم افغانستان و به خصوص مردم کابل موافق هستند که 28 جاده
درکابل امروز ملک خصوصی شده و آنها برروی ماشین ها و افرادی که از
جاده ها استفاده می کنند مسدود باشند؟
این نکات مهمی است که در این رفراندوم باید مطرح شوند و از مردم
نظر خواهی کنند تا مردم در این باره جواب بدهند و اگر مردم بگویند
با این نکات مخالف هستیم رییس جمهور ما باید فورا این کارها را
متوقف کند و سیاست جدیدی را به مردم پیشنهاد کند.
س: با توجه به این که دولت افغانستان به رهبری کرزی به شکلی متکی
به کمک های خارجی است که بیشتر کمک های غربی هستند آیا شما در این
زمینه آقای رییس جمهور را مستقل می دانید؟
ج: همانطور که خصوصی و در دفتر شان به آقای کرزی رییس جمهور منتخب
گفتم تجزیه و تحلیل من این است که آقای رییس جمهور از قدرت خود
آگاهی دقیق ندارند.
فکر میکنم ایشان پرقدرت ترین مردم دنیاست اگر متوجه قدرت خود شود و
از قدرت درست استفاده کند. تجزیه و تحلیلی که دولتمردان ما از کمک
های غربی به افغانستان دارند صد در صد اشتباه است. اگر این تجزیه و
تحلیل تغییر کند افغانستان می تواند تصمیماتی را که به نفع ملی است
و مطابق استقلال و حاکمیت ملی باشد عملی کند. اگر غربی ها امروز به
افغانستان کمک می کنند و اگر کشورهای دنیا به افغانستان کمک می
کنند نه به خاطر این که دوست مردم افغانستان هستند بلکه منافع ملی
و شخصی ایشان ایجاب می کند که به افغانستان کمک کنند تا افغانستان
آرام و آباد ساخته شود تا دوباره افرادی مثل ملاعمر یا امثال آن در
افغانستان قدرت را به دست نگیرند تا دوباره مرکز تجارتی نیویورک را
که در حال ساخت است بزنند یا وزارت دفاع امریکا را بزنند یا در
توکیو بمب گذاری کنند یا در پاریس بمب گذاری کنند.
لذا منافع شخصی و ملی جامعه بین المللی این است که به افغانستان
کمک کنند و حتی منافع شخصی و ملی آنهاست كه ما از آنها باید
بخواهیم که این کمک را در جاهای مورد نظر ما خرج بکنید تا
افغانستانی آرام و آباد ساخته شود. آیا مثلا این به نفع آمریکاست
که از پولهایی که مردم آمریکا به زحمت کسب می کنند و به دولت
مالیات می دهند این پولها به افغانستان بیاید و حیف سه چهار نفر
بشود؟
س: اینکه کرزی ازقدرت خود خبر ندارد پس مجری کیست و منبع قدرت به
دست چه کسی است؟
ج: منبع قدرت متاسفانه به دست یک سیستم است که تعدادی از اشخاص
دولتی، انجو ها، سازمان ملل متحد و سفارت خانه هايي که در افغانستان
ساخته اند مي باشد. این سیستم در افغانستان امروز پر قدرت است و ما
باید این سیستم را بشکنیم. یک سیستمی است که ما از نظر علوم سیاسی
به نام الگاریسم یاد می کنیم این سیستم باید شکسته شود و همانطور
که جامعه بین المللی و مردم افغانستان می گوید باید سیستم دمکراسی
جای سیستم الگاریسمی را در افغانستان بگیرد.
س: به نظر شما عوامل موفقيت مبارزه با این سیستم چگونه است و چه می
باشد؟
ج: در شرایط فعلی تنها فشار مردم می باشد اگر مردم افغانستان به
صورت مسالمت آمیز از این سیاست تنفر خود را نشان بدهند جامعه بین
المللی و دولت افغانستان مجبور است که این خواست مردم را درنظر
بگیرند و اگرنه احتمال دارد که مثل در فراه که معلمان اعتصاب کرده
بودند و برخوردی به وجود آمد و در نقاط دیگر افغانستان برخوردهایی
وجود دارد، اگر این وضع بدین صورت ادامه یابد این برخوردها ممکن
است شدت پیدا کند و این نه به نفع مردم ماست و نه به نفع دولت است
و نه به نفع جامعه بین الملل.
س: پس طبق سخنان شما جامعه بین الملل که به شکلی با شعار دموکراسی
و آزادی به افغانستان آمده این فقط یک سراب بوده است؟
ج:جامعه بین المللی تجزیه و تحلیلی که از افغانستان دارد نادرست می
باشد.
معتقدم کشوری مثل آمریکا و غیره منافع ملی این کشورهاست که این
سیاست را تغییر دهند چون این سیاست آرامش و امنیت را در افغانستان
به وجود نمی آورد.
امروز به نفع کشورهاست که افغانستان کشوری آرام و آباد باشد تا این
که کشوری باشد که در آن جا تروریستها حاکم باشند و بتوانند پایگاه
هایی علیه کشورهای منطقه و دنیا ایجاد کنند.
اگر میخواهیم از این بحران کاملا خارج شویم باید سیاست بازسازی
افغانستان تغییر کند و در زندگی عادی مردم افغانستان تحول و رفاه
به وجود آید.
س: جنابعالی در بخشی از مصاحبه به موفقیت های دولت نیز اشاره
داشتید از آن جمله تشکیل لویه جرگه قانون اساسی که افغانستان را
صاحب یک قانون اساسی جدید کرد اگر چه بعضی حلقات از این قانون
اساسی نیز به نوعی انتقاد می کنند ولی روی هم رفته همین قانون
اساسی که می گویند اگر درست اجرا می شد و فقط روی کاغذ نوشته نمی
شد آیا امکان چنین دشواری هایی بود؟
ج:به نظر من قانون اساسی فعلی کامل نیست و نواقصی دارد حتی در برخی
موارد تناقض هایی نیز دارد.
من به عنوان کارشناس قوانین اساسی که در مورد قوانین اساسی
افغانستان از زمان احمد شاه بابا تا پیش از تصویب قانون اساسی فعلی
کتابی را نوشته ام باید بگویم که اگر اراده سیاسی موجود باشد و
قانون اساسی طوری که هست عملی شود به نظر من خیلی از مشکلات ما حل
خواهد شد.
س: علت این چیست که با آنکه میلیون ها دلار برای تدوین قانون اساسی
خرج شد و نمایندگان همه اقوام افغانستان در تصویب آن حضور داشتند
چرا قانون گرایی نیست و به طور درست عملی نمی شود؟
ج: طوری که من قبلا نیز اظهار داشتم یک اراده سیاسی برای عملی کردن
قانون وجود ندارد چون در افغانستان یک سیستم مافیایی تشکیل شده که
این سیستم و نظام منافع شخصی خود را بالاتر از منافع ملی می داند.
س: شما که کارشناس مسایل هستید در هر کشور قوه مقننه بر قوه مجریه
به نوعی نظارت دارد و هم در تصویب و اجرای قوانین با قوه مجریه
همکاری می کند و در برخی موارد اگر قوه مجریه مرتکب اشتباه می شود
از آن جلوگیری میکند ما در افغانستان در اداره های موقت و انتقالی
قوه مقننه نداشتیم و دولت فعلی نیز تا حال در کنار خود قوه مقننه
ندارد. تا کنون چه ارگانی بر امور دولت نظارت کرده است؟
ج:مردم افغانستان از سال 1381 تا حال فقط به آقای کرزی در انتخابات
ریاست جمهوری به طور مستقیم و به طور غیر مستقیم در لویه جرگه
اضطراری و لویه جرگه قانون اساسی رای دادند. یگانه امید و اعتماد
مردم افغانستان اقای کرزی بود.
اکنون که ما دارای قانون اساسی هستیم مرجع دیگری که درقانون اساسی
پیش بینی شده است نظارت و کنترل مستقیم مردم افغانستان است و برای
همین من می گویم که ماده های 4 و 65 قانون اساسی باید عملی شود و
به طور مستقیم به آرای مردم مراجعه شود تا مردم افغانستان بر
کارهایی که امروز در حال اجراست نظارت کنند و من اعتماد زیادی بر
پارلمان آینده افغانستان ندارم چون ممکن است کسانی که به عنوان
نماینده وارد پارلمان آینده کشور شوند منافع شخصی خود را بالاتر از
منافع ملی بدانند و با دولت و سیاست کنونی دولت معامله کنند. مثلا
کابینه فعلی را تصویب کنند و یا حقوق هزاران دلاری غرب سالاران و
جنگ سالاران را نقض نکنند. چون کسانی که به عنوان اپوزیسیون و
مخالفین دولت حضور دارند اینها نیز از کیسه خلیفه نان می خورند
اینها نیز جزء این سیستم مافیایی اند.
س: اینکه مردم بر آقای حامد کرزی اعتماد کردند تا چه حدی وی با
مردم صادق است؟
ج: تا جایی که من اطلاع دارم مساله صداقت و خوبی اصلا مطرح نیست
مردم عادی افغانستان که از هر قوم خواه پشتون، بلوچ، هزاره، تاجیک،
ایماق، پشه ای و یا ازبک که به او علاقه خود را نشان می دهند همه
آنها میدانند که ممکن است آقای کرزی شخص خوبی باشد ولی کرزی گرگ ها
را به جان مردم رها کرده است. مساله صداقت در دولت مداری یکی از
نقاط مهم است و نکته مهم این است که باید به خواست مردم عمل شود،
آقای کرزی توافقی که با مردم افغانستان به تاریخ 18 ماه ميزان بست
باید به تعهد خود عمل نماید ولی تا جایی که من میدانم آقای کرزی به
تعهدات و وعده هایی که به مردم افغانستان نموده بود توجه خاصی
ندارد.
س: در زمینه امنیت نیز ما می بینيم که از یک سو طالبان با آمریکایی
ها یا دولت افغانستان وارد مذاکره شده اند و گروه گروه با دولت
یکجا می شوند و یا از زندان ها آزاد می شوند و از سوی دیگر برخی در
جنوب و جنوب شرق افغانستان حملات خود را علیه دولت و آمریکایی ها
افزایش داده اند این موضوع را شما چگونه ارزیابی می کنید؟
ج: به نظر من در حدود تقریبا سی سال گذشته بیش از یک و نیم ملیون
شهید برای استقلال و حاکمیت ملی در افغانستان جان های خود را فدا
کرده اند و ما باید بخاطر احترام به خون شهدای خود نگذاریم در
افغانستان کارهایی صورت گیرد که با استقلال و حاکمیت ملی افغانستان
در تضاد باشد این وظیفه یک دولت خارجی نیست که با مخالفین دولت
مذاکره کنند. این وظیفه دولت افغانستان است که با مخالفین صحبت و
مذاکره کند و به مخالفین پیشنهاد کند که یا با مردم یکجا شوید و
سلاح را ترک نمایید ویا این که دولت به کمک نیروهای خارجی علیه شما
اقدام می کند.به نظر من دولت افغانستان باید همه احزاب، گروه ها و افراد را جزء
افغانستان بداند و هر معامله سیاسی نباید در مورد آن ها صورت
بگیرد. هر کسی که با سیاست دولت که به نفع مردم باشد موافق است
باید سلاح را کنار بگذارد و اگر مخالف است باید دولت با آنها
مقابله کند.
س: چرا نیروهای خارجی به خصوص آمریکایی ها در دو سه سال ونیم گذشته
نتوانستند گروه طالبان و القاعده را ریشه کن کنند؟ علت عدم موفقیت
آمریکایی ها چه بوده با توجه به این که نیروهای آمریکایی در
افغانستان از هر نوع امکانات برخوردارند؟
ج: به نظر من آمریکایی ها می توانند در افغانستان علیه تروریسم
پیروزی های بیشتری کسب کنند اگر برای مردم عادی افغانستان کار
بازسازی صورت گیرد و مردم کشور ما زندگی آرام داشته باشند ومردم
پیشرفت کنند و دولت و جامعه بین المللی به واقعیت رای رفاه مردم
کار کنند، من یکی دو ماه قبل مصاحبه یکی از رهبران طالبان را
خواندم که با روزنامه فرانسوی لوموند انجام داده بود. خبرنگار این
روزنامه از وی پرسیده بود که نیروی انسانی را از کجا به دست می
آورید؟ این رهبر طالبان به وی گفته بود که نیروی انسانی ما جوانان
بیکار هستند که امکانات مالی و خانواده
ندارند
| |

ليست نهایی
کانديدان انتخابات ولسی جرگه افغانستان ۱۳۸۹
|