|
|
|
|
علما در خدمت كسب راي و مشروعيت!! محمد توحيدي؛ محصل علوم سياسي پوهنتون هرات
در این روزها تنور
انتخابات داغ است و هر روز به شدت آن افزوده میشود، کاندیداهای ریاست جمهوری و
شوراهای ولایتی به شدت در تلاش اند، تا توجه مردم را بخودشان جلب نمایند. مبارزات
انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری دارند از مرکز به ولایات گسترش می یابند، کوچه و
بازار، رادیو و تلوزیون، روزنامه و هفته نامه ریش سفید و ریش سیاه، سیاستمدار و
عالم دین، این و آن و همه و همه از انتخابات میگویند، یک شوروشوق خاص در جریان است،
زمزمه های مبنی بر اینکه حامد کرزی چراغ سبز حامیان بین المللی اش را از دست داده و
در این میدان مبارزات تنهاست، با گپ و گفت درد و رنج ملت افغانستان از دست فقرو
بیکاری و عدم امنیت در هم پیچیده و یکصدای رسای شکل بخشیده است که بر ناکامی وی
فریاد بر می آورد. آنچه که دراین مقال در پی آنیم و در جستجوی آنیم، استفاده ابزاری از عالم و روحانیت در مبارزات انتخاباتی و کسب قدرت و مشروعیت بخشیدن به خودشان و تیم شان اند. اما قبل از پرداختن به این مسئله ذکر دو نکته ضروری است. اول اینکه جامعه افغانستان یک حامعه سنتی است و سخت گیرمانده در لایه هایی خشک و جمود و به شدت معتقد و پابند به اسلام و ظواهر اسلام و به شدت پیروی خط علما و روحانیت، که قسمت اینها قابل تقدیر اند و مسرت بخش و آمید دهنده و نکته دوم اینکه جامعه روحانیت و علمای کشور که از چنین جایگاهی در دل و دماغ مردم بر خوردارند گروهی است به شدت مقتدر و توانا که میتوانند با استفاده از موقعیت اش جامعه را متحول و گروهی را به قدرت و بخشی را به نفرت بکشانند. اما بحث اینجاست که این گروه که پرچم دار دین و مذهب اند و باید در مواقع حساس دست مردم را بگیرند و برای آنها راهبر و رهنما شوند، چقدر به مسئولیت شان عمل کردند و تا چه بخشی توسط غول های قدرت طلب و استبداد طلب وسیله سرکوبی قشری و ابزاری برای مشروعیت بخشیدن مسندش و یا جذب مردم بسویش قرار گرفته اند. و امروز و در این مبارزات که در جریان است چه نقش را بازی میکنند آیا چون وسیله بدست دیگران اند و یا نه مستقل. اگر به گذشته تاریخ افغانستان نظر اندازیم وضعیت را فاجعه بار می یابیم، می بینیم که در دورهای عده از این قشر وسیله ای شدند برای تکفیر ملتی، به خاک و خون کشیدن پیر مرد وکودکی، به کنیزی رفتن دختران جوانی و به فروش رسیدن بشری و انسانی، انسانهای که هیچ گناه نداشتند و هیچ تفاوتی با بقیه نداشته بجز در رنگ و لباس و صورت، انسانهای که چون ملیونها انسان دیگر می اندیشیدند، فکر میکردند، و افرادی که چون بقیه شهروندانش از کشور، دین و مذهب شان دفاع میکردند و مبنای همه اینها فتواهای بودند از طرف قشری چنین مولویهایی، نمونه بارز آن مولوی عبدالروف قندهاری است که با فتوای خودش کفر طائیفه را اعلان نمودند و جنگ را علیه اینان جهاد و مرد و زن و پسر و دختر و مال و مقام آنان را غنیمت شمردند. و از صدور این حکم بود که سیل از احساسات پاک و دین دوست هموطنان ما غافلانه بسوی مناطق مرکزی خروشیدن گرفت و طوفانی شد و دوثلث مردم بیگناه و زحمت کش گرفتار زنجیر عتاب پادشاهی شده نیست و نابود گردیدند. در تاریخ کشور ما استفاده ابزاری از دین کم صورت نگرفته است و این تنها آغازش بود بعد از این توسط شاهان ادامه یافتند و آخیرش هم در زمان طالبان بود که گروهی عظیم از علما و مولوی صاحبا در قندهار جمع شدند و لقب امیرالمونین را به کسی بخشیدند که نه تنها از لحاظ ظاهری یکطرفه بود که از لحاظ فکری و باطنی ودرونی نیز به همه چیز یکطرفه می دید، یکطرفه قضاوت میکرد یقینا برداشت شان از اسلام هم مثل ظاهر شان بودند و این علما مشروعیت به چنین فردی دادند که افرادش در مزار سه شبانه روز قتل عام اعلان داشتند و ساکنان قریه های چون قزل آباد را پوست و قطعه قطعه نمودند، وانسانهای که چون یاسر و سمیه، ابوذر و مقداد، سید جمال الدین و ابراهیم بیگ و عبدالخالق رنج حقیقت میکشیدند و برای اظهار موجودیت شان می جنگیدند سه راه تعین نمودند یا اسلام اوردن ( سنی شدن )، ترک وطن و مهاجرت به ایران و یا جنگیدن تا سرحد فنا و نابودی. و ذکر این حقایق تاریخی نه بخواطر ابراز بغض درونی و بیان احساس ناسیونالیستی است بلکه برتاباندن استفاده ابزاری از این گروه توسط حکام و قدرت طلبان در تاریخ گذشته و وسیله قرار گرفتن این قشر بر مشروعیت و قدرت عده اند. تا امروز علما و مولویهای ما درک بر این حقایق بزنند و با آگاهی از موقعیت و مسئولت که دارند طبق مسولیت شرعی و دینی ناب اسلامی که دارند عمل کنند و امروز که تب تاب بازار انتخابات گرم است، هر کاندیدای میخواهند با پیروی از اصول ماکیاولیستی خودشان را مذهبی جلوه داده و چه بسا میخواهند علما و روحانیون را بسوی شان جلب نمایند. نمونه اخیرش را از مجددی صاحب دیدیم که با فال خودش دست به کشف بزرگی زد و از رای خداوند با خبر شد و کرزی را مورد تایید دین دانیست. و با استفاده چنینی میخواهند دروازه ارگ را کوبیده ره به درون آن ره گشایند. و مجموعه اینها مبین این است که بخشی از علمای ما هنوز در باری اند، و ما هنوز درگیر گذ شته ایم و هنوز به لایه های ترس و وحشت فرو رفته ایم. اما این بیانات مبین این نیست که همه علما ما چنین اند، نه بلکه ما علمای داریم و داشتیم که افکارشان مبدا خیزش جنبش های روشنفکری وسیاسی نه تنها در افغانستان بلکه در بخشی عظیم از جهان اسلام گردیدند، اشخاص چون سید جمال الدین وو.. امروز هم با اهمیت و نفوذ و وجیبه و مسئولیت که این قشر دارند باید آگاهانه گام بر دارند و روشن بینانه پا به عرصه بگزارند تا مبادا حامی کسی شوند که کشور را به ورطه نابودی و وادی رشوه و فساد و بی کاری ...بکشانند. و دست حمایت برای کسی بلند کنند که در گذشته فاجعه آفریدند و کودکهای را بی مادر کردند و اطفالی را با توپ و تانک نشانه رفتند و حامی و دستیار کسی بودند که با کشتن افراد بیگناه لبخند بر لبش نقش می بست و احساس راحتی میکردند و نفس خوشحالی میکشیدند. بدون شک بخش اعظم آنهایکه امروز قدم به عرصه مبارزات گذاشته اند این مهم مورد بحث را ابزاری مهم در راستای پیروزی شان می دانند و از هر شیوه ممکن استفاده خواهند کرد. اما بر مولویهای ما و علمای با درک و احساس ما اند تا با برداشت ناب از اسلام و با فکر روشن بینانه از اوضاع جاری کشور و با عبرت گرفتن از گذشته، دیگر راه رفته را نروند و بلکه طرح نو در اندازند و راه واقعی اسلامی را پیشه کنند. و مانند آنانی نباشند که در یک مسئله فرعی چون همخوابگی زن و مرد سرو صدای به راه اندازند که فضای جهان را فراگیرند اما در یک مسئله مهم دیگر چون به آب انداخته شدن کتب مقدس مانند نهج البلاغه و اصول کافی ووو خم به ابرو نیاورند و حتی محکوم هم نکنند. و یا مانند انانکه دست به فال برده کشف رای خدا کنند بلکه با درک واقعیت و حقیقت ره از چال دربار به درگاه ایزد متعال یابند تا هم موجبات رضایت حق شوند و هم وسیله قرار نگیرند برای مشروعیت و مصونیت افراد خونخوار و مفسد یکه گذشته شان مملو از جنایات تاریک و جمودی و جهالتی است. و حد اقل رای به کسی بدهند که دستش مستقیم به خون افشاریها و هزاران بیگناه هموطن ما آلوده نباشند.
|
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |