|
| |
ازدواج مثلث درگیری، دروغ و
دموکراسی در افغانستان
هاشمی لولنجی
اگر چه افغانتستان کشوری
خیلی بزرگ نیست اما بزرگترین حوادث تاریخی و تاثیر گزار در سطح بین المللی
را تجربه نموده است. در درگیری های نابرابر مانند جنگ با نیروهای انگلیسی و
ارتش سرخ شوروی که هر یک ابر قدرت زمان خود بودند نه تنها افغانی ها پرچم
پیروزی را به دوش کشیدند بلکه پیروزی افغانستان در هر دو درگیری، آزادی
کشورها ی دیگر را در پی داشت. دروغ نیز به عنوان یکی از آفت های بعد از
پیروزی انقلاب اسلامی، کشور را فرا گرفت که منجر به جنگهای خونین داخلی شد.
در فصل دیگر، ملت ستم دیده افغانستان به دروغ و درگیری های ظاهرا متشرع
مواجه گردید و آن تجاوز ارتش پاکستان و تروریست های بین المللی تحت پوشش
طالبان افغانی با سوء استفاده از اسلام بود، دروغی که می تواند شاخ دار
باشد هدف از یادآوری مسایل متذکره این است که مردم افغانستان نبردهای خونین
، آفت های بعد از پیروزی و دروغ های شاخ دار و بی شاخ را در بستر زمان
دیدند،لمس کردند وپاسخ مناسب دادند.
البته سنگین ترین بها را پرداختند، خانه وکاشانه شان به خاک یکسان شد ،
مهاجر و آواره گردیدند اما مانند امروز سر در گم ومتحیرنشدند ونبودند. این
به خاطر آن است که اکنون با ازدواج مثلث دروغ و در گیری ودموکراسی مواجه
هستند ، هرکشوری که چنین وضعیتی داشته باشد ملت آن بی هدف وسر درگم می شود.
دروغ نه مانند گذشته که مردم بدانند دروغ است.
دروغ های امروز پیچیده تر از گذشته می باشد مثلا از یکطرف درگیری با
تروریسم در حد بمباران وجود دارد واز سوی دیگر گفته می شود که فقط صد
وپنجاه نفر طالب حتی کمتر از آن به عنوان مجرمین جنگی مردود هستند. در
حالیکه هیچ کشوری در جهان پیدا نمی شود که حداقل چند هزار نفر خراب کار
نداشته باشد هر چند یک باردرگیری هایی هم دارند ولی از نیروهای خارجی کمک
نمی گیرند. جنگیدن با یکصد و پنجاه نفرخرابکار وکمک خواستن از قدرت های
خارجی تعجب آور است واینکه واقعیت چیست یا به عبارت دیگر آنچه که راست است
چه خواهد بود پیدا کردن آن کار رمل انداز ماهرمی باشد واقعیتی این مساله
نیز نا پیدا است که آیا افغانستان مورد نیاز آمریکا می باشد یا افغانی ها
به نیروهای آمریکایی نیاز دارند ؟ ندانستن این معنی موجب سر در گمی های
توام با نگرانی گردیده است. چنانکه مشغول شدن نیروهای نظامی آمریکا در امر
بازسازی آن هم ساختن پل در شیر خان بندر با هزینه 28 میلیون دالر که
تاجیکستان وافغانستان را با هم وصل می کند، جای تامل دارد. از کجا معلوم که
ساختن این پل به منظور ایجاد آسیای میانه بزرگ مبتنی بر اهدا ف بلند مدت
نظامی نباشد؟ شوروی هم روی دریای آمو پل دوستی ساخته که هیج ربطی به ملت
افغانستان نداشت. همچنان ساختن پایگاههای نظامی به عنوان بازسازی که هر یک
65 میلیون دالر بودجه می خواهد در حالیکه نه تنها ولایات و ولسوالی ها حتی
شهر کابل فاقد آب وبرق می باشد سؤال بر انگیز است.
چه کسی نمی داند که مردم افغانستان قبل از ساختن سرباز خانه های بدون سرباز
به نان، آب، برق، مکتب وشفا خانه نیاز دارند؟
درست است که نیروهای آمرکایی ارتش سرخ نیستند اما کارهایی را که انجام می
دهند شباهت کامل به کارهای ارتش سرخ دارد یا حداقل پنهان کردن اهداف غایی
وعدم شفافیت برنامه های سیاسی ونظامی آمریکا برای هر افغانی تشویش آفرین می
باشد. اگر نیازهای یک جانبه یا احیانا متقابل درکشور ضمن تنظیم جدول زمانی
خروج نیروهای آمریکا تشریح شود کاهش تشویش ملت افغانستان را درپی خواهد
داشت. این ابتدایی ترین حق افغانی ها می باشد که از یک طرف بتوانند خواسته
های خود را بیان کنند واز سوی دیگر بدانند که آمریکا از آنان چه می خواهد.
دموکراسی در افغانستان نیز به نحوی بی نظیر می باشد که مانند آن در جهان
دیده نمی شود. صرف نظر از ابزارساختن دموکراسی های امروز، آزادی بیان در
چهار چوب دموکراسی از مسلمات است که کم وبیش در بعضی کشور ها وجود دارد اما
در چهار چوب دموکراسی افغانستان آزادی بیان به معنی واقعی کلمه یعنی راست
گفتن گذشتن ازجان را می طلبد. نه اینکه دولت مستبد ودیکتاتور می باشد ،
مشکل مردم برای آزادی بیان، دولت نیست. مشکل مردم را مافیای تفنگ وتریاک
وصاحبان پول های باد آورده تشکیل می دهند ، چونکه اینان قدرتمندان غیر قابل
کنترل در حاشیه دولت می باشند وعلاوه برآن آمریکایی های خارج از حاکمیت
دولت ناظر بر حرکات وبیانات مردم بوده وافغانی ها را کنترل می کنند واگر
کسی یک کلمه حرف خلاف سیاست آمریکا بگوید به زندانهایی برده می شود که در
آنجا مدت و محاکمه و دفاع مطرح نیست. اگرچه زندان های آمریکایی برای مجازات
تروریست ها ایجاد گردیده است. منتها هر کسی را که آمریکایی ها زندانی کنند
تروریست خوانده می شود نه تروریست های واقعی ، تروریست های واقعی که می
دانند چگونه از زمان وفرصت ها کار بگیرند و مشغول قاچاق مواد مخدر وساختن
خانه های بلند منزل در کابل وولایات هستند واز موقعیت خاص برخوردار می
باشند .
در یک کلام باید گفت که برای مردم افغانستان تجربه ازدواج (دروغ ودر گیری و
دموکراسی)خسته کننده تر از کل حوادثی است که تا امروز تجربه نموده اند. هر
افغان از خود می پرسد که سرانجام کشورشان به کجا خواهد رفت وتا زمانی که
دروغ ودر گیری ازبین نرود وجلوی خود کامگی ها وزورگویی های داخلی وخارجی
گرفته نشود تحقق دموکراسی امکان پذیرنیست. آیا دیکتاتوری بدتر از این است
که ابراز نظر کردن، لت وکوب یا شکنجه وزندان داشته باشد؟ آن هم نه توسط
دولت بلکه توسط قدرتمندان داخلی ونیروهای خارجی؟
خبر
گزاری صدای افغان
| |

|