|
آخرين نظرات شما
یاسر پویا :
سلام به شهر غربت دايكندي. دايكندي كه بعد ارسالها محروميت دوباره به
طرف ترقي وپيشرفت روآورده بازهم بنده خيلي خوشهالم كه ما سايتي بنام
دايكندي داريم چون يك عده فكر مي كنند دايكندي همان دايكندي قديمي است
كه هنوز مردم تفنگ به دست هستند وهم ديگررا ازبين مي برند وبنده ازشما
دست اندركاران اين سايت نهايت تشكر وقدرداني مي كنم اميد وارم كه دركار
تان موفق وپيروز وكام گارباشيد وپيشنهادم اين است كه شما درسايت خود
ازولسوالي كيتي خيلي عكس وخبركم داريد اميدوارم كه ازمناطق تمران .
كيتي . سربقان هم عكس بگذاريد بااحترام ياسر پويا ازهرات.
فارق وطنيار - ناروي :
مطالب تان متنوع نيست. تلاش كنيد كه به اين امر هم توجه داشته باشيد.
غلام حضرت كابل :
كار
تان خوب است ولي راه زيادي در پيش داريد، ساخت و ساز دولت كرزاي ياد
نرود.
غفور سمنوال :
سلام ير تمامي اهل قلم سايت دايكندي تحليل هاي سياسي خيلي كم در سايت
تان ميبينم.
اسماعيل نگارش :
سلام به دايكندي قلب افغانستان
bostanbali
:
salam
a im bostanli
رحمت الله جعفري :
جگونه اينجانب ميتوانم براي سايت مقاله بفرستم؟ دوست عزيز.
ضامن- ناروي :
دست
اندر كاران سايت دايكندي مانده نباشيد، مسأله داغ امروز جهان غره است.
واقعا اسرائيل محكوم است.
ضامن- ناروي :
دست
اندر كاران سايت دايكندي مانده نباشيد، مسأله داغ امروز جهان غره است.
واقعا اسرائيل محكوم است.
علي
دانش :
سلام به مدیر سایت وزین قلب آسیا
محمدعلي ارزكاني ازدآيكندي :
باعرض سلام خدمت كارمندان اين سايت وكليه مردم شريف افغانستان خواستم
ازمسلمانان جهان سوال كنم ماكه وضعيت مردم فلستين راهرشب وروزازرسانه
هاميبينم بس جراعكس العمل نشان نميدهيم سكوت تاكي؟
بازهم عبدالحبیب غوربندی :
سلام برتمام مردم افغانستان که درداخل وخارج هستند
عبدالحبیب :
سربلندی افغانستان
اي
مردم :
چرا
از كسانيكه دست شان به خون افغانها آلوده است حمايت ميكنيد؟
انسانهاي
مثل: رباني سياف قانوني فهيم دوستم و غيره تا ديرز فاميل هاي ما را
مكشتند؛ اما من و تو از بيهمتي از آنها حمايت ميكنيم!!! فقد يك زن اين
حقيقت را درك كرده (ملالي جويا) يك مرد خايه دار پيدا نشد كه از او
حمايت كند... -ح از سويدن
يونس قانوني از پارلمان :
اي
مردم !!!
شما چرا اين قدر احمق هستيد؟ من يك انسان فروخته شده استم، تا
حال نفهميده ايد...
علي
شير: از شهريستان شريف(ورقه يا ورغه) :
سلام براي تك تك مردم افغانيستان عزيز و خصوصا كساني در اين سايت زحمات
زيادي ميگشد. كوچك تان در انگليس بسر مي برد و من مي دانم كه در آنجا
كم و كسري هاي زيادي هست. من اينرا نفهميدم كه چرا خبر ها خيلي دير در
اين سايت مي آيد. دوم ما چرا آ هنگهاي از هنر مندان عزيزي مان نداريم؟
من باور دارم كه بنده اشتبا هاتي زياد دارم و اميد وارم كه شما عزيزان
اين حقير دور افتاده را ببخشيد. با آرزوي موفقيت تك تك شما قدر مندان
گرامي. سلام عليكم!
وسیمه ارزگانی :
بنی
آدم اعضای یکدیگرند. ای مسلمانان برخیزید به دفاع از فلسطین علیه
اسراییل اشغالگر قیام کنیم.
وسیمه ارزگانی :
سلام به كافه ي ملت عزيز افغانستان. ملت عزيز افغانستان با عرض معذرت
ميخواهم بگويم كه از خواب غفلت برخيزيد شهيد به چي كسي گفته ميشود؟
شهيد به كسي گفته ميشود كه ظلم نكرده باشد و دستش به خون مردم آغشته
نباشد.(ما نميتوانيم صادقي نيلي را شهيد گفته و تجليل (نماييم؟
Ali
:
Bari
inke afghanistan az daste amrika wa unama wa britanya khalas shawad
tamame afghanha bayad az khoda komak bekwahand, wa agar na 100 sale
degar ham afghanistan haram nakhwahd shod.
محمد علوي :
وضعت مهاجرين ايران هم بسيار بد است
محمد اسماعيل :
سلامت باشيد
Kako
kir kata
:
Ya kon
chinaee biar.
حيدر از سويدن :
سلام وضعيت مهاجرها در سوين خيلي بد است.
حيدر از سويدن :
سلام وضعيت مهاجرها در سوين خيلي بد است.
حيدر از سويدن :
سلام وضعيت مهاجرها در سوين خيلي بد است.
عادل :
با
سلام
سميع رفيع :
تشكر از همه فرهنگيان كشور، زنده خو باشيد.
قاسم :
از
راه دور با قلب نزدک بر همه هم وطن نانم سلام عرض مینما یم .
صابر فهيم :
كتاب زير عنوان قوه فكري كودك تان را بلند ببريد كه توسط يكي از ادب
دوستان و زورنالست ورزيده افغان جناب وحيد احمد جلال زاده ترجمه وبه
چاب رسيده است واقعا قابل تقدير است و من منحيث يك افغان به كاركرد اين
دانشمند گرامي و جوان افتخار ميكنم و از خداوند آرزوي موفقيت هاي مزيد
جناب عالي هستم موفق باشيد
احمدسلطانی از استرالیا. :
بادورودسلام خمت همه هموطنان عزیزم اولتر ازهمه عید سعید قربان
راوهمچنین پروزی بزگی را که جوانان قهرهمان شما امروز 7/12/2008 بعد
ازظهر در مقابل روسییه در استرالیاو درشهر ملبرن بدست آورد .خدمت همه
ملت مسلمان افغانستان تبریک میگو یم.وامید وارم که دولت افغانستان قدری
این عزیزانرا بداند .از طرف دورمحمد سلطا نی از شهر ملبرن استرالیا.
همدرد-مزار :
سلام برهمه كاركنان سايت دايكندي مانده نباشيد
شرکت کننده در نقد :
احوال شخصيه مهم است اساساَ كار چند طلبه یا محصلین سطح کارشناسی حقوق
و معارف اسلامی رضوی نبود.
شرکت کننده در نقد :
احوال شخصيه مهم است اساساَ كار چند طلبه یا محصلین سطح کارشناسی حقوق
و معارف اسلامی رضوی نبود.
حقيقت :
گزارش نقد «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان» : (قم:
7/9/1387) خلاصه: الف- آقای علیدوست: در «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه
اهل تشیع افغانستان»، اولاً اشکال ادبیاتی وجود دارد؛ ثانیاً، به مبانی
نهفته در فقه، مانند: «عقل»، «عرف» و «مصلحت» توجه نشده و هم شروط
ارتکازی و بنایی نادیده گرفته شده است. ثالثاً از جهت موارد، مواردی
مانند بند3 ماده 2 فاقد مبنای شرعی می¬باشد. ب- آقای عبدا... شفایی
گفت: این پیش¬نویس در مورد حقوق زنان، کودکان و معتادان، مخالف حقوق
بشر و نظر مدرن فقهی می¬باشد و به نظریات متحجرانه تکیه کرده است. ج-
آقای محمود حکمت¬نیا، گفت: در «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع
افغانستان»، چهار امر مورد خلط و اختلاط قرار گرفته: یعنی احوال شخصیه
با 1) آیین¬نامه اجرایی 2) حقوق جزا 3) آیین دادرسی 4) با امر بیرون
حکومتی، خلط گردیده است و برای همین این قانون قابل دفاع نیست. اینک
تفصیل و حاشیه ماجرا: به تاریخ 7/9/1387ش، در سالن اجتماعات مدرسة
«تخصصی فقه و اصول» -وابسته به جامعه المصطفی(ع) العالمیه-، «پیش¬نویس
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان» مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
آقایان «ابوالقاسم علیدوست»، «محمود حکمت¬نیا» و «عبد ا... شفایی» از
ناقدان و سخنرانان این نشست علمی بودند. سخنران نخست- آیت ا...
علیدوستی: نخست، آیت ا... علیدوست به ایراد سخن پرداخت و گفت: دو نکته
را مقدمه قرار می¬دهم: 1- تدوین¬کنندگان «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه
اهل تشیع افغانستان»، تلاش فراوان نموده¬اند که از «ضوابط شناخته شدة
فقهی» بیرون نروند و اموری را به نام و عنوان خرد، عرف و ... بر فقه
جعفری تحمیل ننمایند، این ستودنی است. باید افزود: کسانی که هیچ نقدی
را بر این قانون بر نمی¬تابند، رفتارشان را بر این گمان گمارده¬اند که
«گویا فقه جعفری نقد می¬شود». با این وجود، این قانون نیاز به نقد
دارد، چنانچه قانون مجازات ایران، مدت شش سال به طور پیوسته مورد بررسی
و نظردهی قرار گرفته می¬گیرد. 2- به عنوان یک طلبه عرض می¬کنم که: باید
کوشید هر چه زودتر قانون مزبور به تصویب رسد، و نباید به بهانة «نقد و
اشکال و ...» از تصویب رساندن آن اهمال یا درنگ ورزید و این فرصت
تاریخی را بر باد داد. می¬توان، از سه نگاه به «پیش¬نویس قانون احوال
شخصیه اهل تشیع افغانستان»، دیده دوخت: الف- از جهت ادبیات قانون
نویسی: آشکار است که می¬توان بدون بیرون رفتن از ضوابط شناخته شده
فقهی، در متن قانون از ادبیات و عباراتی بهره گرفت که واکنش انگیز و
حساسیت برانگیز نباشند، برای مثال، در باب بیرون رفتن زن از منزل، به
جایی «...» می¬توان نوشت: «زن در موارد ذیل می¬تواند بدون اذن شوهر از
منزل خارج شود: 1) ضرورت، 2) صله رحم و ...». همین¬جا باید یادآوری کرد
که با تلفن و تلگراف صله رحم انجام نخواهد شد. ب- از جهت مبانی: در فقه
مبانی وجود دارد که باید آن را «مبانی نهفته در فقه» نامید، مانند:
«عقل»، «مصلحت» و «عرف». با تکیه بر همین مبانی، می¬توان قانون را به
گونة نوشت که مسایل تنش¬زا برجسته نگردد و هماهنگی و همراهی پدید آید.
در «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان»، مبانی فوق کم¬تر
مورد توجه بوده است. هم¬چنین در فقه امامیه، شرط گاه تصریحی است گاه
ضمنی و گاهی ارتکازی است. تدوین کنندگان به دو نوع شرط اخیر توجهی
نداده¬اند. ج- از جهت موارد: مواردی در این پیش نویس مشاهده می¬شود که
با فقه هم¬خوانی ندارد، مانند: بند3 ماده دوم « در مواردیکه حکميدراین
قانون و جود نداشته باشد، محکمه مطابق فقه جعفری و به اساس فتوی مرجع
تقلید وقت اهل تشیع اصدار حکم مينماید. هرگاه در مورد انتخاب مرجع
تقلید میان مدعی و مدعی علیه اختلاف موجود باشد، در حقوق العبد به نظر
مجتهد مدعی و در حقوق الله به نظر مجتهد مدعی علیه اصدار حکم صورت
ميگیرد»، هم در حقوق انسان و هم در حقوق خداوند هیچ مبنای از فقه
نمی¬توان در باره حکم مرجع تقلید ... یافت. سخنران دوم- عبدا... شفایی:
دانشجوی دوره دکترای حقوق خصوصی، جناب عبدا... شفایی، سخنانش را با این
مقدمه آغاز نمود: در نسبت قانون اسلامی و حقوق بشر دو رویکرد وجود
دارد: 1) رویکرد تقابل و تعارض 2) رویکرد تعامل و تفاهم. به نظر بنده
قانون اساسی افغانستان، طبق ماده 6 و 7 دیدگاه دوم را پذیرفته است.
بنابراین، در تدوین قانون احوال شخصیه، باید مسیر دوم را پیمود. در
«پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان»، هم عرف و مصلحت و
عقل نادیده گرفته شده است و هم شرایط اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی و نظم
عمومی! همه این پیش¬نویس «حق» نیست، چنانچه نمی¬باید تمام آن را «باطل»
شمرد، به گفته مولوی: هرکه گوید جمله حق، او احمقی است هرکه گوید جمله
باطل، او شقی است. در پیش¬نویس مزبور، حقوق زنان و کودکان و معتادان
مورد تجاوز قرار گرفته است: 1- مواد این پیش¬نویس، در مورد زنان
ستم¬آمیز است. در این زمینه، متحجرترین دیدگاه¬ها –موجود در فقه
امامیه- را برگزیده و حقوق یک جمع را نابود کرده است. 2- ماده 189 و
191 این قانون، مدت حمل را نُه ماه قمری بیان کرده، در حالی که در فقه
امامیه مدت آن ده ماه است، طبق مواد قبل، زنانی که چند روز دیرتر از
نُه ماه، فرزندی به دنیا آورد، باید فرزند او نامشروع شمرده شود! 3-
ماده 194 که مدت حضانت کودک را «هفت سال» تعیین کرده است و این خلاف
فقه امامیه است که مدت آن را سن رشد معرفی کرده است و خلاف مصلحت است،
بعد از هفت سال، کودک بدون حضانت خواهد بود. 4- بند 10 ماده 194، مادر
را مکلف به شیردادن به کودک نموده است، این خلاف موازین حقوق بشر است.
5- ماده 27، دارد: « هرگاه ... دختر خون حیض( عادت ماهانه ) را ببیند،
بالغ شمرده ميشوند». در این ماده، علامت بلوغ دختران شیعی، «دیدن خون
حیض» قرار داده شده است، در حالی که این علامت با کرامت دختران سازگار
نیست، چگونه می¬توان دختران شیعه را در پیش¬دادگاه ردیف نمود و به
معاینه گرفت که «خون ماهانه از آنان خارج شده است یا خیر»؟ 6- نفقه زن،
مشروط به عفاف شده، زن از ارث بردن همه اموال شوهر محروم گردیده، آرایش
زن طبق دلخواه شوهر بیان شده، ازدواج مجدد پذیرفته شده، شخص معتاد
محجور معرفی گردیده است این همه، مخالف موازین حقوق بشر است. 7- برای
ازدواج مؤقت، یک فصل، طراحی شده است که با جامعه شیعی افغانستان
سازگاری ندارد در حالی که قانون ایران، آن را ضمن سه ماده بیان نموده
است سخنران سوم- دکتر محمود حکمت¬نیا: آقای دکتر حکمت¬نیا، با تقدیم یک
مقدمه، از چهار جهت، «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان»
را مورد اشکال دانست: اما مقدمه: 1) امروزه در افغانستان، فضای باز
روشنفکری افسار گسیخته وجود دارد، هر کسی آزادانه سخن خویش را بیان
می¬دارد، شما نیز از این فرصت استفاده کرده، سخن خویش را مطرح کنید. 2)
طبق قانون اساسی افغانستان، ظرفیت تاریخی برای شیعیان افغانستانی در
مورد احوال شخصیه، پدید آمده است باید از این ظرفیت استفاده درست نمود،
قانونی را تدوین کرد که اولاً تصویب پذیر و قابل دفاع باشد ثانیاً با
هنجارهای حقوقی ناسازگار باشد. قانون را نمی¬توان با دستور فلان مرجع
تقلید تصویب و دفاع پذیر ساخت. 3) برداشت تدوین کنندگان «پیش¬نویس
قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان»، این بوده است که «باید استفاده
حد اکثری نمایند و تا سرحد امکان، احکام شرعی شیعی را در احوال شخصیه،
جاه دهند». برای همین در موارد ذیل خلط نموده¬اند: الف- اختلاط احوال
شخصیه و آیین¬نامه اجرایی: احوال شخصیه از سنخ حقوق مدنی-ماهوی است، در
آن نباید از «روش اجرای صیغه طلاق» سخن گفت. برای همین لازم است که یک
ماده در پایان این پیش نویس افزوده شود: «آیین نامه اجرایی این قانون
به زودترین زمان، مورد تدوین قرار گیرد». ب- اختلاط با حقوق جزا: در
«پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان»، مجازات کیفری را نیز
آورده است. کیفر دادن از حقوق عمومی است و دولت نمی¬تواند صلاحیت ذاتی
محاکم خویش را به دادگاه احوال شخصیه واگذار کند. اگر مجازات کیفری، در
قانون احوال شخصیه، تعیین شود، قابلیت اجرا نخواهد داشت و عمل خلاف،
بدون مجازات می¬ماند. ج- اختلاط با آیین دادرسی: درست است که آیین
دادرسی را برخی در مبحث حقوق خصوصی مطرح نموده¬اند، ولی واقع، در
اختیار دولت است. نباید در قانون احوال شخصیه، موادی را به آیین دادرسی
اختصاص داد و بلکه این آیین، قانون جداگانه می¬طلبد. بنابراین، لازم
است که ماده دیگری در مورد آیین دادرسی هم اضافه گردد. د- «قانون احوال
شخصیه اهل تشیع افغانستان»، برای یک اقلیت است و باید در آن قانون
اساسی کشور را رعایت کرد و نمی¬توان امر حکومتی را به بیرون حکومت
واگذار کرد و «بقیه ارث را برای فقیه جامع الشرایط» دانست، چون چیزی
هرگز، قابلیت اجرایی ندارد. و باید افزود: 1- باید میان «اعلامیه جهانی
حقوق بشر» و «قانون احوال شخصیه»، جمع نمود، گاهی مسایلی را به سکوت
واگذار کرد، وانگهی دادگاه بر اساس فقه امامیه رأی خواهد داد و رویه
قضایی به وجود می¬آید. هم به فقه شیعه عمل شده است و هم اعتراض حقوق
بشر را بر نخواهد انگیخت. 2- باید در تدوین قانون، «نظم» را رعایت کرد،
ولی قانون نباید «عرف زده» گردد و جنبه هدایتی قانون قربانی شود.
«قانون مطلوب» ناظر به «وضعیت مطلوب» است و مردم را به آن سمت هدایت و
راهنمایی می¬نماید. بنابراین، مسایلی مانند «تعدد زوجات» و ... را
نیکوست در قانون آورد و هدایت و مدیریت نمود، به ویژه هنگامی که ملاک
شرعی هم موجود باشد. 3- باید در قانون از «تعاریف» دوری گزید، تعریف
جزؤ قانون نیست، در موارد ضروری نیز، میان به عبارت ماده توجه داد،
مثلاً میان عبارت «سفیه» و «غیر رشید» در بار اثبات تفاوت¬هایی وجود
دارد. هم چنین قانون باید کلی و مبهم نوشته شود، در موارد سن بلوغ و
نکاح می¬توان از واژه¬های دو پهلو استفاده کرد. در پایان ناگزیر باید
تأکید کرد: این «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان»، قابل
دفاع در مجامع حقوقی نیست. حاشیه¬ها: برای اطلاع خوانندگان پاره¬ای
حاشیه¬ها هم مهم خواهد بود: 1- آیت ا... علیدوست صادقانه بیان داشت:
«من، پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان را نخوانده¬ام،
دیشب اندک تورق کرده¬ام». کسی که فرصت ندارد، یا اهمیت نمی¬دهد که حتی
یک¬بار، قانونی را مرور نماید، چگونه توانایی خواهد داشت که داوری
منصفانه و نقد عالمانه داشته باشد و به عنوان یکی از ناقدان مورد دعوت
و تشکر و احیاناً تشویق قرار گیرد؟ راستی این هم حکایتی دارد. 2- آقای
عبدا... شفایی، گویا «تعادل روانی» خویش را باخته بود، گاه با حالت
عصبانیت روان¬پریشانه و صدای خش¬دار، دیدگاه مطرح شده در مورد تعدد
زوجات و سن بلوغ و ...-که مطابق رأی مشهور شیعه اند- را دیدگاه
متحجرانه می¬نامید و هرکه تمام مواد «پیش¬نویس قانون احوال شخصیه اهل
تشیع افغانستان»، را صحیح بداند «احمق» می¬خواند و گاهی با حالت خود
باختگی و چاپلوسانه بیان می¬داشت که باید ما از قانون مترقی ایران،
پیروی کنیم که در مورد ازدواج مؤقت سه ماده آورده است. زمانی هم
پرسش¬های طلاب را سیاسی گماشته و از پاسخ دادن امتناع می¬ورزید. گاهی
اسیر حالت خودشیفتگی می¬گردید و بر زبان می¬راند: «اگر نگویم اولین
شخص، من جزو اولین کسانی هستم که در مورد احوال شخصیه افغانستان، چندین
مقاله نوشته¬ام و کتابم هم همین¬روزها چاپ می¬شود». و البته، آقای
شفایی، فراموش می¬نمود که هیچ مطلب تازه¬ای در مورد احوال شخصیه ندارد
و نیاورده است، آنچه به نام خویش چاپ نموده، نقل قول یا قول نقل از
دیگران است. 3- آقای دکتر حکمت¬نیا، مطلبی تازه¬ای چندانی نداشت، همان
سخنان را که در کابل مطرح نموده بود، در قم تکرار کرد، البته، تکرار یک
مطلب از زبان بزرگان، حتماً و شرعاً و حقوقاً و قانوناً و دکتراً و
استاداً و دستوراً فایده دارد. بگذریم از این¬که آقای دکتر –به دو نفر
از اصلاح کنندگان حقوق بشری- دستور فرمود: در آخر قانون احوال شخصیه دو
ماده را بیفزایید: «به زودی آیین اجرایی و آیین دادرسی قانون احوال
شخصیه، تدوین شود». هویداست که دکتر، از آیین¬نامه اجرایی و آیین
دادرسی مخصوص ایرانیان غیر شیعی، سخنی به میان نیاورد، چون خارج از
موضوع بود. 4- آقای عبدالحکیم سلیمی (دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق
بین الملل عمومی و مدرس حقوق در جامعة المصطفی (ع) العالمیه) نیز تلاش
ورزیده بود تا از کاروان ناقدان و اصلاح¬گران «قانون احوال شخصیه اهل
تشیع افغانستان»، بی¬رقیب و بی نصیب نماند، که امروزه، حرکت در این
مسیر مهم گردیده، هرچند پیاده؛ آخر آدمی اگر به «نانی» دست نیابد،
دست¬کم به «نامی» دست یازد. پس چه بهتر که «اعلان سری» جلسه را به عهده
گیرد. به هر صورت، گذشته از اجرای بی¬روح و خود باخته، در دو مورد
واقعیت خود را آشکار کرد: یکی پس از اشکالات علیدوست، آقای سلیمی با
حالت دست¬پاچگی، افزود: «این اشکالات از باب «مشت نمونه خروار است»
می¬باشد. آقای علیدوست، تصحیح نمود: «من چنین چیزی نگفته¬ام». دیگری
هنگامی که سخن حکمت¬نیا را تفسیر نمود، همه فهمیدند که آقای سلیمی، در
فهم تفاوت «آیین نامه اجرایی» و «آیین دادرسی» هنوز هم مشکل دارد. 5-
بیش¬تر طلاب در جلسه شرکت نموده¬ بودند، زیرا هم تبلیغات فراوان صورت
پذیرفته بود و هم از طرف مدرسه، به شرکت کنندگان، یک
CD
که حاوی برخی قوانین افغانستان بود، هدیه می¬شد. اما بسیاری از طلبه¬ها
از «نقد و بررسی» راضی نبودند، چون سخنی مهم و جدیدی مطرح نگردید.
پایان.
ناعغ :
تاتتنتدئ راذبالب
غلام حسين :
تنها يك شعبه نيست شعبه هاي ديگر هم شبيه هم هستند اين مشكل فقط در
دايكندي نست.
غلام حسين :
تنها يك شعبه نيست شعبه هاي ديگر هم شبيه هم هستند اين مشكل فقط در
دايكندي نست.
غلام حسين :
تنها يك شعبه نيست شعبه هاي ديگر هم شبيه هم هستند اين مشكل فقط در
دايكندي نست.
حكيم :
ريا
ست مخا برات ولايت دايكندي خر خا نه بوده واست من در روزنامه فردا ديده
ام روشن
رستم :
آدرس وبلاگ در آدرس ايميل درج شد |