Home

معارف اسلامي

 سايتهاي افغانستان

مجلات ‌افغانستان

سايت‌هاي حقوقي

سالن انديشه

دانشگاه‌هاي جهان

مقالات

مجلات‌فلسفي ‌وحقوقي

سايت خوشنويسان

اين نشريه الكترونيكي افتخار دارد كه، پذيراي مهمانان ارجمند، فرهيخته و انديشمندي باشد، كه هميشه تاريخ، دغدغه خود سازي، ديگرسازي و كشورسازي دارند؛ و در پي آن هستند كه راهكارهاي مفيد وارزشمند ارايه دهند.

اين شبكه از كليه آثار پژوهشي و هنري؛ مقالات، پايان‌نامه‌ها، داستان، لطيفه، نقاشي، خوشنويسي و... استقبال مي‌كند، لذا مراجعه‌كنندگان محترم در صورتي كه مايل باشند مي‌توانند آثار خود را براي انتشار در اين شبكه به آدرس الكترونيكي شبكه بفرستند.

Englsh

General Embassies of Afghanistan

MINISTRY OFAFFAIR OF AFGHANISTAN FOREIGN

Islamic Republic of Afghanistan

Ministry of Justice of Afghanistan

 FOREIGN AFFAIR OF AFGHANISTAN

History of Afghanistan

بيرق هاي افغانستان

Archives

Interviews

موافقتنامه بن درموردافغانستان

ليست احزاب سياسي افغانستان

در باره ما

منظر ارتباطات علمي و فرهنگي شما هستيم

hya202@yahoo.com

daikondi@hotmail.com

لينك وبلاگها وسايتها:

ماهنامه قلم

آژانس خبرى پژواك

سایت گشایش
غرجستان
عصر انديشه
فلسفه و سياست

فضاي دموكراسي
انجمن‌جوانان‌افغانستان

اخبار دایکندی
نويد فردا
حقوق و قوانين افغانستان
صبح بخير افغانستان
نگاه نو، ناظر حسين زكي
دانشجويان دايكندي
دنياي تفكر
كاتب هزاره
سايت مطبوعات افغانستان
سايت آرمان
مطالعات افغانستان
 

سايت‌هاي حقوقي

 سايتهاي افغانستان

دانشگاه‌هاي جهان

اين شبكه از همه آثار و مطالب مفيد، جالب و خواندني مراجعه كننگان عزيز استقبال مي كند. اداره شبكه

 

سه دهه بحران افغانستان، عدم استقلال دولت‌هاي حاكم

 

 محمد رضواني از دايکندي

اشاره

اين نوشتار در صدد آن است كه با تحليل گذراي اوضاع سياسي، اجتماعي و نظامي سه دهه‌‌ي بحران و تحولات اخير افغانستان، بگونة آثار و پي‌آمدهاي آنها را در قالب نا امني‌ها، عقب‌ماندگي‌ كشور، عدم استقلال و ناكار آمدي دولت‌هاي حاكم و...، در شش مرحله به تصوير بكشد، تا به صورت غير مستقيم اين پيشنهاد را مطرح كند، كه در راستاي استقلال همه جانبة كشور و احترام به حقوق از جمله حق انتخاب سياسي آحاد ملت، از هر تلاشي نبايد دريغ كرد. تبيين اين موضوع را با طرح سؤالات ذيل پي‌ مي‌گيريم.

1ـ از به راه انداختن کودتا و اشغال افغانستان چه دست آورد نصيب دولت شوروي شد ؟

2ـ آيا رهبران جهادي بعد از بيرون راندن قواي شوروي و اضمحلال دولت دست نشانده‌‌ي آن، به اهداف نهايي يعني تشکيل دولت و يا شوراي انقلاب، نهايتاً استقلال و حکومت جمهوري اسلامي رسيدند؟ اگر به آن اهداف نرسيده‌اند علت آن چه بوده است ؟

3ـ وقتي گروه طالبان %80 در صد افغانستان را به تصرف خود در آوردند و چند صباحي هم به حکومت رسيدند اين تصرف و حکومت چه تبعات و پيامدهاي را براي ملت شريف و نجيب افغانستان در پي‌داشت يا بگوييم براي ملت چه ارمغاني داشت؟

4ـ بعد از کنفرانس بن و برگزاري انتخابات و تشکيل دولت به رياست محترم حامد کرزاي، آيا وعده‌هاي دولت منتخب و سازمان ملل در زمينه امنيت، آزادي، باز سازي و همچنين در مورد مهاجرين، تحقق يافته اند؟

5ـ آيا دولت و کميسارياي عالي سازمان‌ملل مي‌توانند مهاجرين و افغاني‌هاي خارج از كشور كه يک‌چهارم جمعيت افغانستان را تشکيل مي‌دهند از راي دادن در انتخابات رياست جمهوري محروم سازند؟

       مراحل بحران و تحولات سه دهة اخير

1‌ـ كودتاي كمونيستي

هتک حرمتي را که امپرياليست شرق به ملت مسلمان، دين دوست و ميهن‌پرست افغانستان روا داشت، از به راه انداختن کودتاي ننگين7 ثور بود که در سال 57 جهت رسيدن به مقاصد شوم که آرزوي ديرينه‌اش بود، چند صباحي هم با اين کودتا آن ا بلهان تاريخ چون ترکي و امثال او را به قدرت رساند و نظام ضد خدايي و ضد بشري را در افغانستان حاکم نمود. کمونيستها بعد از آنكه قدرت را در دست گرفتند در حالي که عقل و خرد را از دست داده بودند سر مستانه و ديوانه‌وار قوانيني را که حاکمان امپراطوري شرق ديکته کرده بود بدون لحاظ مقتضيات جهت اداره کشور به اجرا گذشتند.

2‌ـ وقوع انقلاب مردمي و اشغال افغانستان توسط شوروي

اما ملت مسلمان افغانستان وقتي يقين پيدا کردند که دين، ناموس و کشور در خطرند، احساس تکليف نمودند، عليه کودتاچيان و بازيگران با دين، ناموس و کشور قيام کردند. يعني در دفاع از دين، ناموس و کشور يک انقلاب الهي و مردمي را به راه انداختند و اين حرکت هم توسط علما و دانشمندان ديني به راه انداخته شد و هم هدايت و رهبري مي‌شد. با عنايات پروردگار اين جهاد في‌ سبيل الله تا آن جا پيشرفت که بخش وسيعي از ولايات ولسوالي‌ها را آزاد و از لوث و جود عناصر خلق و پرچم پاک‌سازي نمودند. بعد از آزادي و پاک‌سازي، جهت اداره امور و سامان بخشيدن به وضع جبهه‌ها قرار گاه‌ها و کميته هاي محلي تشکيل و طبق دستور شرع اداره مي‌شد و همه‌‌ي اقشار ملت اعم از شيعه، سني، پشتون، تاجيك، ازبک و ديگر اقليت‌هاي ديني و قومي در جبهه و جهاد و اداره مناطق آزاد شده تحت عنوان مليت و احد حضور يافته و سهمي در جهاد گرفتند، و همين امر هم عامل پيروزي و عزت و اقتدار ملت انقلابي و قهرمان افغانستان شدند.

شوروي تلاش ‌کرد تا با حضور مستشاران نظامي و سياسي خود دولت کمونيستي را از سقوط حتمي نجات دهد اما ديد که نمي‌تواند در برابر خروش انقلابي ملت مقاومت کند و دوام بياورد ناگزير جهت نجات دولت افغانستان و جلوگيري از شکست و رسوايي مکتب کمونيست ارتش سرخ را با تمام تجهيزات پيشرفته‌‌ي نطامي وارد افغانستان نمود تا مقاومت ملت انقلابي افغانستان را درهم بشکند. اما ملت ما در برابر اشغالگران و هجوم وحشيانه آنها پايداري نمودند، با دادن ده‌ها هزار شهيد و معلول و ميليون‌ها مهاجر و آواره، سر انجام ارتش سرخ را از سرزمين اسلامي شان بيرون نمودند و دولت افغانستان هم بعد از چند صباحي سقوط کرد و پايتخت و ديگر شهرهاي افغانستان آزاد گرديدند و اين مرحله‌‌ از تاريخ زندگي ملت مسلمان افغانستان بود که در دهه‌‌ي سال 60 اتفاق افتاد.

3ـ پيروزي مجاهدين و ناكامي در تشكيل دولت كارآمد

بعد از بيرون راندن ارتش شوروي و اضمحلال کامل دولت کمونيستي خلق و پرچم بايد جهت اداره کشور دولت موقت تشکيل شود يعني مشخصاً شخصي زمام امور را در دست گيرد و کشور با دستور و فرمان او ادراه شود. از طرفي، هر کدام از رهبران جهادي با اين زعم که خود لايق و مستحق اين مقام است، در واقع در جهاد اصغر پيروز شد و توانست امپرياليست شرق را شکست دهند اما در جهاد اکبر که جهاد با نفس و خواسته هاي نفساني است شکست خوردند يعني آتش نفاق تحت عنوان رقابت‌هاي سياسي نژادي منطقه اي شعله‌ور شد و تمام افتخارات و عزت و اقتداري را که در بين ملل دنيا و جامعه جهاني کسب کرده بودند، تبديل به خاکستر سپس در باد داد. اين مرحله‌‌ي سوم از تاريخ زندگي مردم افغانستان است، در واقع در اين مرحله سير نزولي و عقب گرد را در پيش گرفتند تا آن جا هم عقب گرد نمودند که زمينه براي ظهور گروه طالبان را ايجاد نمود.

4ـ ظهور پديدة بنيادگرايي و امارت ناكار آمد طالبان

شاخه‌‌ي از القاعده شد يعني به نام طالب از مرزهاي کشور پاکستان صدها هزار نيرو از کشورهاي دور و نزديک با زبان‌ها و نژادهاي مختلف، با عزم راسخ و باورهاي خاص اعتقادي و امکانات و سيع تدارکاتي وارد افغانستان شده و با نيروهاي دولت موقت و جريان هاي مستقل سياسي جهادي به جنگ و نبرد پرداختند و با کوتاه‌ترين زمان %80  درصد افغانستان را به تصرف خود درآوردند. متأسفانه شيوه‌‌ي رفتاري و اداري طالبان چه در مسايل داخلي و چه در مسايل سياست خارجي و بين المللي، آن قدر تند و افراطي بودند که مردم افغانستان به وحشت و جامعه جهاني به تعجب وا داشتند. اين مرحله‌‌ي چهارم از تاريخ زندگي مردم افغانستان است . که آن را تجربه کردند و پشت سر گذراند.

5ـ اشغال افغانستان توسط آمريكا و متحدانش

مرحله‌‌ي چهارم زمينه را براي مداخله آمريکا که آرزوي ديرينه‌اش بود فراهم نمود. زيرا آمريكا با خصلت امپرياليستي که دارد از قديم در نظر داشت که افغانستان را يکي از مستعمره‌‌ي خود نمايد، که بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و آن کينه و بغضي که نسبت به نظام جمهوري اسلامي دارد، اين موضوع يعني تسلط اشغال  افغانستان به عنوان يک استراتژي اهميت و ضرورت بيشتري پيدا کرد. لذا تحت عنوان مبارزه با تروريست و ايجاد امنيت و خدمات رساني با رنگ قانوني دادن از سوي سازمان ملل و همکاري و حمايت دوستان و هم دستانش حضور فيزيکي وسيع و همه جانبه را در افغانستان عملي نمود که اين مرحله‌‌ي پنجم از تاريخ زندگي مردم افغانستان است.

 

با توجه به مراحل فوق که اشاره شد، چند مسأله به‌عنوان تبعات منفي معلول آن تحولات بودند، كه کاملاً برجسته و مشهودند، در ذيل به مهمترين آنها اشاره مي‌كنيم.

1ـ عدم امنيت و عدم ثبات در اثر جنگ هاي داخلي و هرج و مرج ناشي از جنگ؛

2ـ عدم بهبود وضعيت اقتصادي و معيشتي آحاد ملت؛

3ـ ويراني آثار جنگ و اشغال؛

4ـ ضعف وضعيت صحي و بهداشت عمومي؛

5ـ معضل مهاجرت و آوارگي؛

6ـ نابساماني وضعيت تعليم و تربيت در سراسر کشور و تعطيلي مراکز آموزشي از ابتدايي تا مراکز آموزش عالي.

در واقع آن چه در افغانستان گذشت براي ملت افغانستان يک دورة گذار سخت و غير قابل تحمل بود، شخصيت هاي سياسي، مذهبي احساس بن بست مي‌کردند و در صدد اخراج از آن بن بست برآمدند. لذا مصوبات کنفرانس بن را با توجه به مصالح جامعه، با تسامح پذيرفتند. يعني فشارهاي سختي که ملت افغانستان در عرصه‌هاي زندگي لمس کرده بودند، آن موقعيت را، راهي خلاصي ديده، به اين اميد آنکه آن بحران‌هاي اجتماعي که در ابعاد زندگي‌شان سايه افکنده، حل شده؛ و معضل مهاجرين با بازگشت محترمانه‌شان از عالم غربت و آوارگي به وطنشان خاتمه ‌يابد. اما بعد از اشغال افغانستان و ادامة آن توسط نيروهاي ناتو؛ انتخاب رئيس جمهور با آراء مردم و تشكيل حكومت دموكرات و دولت قانوني، و نيز وعده‌هاي جامعه جهاني محقق نشد. زيرا از نظر امنيتي ما شاهد کشتار جمعي و ترور شخصيت‌هاي از مقامات سياسي فرهنگي که مشغول خدمت به کشور بودند، هستيم.

همچنين در مورد مسأله‌‌ي مهاجرين که نه تنها زمينه بازگشت مهاجرين آماده نشد بلکه به طور بي رويه گروه گروه به حکم اضطرار از افغانستان به کشورهاي دور و همسايه در حال فرارند که ما شاهد صحنه‌هاي فجيح و دلخراش از و ضعيت آن مهاجرين فراري که در مسير راه براي آنها اتفاق مي‌افتد هستيم.

6ـ عدم توجه دولت به‌ آراي مهاجرين خارج از كشور در انتخابات

اکنون در اين مقطع از زمان که ما در آستانه‌ي دومين انتخابات رياست جمهوري قرار داريم و اين انتخابات که خود مظهر به نمايش گذشتن آراء احاد مردم و تجلي اراده و قدرت معنوي و ظاهري يک ملت است، دولت و حاميان آن که مدعي تأمين امنيت، آزادي و حقوق اين ملت است و به اين ادعا هم وارد افغانستان شده اند براي مهاجرين به تعبير ديگر افغانهاي خارج از کشور که يک چهارم جمعيت افغانستان را تشکيل مي‌دهند چه جايگاهي را در اين انتخابات در نظر گرفته اند؟

بدون شک آراء يک ملت در سياست‌گذاري هاي کلان و تعيين سرنوشت و اقتدار دولت و ملت در صورتي مي‌تواند تأثير گذاري لازم را داشته باشد که آن انتخابات با معيارهاي سالم يعني طبق قانون اساسي آن کشور برگزار شود و مورد قبول جامعه جهاني و عرف بين المل باشد. يکي از معيارهاي پذيرفته شده در عرف بين الملل شرکت دادن و شرکت نمودن همه‌‌ي افراد جامع الشرايط يک کشور در آن انتخابات است. به بيان ديگر، حضور فيزيکي و سهم گيري در انتخابات و گزينش زعيم مردمي و قانوني جز حقوق مسلم کليه‌‌ي تبعه‌‌ي يک کشور و تمام شهروندان يک جامعه مدني و سالم است و هر چه اين سهم‌گيري و سيع‌تر باشد ثمرات بيشتري به ارمغان داشته و موجبات رضايت‌مندي احاد آن ملت را به دنبال خواهد داشت.

محروم ساختن يک چهارم جمعيت افغانستان يعني افغانهاي مهاجر از شرکت در انتخابات رياست جمهوري، نه تنها اين هموطنان را از اثرگذاري هر چند محدود محروم مي‌سازد بلکه رئيس جمهور جديد را نيز از اعتبار و محبوبيت کمتري بهره‌مند مي‌سازد. شرکت دادن مهاجرين به انتخابات باعث دل گرمي و تعلقات خاطر آنها نسبت به کشور و دولت مي‌شود در نتيجه دچار بحران‌هاي هويتي و ملي نشده و تحت تأثير تمدن هاي ظاهري و مادي کشورهاي خارج قرار نمي‌گيرند.

در عرف بين المللي انتخابات ايده‌آل آن است که همه‌‌ي اقشار قريب به اتفاق افراد يک ملت در آن شرکت کرده باشند. حال در کشور ما که بعد از سه دهه بحران، براي دومين‌بار انتخابات رياست جمهوري برگزار مي‌شود اين جاي بس خوشحالي و اميدواري به آينده است و ملت هم با عشق به عنوان يک و ظيفه‌‌ي ملي در پاي صندوق‌هاي رأي حضور پيدا مي‌کنند اما مسأله‌اي که عامل نگراني شده پخش شايعات حذف مهاجرين و افغانهاي خارج از کشور از اين پروسه انتخابات رياست جمهوري است.

مسلم است که اين شايعه موجب ناراحتي بلکه باعث خشم مهاجرين به طور عموم و خاصه اهل فرهنگ و تحصيل کرده شده است. زيرا افغاني‌هاي خارج از کشور اكثر‌شان از نعمت سواد و بينش سياسي برخوردار و از تحولات جهاني و منطقه آگاهند و بيشتر اهل تفسير و تحليل هستند. لذا در تشخيص فرد اصلح براي سمت رياست جمهوري اهميت ويژه قائلند.

ستاد و يا کميسيون برگزار کننده انتخابات و دولت و مسئولين کميسارياي عالي سازمان ملل بايد بدانند که حذف مهاجرين از شرکت در انتخابات رياست جمهوري کار ساده نيست، زيرا رأي دادن تعيين سرنوشت است و اين يک حق است و کسي نمي تواند از اين حق مشروع ميليون‌ها انسان را محروم سازند و همچنين حذف مهاجرين در حقيقت ناديده گرفتن رأي يک چهارم مردم افغانستان است. پس مشارکت ندادن مهاجرين و افغانهاي خارج از کشور به هر بهانه‌ي باشند غير عادلانه بلکه يک اقدام نا مشروع و ظالمانه تلقي مي‌شود.

مشارکت دادن افراد خارج از کشور در انتخابات در عرف بين المللي يک اصل پذيرفته شده است و هيچ کشوري از آن مستثني نشده اند تا افغانستان کشور دوم باشند. لذا حذف مهاجرين هم به نوعي نقض قانون اساسي افغانستان است و هم نقض و تکذيب منشور حقوق بشر ملل متحد است.

اين‌جاست که مهاجرين به‌ويژه قشر تحصيل کرده و نخبگان افغانستان از دولت اسلامي افغانستان و کميسارياي عالي سازمان ملل در خواست مي‌نمايند که اين نقض آشکار در افغانستان تحقق نيابد و سعي کنند در زمينه پروسه انتخابات رياست جمهوري افغانستان به و ظيفه قانوني شان درست عمل کنند، وشرايط مشارکت مهاجرين که يک چهارم جمعيت کشور افغانستان را تشکيل مي‌دهند مهيا نمايند. انشاءالله.  

صفحه اول  

  افغانستان

  معارف اسلامي

  مقالات

  معرفي كتاب

  سايت‌هاي قرآني

  شبكهراديوهايافغانستان

  اخبار

  رسانه‌ افغانستان

  سالن انديشه

  سايتهاي افغانستان

  دانشگاه‌هاي جهان

  سايت‌هاي حقوقي

  پايان نامه‌ها

  سايت خوشنويسان

  خبر گزاري‌هاي جهان

  ورزش

  فلسفي‌،اطلاعات ‌عمومي

  سايت‌هاي سياسي

  مجلات‌فلسفي ‌وحقوقي

  مصاحبه ها

  شخصيت هاي افغانستان

  آرشيو

  تماس با ما

  در باره ما

  آلبوم

  قوانين كشور

ادبيات و هنر:

  داستان

  شعر

  خوشنويسي

  نقاشي

  عكسها

تالار گفتگوي آنلاين و آفلاين، كليك كنيد

  وزارت عدليه افغانستان

  آژانس باختر

  اوقات شرعي افغانستان و جهان

قلبِ قلب آسيا ضعيف مي‌تپد(گزارش تحليلي از دايكندي)

 

 


صفحه اول معارف   اخبار   مقالات   افغانستان    قانون اساسي   قانون انتخابات   قانون رسانه ها   آلبوم   مصاحبه ها  آرشيو   تماس با ما   در باره ما

Send mail to daikondi@hotmail.com  with questions or comments about this web site.
Copyright ©2003 - 2009 daikondi Network.ديزاين و طراحي صفحات: قربانعلي هادي

Powered by www.aryanic.com