|
|
|
القاعده و تروريسم رو به رشد؛ دام خود تنيده آمريکا القاعده ابتدا جهت پيشبرد اهداف
آمريکا در افغانستان تشکيل شد، اما همين شبکه پس از کسب قدرت در ظاهر به دشمن شماره
يک واشنگتن تبديل شد و پس از آن، آمريکا با بزرگ کردن القاعده و تروريسم به
کشورهايي چون افغانستان و عراق حمله کرد، که همين اقدام سبب رشد فزاينده قدرت
القاعده و ديگر گروه هاي تروريستي در جهان شده است.به نظر مي رسد درحالي که موج
گروگان گيري و کشتار مردم در کشورهاي آسيايي و آفريقايي شدت يافته است، القاعده
از تاکتيکي موسوم به دشمن دشمن من دوست من است بهره مي گيرد. از افغانستان تا چچن
و از چچن تا عراق و از عراق تا جنوب شرق آسيا و از قاره آسيا تا قاره
آفريقا، واکنش ها به گروگان گيري ها و آشوب هاي محلي فضايي را ايجاد کرده که
القاعده اصلي ترين ذينفع و وارث آن است. با نگاهي به ريشه اين آشوب ها و حملات مشخص
مي شود که نيات القاعده زماني محقق مي شود که بتواند از ساير گروه هاي سرخورده بهره
گيرد.
در اين راستا حتي لازم نيست که القاعده با اين گروه ها همکاري نزديکي داشته باشد. کار استخدام نيروها اغلب توسط دشمنان اين شبکه انجام مي گيرد. هر زمان که غرب مدعي مي شود القاعده در بمبگذاري ها و ساير فعاليت هاي تروريستي در کشورهاي مختلف دنيا سابقه اي طولاني دارد، دسترسي گروه هاي تروريستي پراکنده به القاعده افزايش يافته و حتي به نوعي مي توان گفت که وجهه آن در جهان نيز افزايش چشمگيري داشته است. البته بايد تاکيد کنيم که اين وضعيت فقط القاعده را به سوي يک نوع پوچ گرايي وحشيانه رهنمون مي کند و در عين حال زمينه همدردي مسلمانان ستمديده در نقاط مختلف جهان را نيز فراهم مي آورد. بايد اين نکته را يادآور شويم که القاعده به رهبري فردي عرب جهت پيشبرد اهداف آمريکا درافغانستان تشکيل شد، اما همين گروه و شبکه پس از کسب قدرت در ظاهر به دشمن شماره يک واشنگتن تبديل شد و آمريکا با بهانه قرار دادن القاعده به عنوان راس تروريسم حمله اي گسترده را به کشورهاي آسيايي که درهمسايگي ايران نيز قرار دارند، صورت داد و در اين راستا به افزايش پايگاه هاي نظامي خود و حتي موشکي دست زده است. حضور نظامي آمريکا در عراق و افغانستان در ابتدا به عنوان برگه هاي برنده اين کشور در دهه اخير به شمار مي رفت، اما پس از گذشت چند سال اين برگه هاي برنده به مردابي کشنده تبديل شده اند.بايد يادآور شد شايد نوعي رابطه ميان القاعده و گروه هاي جدايي طلب در برخي از کشورها همچون چچن وجود داشته باشد و چچني ها و سايرين به عنوان سربازان پياده براي فعاليت هاي تروريستي که القاعده مخترع آنهاست، عمل کرده باشند، اما هنگامي که دولت هاي اين کشورها تلاش مي کنند تا تروريسم خانگي را به پاي القاعده بنويسند، در واقع مي خواهند ناکامي خود را در مواجهه با اين گروه ها توجيه کنند.براي مثال دلايل مختلف و فراواني را مي توان براي شورش مردم در ازبکستان به ويژه اقليت تاجيک عليه اسلام کريم اف ديکتاتور دوران شوروي سابق ارائه داد. غرب با داشتن چنين دوستاني بايد منتظر فعاليت گسترده تر مخالفانش در ديگر کشورها باشد. اين اقدام درستي است که بمبگذاران را محکوم کنيم، اما اگر اين اظهارات را که القاعده ريشه اصلي تمام اين نوع اقدامات است و آنها را هدايت مي کند نيز قبول نماييم، نتيجه اي معکوس به بار خواهد آورد. فيليپيني ها مثال ديگري دراين مورد هستند. گروه معروف، اما کم اهميت ابوسياف با القاعده مرتبط است و در عين حال مدعي مي شود که براي مسلمانان ستمديده در نقاط مختلف جهان مي جنگد؛ اين اظهارات اغراق و اغراق مي آفريند. اعتبار و وجهه دولت فيليپين اکنون چنان افول کرده است که ادعاي اخير مانيل در خنثي کردن يک بمب گذاري به روش مادريد در اسپانيا به عنوان يک نمايش و مانور انتخاباتي در نظر گرفته مي شود. حقيقت در اين موقعيت هرچه باشد به هر حال نبايد فراموش کرد که مشکلات فيليپيني ها در درون اين کشور ريشه داشته و تنها با تکيه بر يک روش و راه حل منطقه اي و ملي قابل حل است. اما هيچ يک از مباحث و ادله فوق الذکر، بمبگذاري هاي جدايي طلبانه را توجيه نمي کند. برخي از اين نوع فعاليت ها از نظر بي رحمي و شيطان صفتي با عمليات هاي القاعده عليه بي گناهان قابل مقايسه هستند، اما تا زماني که با اين نوع اقدامات با عنوان تروريسم خانگي ياد نشود، وجهه و شهرت القاعده در جهان و همچنين در ميان گرايش هاي اين چنيني افزايش خواهد يافت. غرب با تبديل کردن جنگ عليه القاعده به مبارزه اي جهاني در برابر تروريسم به اسامه بن لادن و پيروانش وجهه اي جهاني بخشيد که آنها هرگز نمي توانستند تصورش را هم بکنند. حال و در زمان کنوني غرب چنان در بين گل ولاي اين وجهه گير افتاده است که راهي براي بازگشت ندارد و هر روز جان دهها تن از سربازان خود را براي اهدافي پوچ و در عين حال امپرياليستي فدا مي کند. حال روشن است که امپرياليسم براي توسعه و گسترش مناطق تحت سيطره و استيلاي خود به هر اقدامي متوسل شده است و بعد از اين نيز خواهد شد و در اين راه چه بسيار انسان هاي بيگناه که جان خود را از دست نخواهند داد. |
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |