|
|
|
|
قسمت چهارم ولايت باميان موقعيت : ولايت مركزي مساحت : 17546 كيلو متر مربع درجه : 17 ( از نگاه نفوس ) نفوس : 85108 ولايت باميان در ميان دامنه هاي مركزي دو سلسله كوه بزرگ افغانستان يعني هندوكش و كوه بابا بين خطوط شصت و هفت درجه و بيست و نه دقيقه و چهل و يك ثانيه طول البلد شرقي و سي و چهار درجه سي و سه دقيقه و بيست دو ثانيه عرض البلد شمالي موقعيت دارد . ولايت باميان و اولايات پروان، بغلان، سمنگان، بلخ، جوزجان، غورات، ارزگان، غزني، وردك از چهار سمت احاطه نموده است اين ولايت به فاصله دو صدو چهل و پنج كيلومتر به طرف شمال غرب كابل قرار دارد كه باختر را با كاپيسا وصل مي كند عامل اصلي كه باعث تمركز آبدات مهم بودايي در باميان شده است همانا وجود ديوار بزرگ محيرالعقولي است كه از مخلوط سنگ ريزه و گل در عهد سوم طبقا الارضي بنا يافته است . قرار مطالعات طبقات الارضي كه موسيوقيورن فرانسوي نموده باميان در عهد دوم كاملا زير آب بوده وبا خروج سلسله كوه هندوكش در عهد سوم طبقات الارض جدار عمودي آن كه از كنگو مرايننگ ريزه و گل ساخته شده است نمايان گرديده چنان چه احجار سنگ ريزه هاي ارضاي اين دره همه ساييده شده و بدون خط الراس است و فوسيل هاي حيوانات سنگ شده كه عموما مربوط به دوره سوم طبقات الارضي مي باشد از آن به مشاهده رسيده است . در دوره هاي قبل التاريخ ولايت باميان به واسطه همين ساختمان هاي طبيعي خود كه براي كندن مغازه هاي اوليه مساعد بود يكي از بهترين مراكز بود وباش آسياي ميانه بوده و بشر عصر قبل التاريخ درين وادي كه شكار ماهي زياد دارد به خوبي مي زيستند. يوناني هايي كه متعاقب فتوحات اسكندر و مداخلت خاندان مورياي هندي در افغانستان سلطنت مستقل باختري را در دو صدو پنجاه قبل الميلاد تشكيل داده اند چون محضر حاكميت و حراز سلطه سياسي را در نظر داشتند به معتقدات مردم دست نمي زدند بلكه بر عكس براي پيشرفت مردم كشور گشايي خود مذاهب محلي را احترام مي نمودند چنان چه در باختر تمام ارباب انواع بومي يوناني هندي وجود داشته كه به اين ترتيب بوديزم در عصر ايشان نه تنها در نقاظ جنوب هندوكش بلكه به ماوراي شمال آن يعني جانب بكتريان ريشه دوانيده بود . وقتي كه كوشاني ها در افغانستان استقرار يافت چون اصلا قبايل باديه نشين بودند واز خود مذهب نداشته به زودي تحت نفوذ معنوي بوديزم آمده وپيرو عقايد بود اگر ديدند مذهب رسمي سلطنت عصر كوشاني هاي افغانستان شد سپس عصر با شكوهي به روي بوديت باز شد مجلل ترين معابدي كه روزگار شروع عمرانات بودايي باميان راهيوان تسنگ زوار چينين بيك نفر پادشاه قديمه كه ممكن كنيشگاه باشد نسبت مي دهند قرارتخمين كه نموده اند اولي در قرن اول مسيحي ممكن در عصر كنيشگاه و دومي بين قرن دوالي سه در زمان احفاد سلاله او تراش ساخته شده است ازين لحاظ گفته مي توانيم روزگار با شكوه و جلال باميان مقارن به اوايل عهد مسيحي در زمان اقتدار بزرگترين امپراطوري كوشاني ها كنيشكاي كبير شروع و در طي قرون بعدي با سلطنت اولاد او به مراتب بر ترقي وعظمت آن افزوده شده است . حفريات اصولي باميان بار اول در نزده - صدو سي از طرف هاكن شروع شد كه از آن جا علاوه بر يك دسته سرهاگلي بود او بوريس اتور پارچه هاي نوشته كتاب بودايي به لسان سانسكريت و رسم الخط هاي مختلف پيدا شده است كه تاريخ آن را پروفيسر سيلون لوي فرانسون بين قرون سي و هشت مسيحي تعيين كرده است ازين معلوم مي شود كه تا زمان مقارن مسلمين درينجا راهبين بودايي باميان زبان سانسكريت را استعمال مي كردند. در زمره شهرها و قراء ولايت باميان مي توان از سه شهر تاريخي و باستاني آن يعني شهر غلغله، شهر ضحاك و شهر سرخشك نام برد .
شهر غلغله: شهر غلغله شهري كه يك زمان شهرت بسزايي آن شرق و غرب را به خود متوجه گردانيده بود و در برابر نيرومند ترين و خشمگين ترين متهاجمين مقاومت و مجادلت همي كرد مخرو به هاي شهر غلغله در گردو نواحي بالا حصار در ميان مزارع و كشت زارها به طرف دهكده سيد آباد كم و بيش باقي مانده است . شهر غلغله طوري كه تاريخ حكايت مي كند به گمان غالب بعد از به ميان آمدن سلطنت شنسبانيه غوري به دست سلطان علاءالدين جهان سوز و در زمان سلطنت نخستين امير شنسباني ملك فخر الدين برادر افخم جهان سوز به ميان آمده است . باشندگان اين شهر در بين قرن شش و اوايل قرن هفت هجري در سموچ و آبادي هاي مستحكمي كه اباره ها برجهايي كه از خشت خام و پخته و سنگ اعمار شده بود زندگاني مي كردند بعد از اين كه علاءالدين محمد خوارزم شاه بين سال هاي 607و 611 هجري اردوي غوري وغزنوي را در هم شكست پسرش جلاالدين در شهر غلغله مركزيتي قايم كرد و براي مدتي با شهرت جلال تام حكم روايي نمود شكوه وقدرت آن رقيبان اش را بران داشت تا بر شكست و كوبيدن او از هيچ گونه تدابير واقدامي دريغ نكنند زمان قدرت اين حكم رواي فاتح بود كه هجوم وحشت ناك چنگيز از صفحات شمال بر جنوب هندوكش سرايت كرد . چنگيز از راه دره شكاري وارد اين سرزمين شده در شهر ضحاك كه آثار خرابه هاي آن را در هفده كيلومتري قبل از باميان در نقطه نقاط آب هاي باميان و كالود در نقاط مرتقع كوه سرخ قرار دارد. و جنگ ميان مهاجمين چنگيز و امپراتور شهر در گرفت درين زدو خورد موتي جن پسر جغته نواسه چنگيز به قتل رسيد از ديدن اين منظره خشم چنگيز به جوش آمده سوگند ياد كرد كه آن قدر قتل و قتال درين شهر بنمايد كه حتي براي انسان وحيوان امان زندگاني ندهد شهر غلغله بعد از مقاومت بسيار شديد در سال 618 ه ق مطابق 1322 مسيحي به خاك يكسان شده فاتح مغل آن طوري كه تصميم گرفته بود شهر را آتش زد و مردم در ميان شعله هاي آتش جان دادند وگروهي كه از شعله هاي بي رحم آتش نجات يافتند از دم تيغ خلاصي نيافتند و بالاخره حصار آزادگان و كانون علم و فضل پادشاهان علم دوتس ادب پرور شنسب هاي غوري خوارزمشاهي را شهر مغضوب لقب دادند . به طرف جنوب شرق خرابه هاي بالا حصار شهر غلغله در داخل دهكده سيد آباد بدنه قلعه مستطيل شكل با ديوارهاي بلند موجود است كه در نزد اهالي به قلعه دختر معروف مي باشد داستانهاي محلي اين قلعه را مربوط به دختر جلاالدين منكبرني پادشاه خوارزمشاهي مي دانند چنگيز حصار محكم شهر غلغله را گرفت نمي توانست و مدتي لشكر مغلي در اطراف حصار سر گردان ماندند وحيران بودند كه به چه ترتيب و وسيله حصار را بگشايند و به مجادله جهت اشغال بپردازند تا اين كه بالاخره اين دختر ناز پرور خيانت كرده و نامه براي مهاجمين نوشت و نامه را با پيكان تير در صف مهاجمين انداخت و به آن ها فهماند كه فتح اين قلعه مشكل است تازماني كه سر چشمه آبي را كه در داخل حصار مي آيد و مدافعين شهر از آن استفاده و رفع تشنگي مي كند بسته نشود فتح نصيب مهاجمين مغلي نخواهد بود لذا سر چشمه اي را كه در دره كالو است با نمد تخته سنگ هاي نمك مدود شود و سپاه مغل به اين دستور سر چشمه آب را بستند و بدين ترتيب راه فتح قلعه را يافتند وآن را گشودند و اما در مقابل دختر ناعاقبت انديش نيز فعل زود ثمره اين همكاري خود را با اردوي دشمن چشيد و توسط سپاه مغل به وضع فلاكت باري كشته شد.
شهر ضحاك: نام محليست كه به فاصله 17 كيلو متري شرق كه بين 67 درجه 58 دقيقه 13 ثانيه طول البلد شرقي و 34 درجه 29 دقيقه و 34 ثانيه عرض البلد شمالي واقع است در نقطه اتصال آب هاي باميان يا آب دره گالوروي پوزه هاي بلند و سرخ كوه برج ها ديوارها و بقايا قلعه به نظر مي خورد كه يكي از مستحكم ترين قلعه هاي جنگي بوده قسمتي از برج هايي كه رخ به طرف دره گالوا است به نام شهر تريمان هم شهرت دارد . در دوره شنسباني هاي غوري در اين جا حصار مستحكمي ساخته شده بود كه مقاوت آن در مقابل چنگيز خاطره فراموش ناشدني به يادگار مانده است چنان چه موتي جن نواسه چنگيز در سال 628 ه 1222 م در همين جا كشته شد .
شهر سر خشك: به فاصله 4 كيلو متر دورتر از دره شكاري در سواحل چپ آب هاي باميان بر فراز پوزه بسيار بلند كوه ديوارهاي يك حصار خرابه كه شكل قلعه را دارد قرار دارد واقع واز نظر استحكام و موقعيت سوق الجيشي اهميت بسزايي داشت اين حصار مانند شهر غلغله و ضحاك آبادي هاي به شكل سموچ و عماراتي از خشت خام نيز از خود به يادگار مانده است. كه يك تيغه كوه را به هم وصل كرده است . 1- خرابه هاي اصل شهر كه مسجد و بعضي عمارات آن هنوز باقي مانده است . 2- ارگ يا بالاحصار كه بر فراز خصص سلني دره و اراضي هم جوار واقع است . دورادور شهر و حصار ديوارهاي ضخيم و برج هاي مدور ديده مي شود كه همه از گل وسنگ ساخته شده اين حصار هم در اثر هجوم مغل در نيمه اول قرن هفت هجري ويران شده است .
درياها و بندها: بند امير در 24 درجه 5 دقيقه عرض البلد شمالي و 67 درجه 12 دقيقه طول البلد شرقي در علاقه يكاولنگ مربوط ولايت باميان واقع است بند امير كه سر چشمه درياي بلخاب مزار شريف مي باشد به كنار سرك بين يكاولنگ و باميان واقع بوده از يكاولنگ به طرف شمال شرق به فاصله 12 كيلو متر از باميان به طرف جنوب غرب تقريبا 67 كيلومتر فاصله دارد . در حقيقت بند امير نام پنج غدير مسلسل را كوچك يا اگر صحيح تر بگوييم نام پنج بندي است كه غدير ها مشهورترين آن بند هيبت است كه از سطح بحر تقريبا 2923 متر ارتفاع داشته و روي بستر دريا كه به نام غدير مذكور موسوم گرديده قرار دارند اين دريا پس از عبور از باميان يك سلسله كوها علاقه هيجده نهر را كه يكي از توابع ولايت بلخ مي باشد آب مي دهد . غدير دوم بندپنير نام دارد كه در حدود 16 متر پهنايي دارد و 5 و5 كيلومتر طول و 538 متر عرض دارد قسمت علياي بند هيبت را صخره هاي تند وعمودي كه حاوي چندين خليج ها و مدخل هاي كوچكي است محدود نموده و انجام جنوبي بند مزبور بازو آب بند به شكل آبشارهاي كوچكي است محدود نموده و انجام جنوبي بند مزبور با زوآب بند به شكل آبشارهاي كوچك و باريكي سرازير گرديده به سطح مرتفع كه 12 متر پايين تر واقع است فرو مي ريزد اين سطح مرتفع از رسوب سفيد يا زرد كم رنگي پوشانيده شده آب از روي آن قطره قطره سرازير گرديده تقريبا يك كيلو متر پايين تر غدير كوچك ديگري را تشكيل مي دهد كه موسوم به بند قمبر است و غدير پنجم موسوم به بند غلامان است كه به يك فاصله نسبتا بعيد اما پايين تر از بند قمبر افتاده است واين بند سه ربع ميل بوده خيلي كم آب است . كوه ها : هندوكش ، بابافولادي خواجه غار ، دريا: رود بند امير كوتلها : سياه خارك ، تاور ، غوگردان ، شانو ، قبر افغان ، دندان شكن ، آق رباط و ملا يعقوب پيداوار : گند ، جو ، گليم مربوطات:
معارف: تعداد مكاتب: دهاتي ابتدايي مستقل متوسطه مستقل ليسه دارالمعلمين مدارس ديني ميخانيكي مسلكي 68 22 7 5 - - - -
شفاخانه(1). مراكز صحي و اساسي: 4 باب مراكز صحي فرعي: 3 باب ذخاير معدني: آن ، سنگ مرمر، آهك و سيليكا. ولايت بدخشان موقعيت : شمال شرق مساحت 40886 كيلومتر مربع درجه : پنجم ( از نگاه مساحه) نفوس 170564 مركز :فيض آباد ولايت بدخشان بين خطوط طول البلد شرقي تخمينا هفتاد درجه چار دقيقه و سي شش ثانيه وعرض البلد شمالي سي و شش درجه و پنجاه دقيقه شانزده ثانيه واقع است . بدخشان از جانب شمال به درياي آمو و از طرف غرب به قطغن زمين واز سمت جنوب به هندوكش و از جهت مشرق به چترال و از تركستان شرقي محدود است درياي پنج كه درياي آمو نيز گفته مي شود جوار آن جريان دارد در بدخشان يك سلسله كوه هاي مرتفعي موجود است كه دردامنه نها دره ها و وادي هاي خرم و سر سبز وجود دارد آب و هواي اين منطقه در تابستان خيلي سرد بوده و معابر كوهستاني آن تمام از برف مستور و دريا هاي آن منجمد مي شود . بنا بر كثرت اشجار باران زيادي در آن جا مي بارد بدخشان از حيث معادن غني بوده و داراي معدن ذيل مي باشد : 1- طلا كه به صورت ريف گولد يعني طلاي سنگي در ديشو راغ بدخشان وجود دارد كه به صورت ابتدايي في تن متريك تقريبا سه گرام طلا را حاويست . 2- آهن اين معدن در چارده ميلي متري شرقي شهر فيض آباد واقع است آهن آن از قسم هماتيت مي باشد و شهرت تاريخي داشته مهم تر اين است كه تا كنون ذريعه آهنگران محلي استخراج آن به عمل آمده واز آن استفاده مي كند . 3- لاجورد بهترين جنس آن در بدخشان وجود داشته و به رنگ آبي آسماني و تيره نيلگون اكثرا با ذرات بيرايت كه اصطلاحا در ملك ما آن را طلا مي نامند بين سنگ هاي مرمر كران و منجان بدخشان پيدا مي شود . 4- لعل بدخشان به رنگ سرخ رنگ شفاف به قطر يك و نيم الي دو سانتي در بين احجار كنيز ميكاشيست در ساحه فوقاني مجاور رود زرد دير بهارك بدخشان موجود و شهرت عمومي دارد . 5- كولين گل چيني كه در اشكاشم بدخشان وجود دارد جنسيت عالي دارد و كاشي سازي نيز در بدخشان رواج دارد . 6- گوگرد معدن به مسافه بيست ميل در جنوب مركزي زيباك در دره سنگ لينج بدخشان واقع است ذخيره اين معدن دو صد هزار تن تخمين شده و مقدار في صدي آن شصت فيصد است . سنگ ريشه دار ابرك واگرافيت نيز وجود دارد. درياها: كوكچه ، آب استاده شيوه و واخن ، كوه بوم ، كجاو، بلند ،سندر ، سپيك گاوا سفيد خرس. كوتلها : واخ چيرورم گوت گريا غر پوشال و انجمن. پيداوار: انواع غله جات. مربوطات:
معارف: تعداد مكاتب: دهاتي ابتدايي مستقل متوسطه مستقل ليسه دارالمعلمين مدارس ديني ميخانيكي مسلكي 124 59 8 6 - - - - شفا خانه:(1). مراكز صحي: 4 باب. مراكز فرعي: 6 باب حمايه طفل و مادر ( كلينيك) : 1 باب. ذخاير معدني: لاجورد، ياقوت ، سيليكا، طلا، ياقوت كبود و نمك. مطبوعات : روزنامه بدخشان. سال تاسيس: 1352 ، محل طبع : ولايت بدخشان، لسان پنبتودري، تعداد صفحه : 4 ولايت بغلان موقعيت : شمال كشور مساحت: 17165 كيلو متر مربع درجه :19(از لحاظ مساحه) نفوس:109032 مركز:بغلان جديد ولايت بغلان درشمال مملكت از جمله ولايات حاصل خيز و سر سبز بوده كه در شصت و هشت درجه و چهل و شش دقيقه بيست و چهار ثانيه طول البلد شرقي و سي و شش درجه سيزده دقيقه شانزده ثانيه عرض البلد شمالي واقع است . درياها : انداراب و پلخمري كوهها: بغلان قره باتور ، چو نفر و مارخانه ، كوتلها : رباطك ‚ باراني ، خاواك ، هندوكش سالنگ. پيداوار: غله جات ،لبلبو ،پخته و ميوه جات . مربوطات:
معارف: تعداد مكاتب: دهاتي ابتدايي مستقل متوسطه مستقل ليسه دارالمعلمين مدارس ديني ميخانيكي مسلكي 60 41 8 8 - - - 1 شفا خانه: (2) . مراكز صحي و اساسي: 5 باب مراكز صحي و فرعي : 1 باب كلينيك: حمايه طفل و مادر: 1 باب مؤسسات: شركت قند سازي بغلان به تاريخ 1و 17 و 5 و 29 نمبر و جواز به سرمايه 28682000- افغاني موضوع توليدات آن شكر ازلبلبو مي باشد . شكل سهامي. مؤسسه محمد عتيق نمبر و تاريخ جواز نامه 9 و 29 و 3و 30 به سرمايه 5000 افغاني موضوع توليدات آن توليد برق است . شكل تضامني. اسم مؤسسه سرمايه شكل حقوقي اتحاديه ذغال پلخمري 10000000- افغاني دولتي مؤسسات برق و سمنت غوري 350000000- افغاني دولتي ذخاير معدني: گوگرد و ذغال سنگ. مطبوعات : روزنامه اتحاد سال تاسيس 1308 ، محل طبع : ولايت بغلان ، لسان: پنبتودري، تعداد صفحه: 4. ولايت بلخ موقعيت :شمال مملكت مساحت:12284 كيلو متر مربع درجه : 18 (از لحاظ مساحه) نفوس:(1) (216788) مركز: مزار شريف بلخ ( مزار شريف) مهد تمدن قديمي و درخشان اين كشور بوده وبه عقيده مورخين مهاجرب آريائي ها از همين خطه شروع گرديده زردشت مشهور از همين جاو پيدايش سرودهاي اوستا نيز در خاك باختر صورت گرفته است بلخ ولايت تاريخي و متمدن و معروف افغانستان است كه آثار وآبدات تاريخي آن چه در دوره اسلام و چه در دروه ادوار قبل از اسلام تا هنوز به يادگار عظمت اين ولايت موجود بوده وسياحين و باستانشناسان خارجي را براي تماشا جلب مي نمايد. ارتفاع آن از سطح بحر يك هزارو يك صدو هشتادو پنج متر است و به خط طول البلد شرقي شصت درجه بيست و چار دقيقه 23 دقيقه و پنج ثانيه واقع است شهرت و نام باستاني آن با ضبط هاي مختلف خود كه يونانيان اعراب هندي ها وفارسي ها در ادوار قبل و بعد از اسلام به نام هاي باكتريان باختريش بخدي باختر و پالهبك رئيس ياد نموده واين نام ها در تمام مراحل ادبي و تاريخي مدنيتي كه پدران آريايي ها در پيرامون رودخانه اكسوس زندگي داشتند در تمام مراحل از منه ياد شده است نخستين باني بلخ بزرگ و تاريخي بنا به روايات متداول بلخ بلاخ بن سامان ابن سلام بن جام بن نوح بوده است . بلخ داراي بيرق هاي بلند بوده كه از زيبا ترين و معمورترين بلد دنيا به حساب مي رفت از بس كه چشم حرص و آز جهان گيران استعمار گر به اين سرزمين قشنگ دوخته شده بود در اثر تهاجم و حملات وحشيانه پي در پي تقريبا بيست و دوبار اشغال و تخريب شده علاوه بر آن در اثر حمله چنگيز و سلاله آن چندين مرتبه جمعين و نفوس بلخ قتل عام گرديده و سوختانده شده و به خرابه زاري تبديل يافته است چنان چه تا كنون هم آثار حريق در هر كنج و كنار آن پيداست . پيداوار : پوست قره قل كه از پيداوار مهم بلخ و مربوطات آن است از جمله اقلام صادراتي كشور مي باشد . بافت و استهلاك قالين كه توسط زن ها در دولت آباد و شور تيپه به عمل مي آيد از جمله صنايع دستي مشهور كشور محسوب مي شود . درياها :درياي بلخ كوه ها : المورتيك و البرز پيداوار : پخته قره قل ، خربزه و گندم . مربوطات:
معارف: تعداد مكاتب: دهاتي ابتدايي مستقل متوسطه مستقل ليسه دارالمعلمين مدارس ديني ميخانيكي مسلكي 11 54 12 8 1 2 - 2 شفاخانه:(2). مراكز صحي و اساسي: 2 باب. مراكز طفل و مادر ( كيلينيك) : 1 باب مؤسسات صنعتي بلخ:
ذخاير معدني: گوگرد، نمك ، ذغال و سيليكا. مطبوعات: روزنامه بيدار. سال تاسيس: 1300، محل طبع : ولايت بلخ ، لسان پنبتودري تعداد صفحه:4. روزنامه بيدار در سال 1300 بقسم جريده هفته وار و در سال 1320 در هفته دوبار و در سال 1350 به روزنامه ارتقاء يافت. ولايت پروان موقعيت : ولايت مركزي مساحت: 11367 كيلو متر مربع درجه : 22(از لحاظ مساحه) نفوس: 305031 مركز: چاريكار مركز ولايت پروان يك هزارو ششصدو سه متر از سطح بحر ارتفاع داشته واز مركز كابل شصت و چهار كيلو متر فاصله دارد و تخمينا شصت و نه درجه بيست و چار دقيقه شش ثانيه طول البلد شرقي و سي و پنج درجه سه دقيقه چهل چهار ثانيه عرض البلد شمالي در دامنه كوه واقع است كه اصلا از شاخه هاي هندو كش بوده و به طرف استالف و يغمان امتداد مي يابد . چون مركز ولايت پروان بسر راه كابل، قطغن، بدخشان، مزار شريف ، ميمنه واقع گرديده فلهذا مردم اين سرزمين به تجارب وصنعت چاقو سازي و پايزاردوزي بافتن پتو مهارت خوبي از خود نشان مي دهند در اين جا چرم خوب پخته و آش داده مي شود آهنگري و مس گري و نجاري آن ترقي خوبي نموده است . در اوپيان كرباس اعلي بافته مي شود . درياها : غوربند ، جبل السراج ، سالنگ شتل ،پنجشير ،نجراب و تگب. كوه ها : يغمان سلسله كوه هندوكش و كوه صافي كوتلها : خاواك ، تل ،غرژغان و شبر پيداوار:توت ،انگور ،انار ، لبنيات ،انواع حبوبات گندم ، جو ، جواري، پنبه و بادام. مربوطات:
|
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |