Home

معارف اسلامي

 سايتهاي افغانستان

مجلات ‌افغانستان

سايت‌هاي حقوقي

سالن انديشه

دانشگاه‌هاي جهان

مقالات

مجلات‌فلسفي ‌وحقوقي

سايت خوشنويسان

اين نشريه الكترونيكي افتخار دارد كه، پذيراي مهمانان ارجمند، فرهيخته و انديشمندي باشد، كه هميشه تاريخ، دغدغه خود سازي، ديگرسازي و كشورسازي دارند؛ و در پي آن هستند كه راهكارهاي مفيد وارزشمند ارايه دهند.

اين شبكه از كليه آثار پژوهشي و هنري؛ مقالات، پايان‌نامه‌ها، داستان، لطيفه، نقاشي، خوشنويسي و... استقبال مي‌كند، لذا مراجعه‌كنندگان محترم در صورتي كه مايل باشند مي‌توانند آثار خود را براي انتشار در اين شبكه به آدرس الكترونيكي شبكه بفرستند.

Englsh

General Embassies of Afghanistan

MINISTRY OFAFFAIR OF AFGHANISTAN FOREIGN

Islamic Republic of Afghanistan

Ministry of Justice of Afghanistan

 FOREIGN AFFAIR OF AFGHANISTAN

History of Afghanistan

بيرق هاي افغانستان

Archives

Interviews

موافقتنامه بن درموردافغانستان

ليست احزاب سياسي افغانستان

در باره ما

منظر ارتباطات علمي و فرهنگي شما هستيم

hya202@yahoo.com

daikondi@hotmail.com

لينك وبلاگها وسايتها:

ماهنامه قلم

آژانس خبرى پژواك

سایت گشایش
غرجستان
عصر انديشه
فلسفه و سياست

فضاي دموكراسي
انجمن‌جوانان‌افغانستان

اخبار دایکندی
نويد فردا
حقوق و قوانين افغانستان
صبح بخير افغانستان
نگاه نو، ناظر حسين زكي
دانشجويان دايكندي
دنياي تفكر
كاتب هزاره
سايت مطبوعات افغانستان
سايت آرمان
مطالعات افغانستان
 

سايت‌هاي حقوقي

 سايتهاي افغانستان

دانشگاه‌هاي جهان

اين شبكه از همه آثار و مطالب مفيد، جالب و خواندني مراجعه كننگان عزيز استقبال مي كند. اداره شبكه

 

   قسمت سوم       

تراکم نفوس افغانستان و ولايات

قرار احصائيه اداره مركزي نفوس افغانستان در سال 1354 به 16665000 نفر بالغ مي گردد كه به اين اساس كثافت نفوس افغانستان در همين سال به 25.7 نفر در هر كيلو متر مربع بالغ مي گردد كه به اين اساس كثافت نفوس افغانستان در همين سال به 25.7 نفر در هر كيلو متر مربع بالغ مي گردد هر گاه ما كثافت نفوس افغانستان را در سال 1348 مورد مقايسه قرار دهيم مي بينيم كه نفوس افغانستان در اين سال به 14540000 مي رسد و كثافت آن در هر كيلو متر مربع به 24 نفر بالغ مي گشت البته بائيست تعداد مساوي در تمام افغانستان منتشر نشده اند يعني مناطقي وجود دارد كه تعدا اقل نفوس در آن زيست مي كند .

هر گاه به جدول نفوس ولايات افغانستان دقيق شويم مي بينيم كه يك تعداد از ولايات در جمله ولايات پر نفوس ويك تعداد در جمله كم نفوس و تعداد ديگر در جمله ولايات متفرق السكنه مي آيد به شرح ذيل :

ولايات پر نفوس كه در هر كيلو متر مربع آن به صورت اوسط از 310 تا 59 نفر زيست مي كند عبارت اند از :

ولايت كابل، پروان، لوگر، ننگرهار، كندز، ولايات كم نفوس افغانستان كه شامل ولايت پكتيا، لغمان، تخار، وردك، بلخ، بغلان، غزني، فارياب بوده و در هر كيلو متر مربع آن از 51 تا 23 نفر زيست دارند .

ولايات متفرق السكنه افغانستان در جمله ولاياتي شامل مي گردد كه در هر كيلو متر مربع آن از 20 تا 2 نفر مي رسد و اين ولايات عبارتند از ولايت باميان، هرات، سمنگان، زابل، كندهار، جوزجان، ارزگان، بادغيس، بدخشان، غور، فراه، هيلمند، نيمروز.

جدول ذيل پنج ولايات افغانستان را كه از لحاظ مساحت از لحاظ نفوس واز لحاظ كثافت نسبت به ساير ولايات افغانستان به درجه اول قرار مي گيرد نشان مي دهد وجدول بعدي واحدهاي اداري بيست وهفت گانه افغانستان را از لحاظ مساحت تعداد نفوس و كثافت نفوس نشان داده و ضمنا درجات هر يك نيز تعيين گرديده است .

 

پنج ولايت كه از لحاظ مساحت به درجه اول قرار دارد :

 

1- هيلمند                     62336 كيلو متر مربع

2- فراه               59146  كيلو متر مربع

3- كندهار         49368 كيلو متر مربع

4- نيمروز           41724  كيلو متر مربع

5- بدخشان       40886  كيلو متر مربع

 

پنج ولايت كه از لحاظ نفوس به درجه اول قرار دارد:

 

   1- ولايت كابل  1462000 نفر

2-                                     ولايت پروان           1152000 نفر   

3-                                     ولايت ننگرهار        151000 نفر

4-                                     لايت غزني           110000 نفر

5-                                     ولايت پكتيا           9088000 تفر

پنج ولايت كه از لحاظ كثافت نفوس به درجه اول قرار دراد:

ولايت كابل 310 نفر در في كيلو متر مربع

1-             ولايت پروان 101 نفر در في كيلو مر مربع

2-             ولايت لوگر 71

3-             ولايت ننگرهار 62 نفر در في كيلو متر مربع

4-             ولايت كندز 59 نفر در كيلو متر مربع

 

واحد اداري

مساحت كيلو متر

درجه

تعداد نفوس

درجه

كثافت نفوس

درجه

ولايت  كابل

4720

25

1462

1

310

1

سروپروان

11367

21

1152

2

101

2

در ميدان وردك

1699

22

372

16

38

9

در لوگر

4409

26

314

21

71

3

در غزني

32797

8

1010

4

31

12

در پكتيا

17772

14

908

5

51

6

در لغمان

6730

24

272

25

40

7

در باميان

17545

15

332

20

19

14

در ننگرهار

18626

13

1151

3

62

4

در بدخشان

40886

5

424

14

10

22

در تخار

12325

16

468

11

38

8

در بغلان

17168

16        

8

33

33

565

در كندز

7927

23

468

10

59

5

درسمنگان

16639

18

301

22

18

16

در بلخ

12282

20

428

13

250

10

در جوزجان

26227

10        

408

10

16

16

درفارياب

21626

2         

463

9

23

13

در بادغيس

21678

11

348

18

16

21

در هرات

38769

6

733

7

19

15

درفراه

59246

2

364

17

6

24

درغور

38757

7

339

19

9

23

در نيمروز

41724

4

101

26

2

26

درهلمند

62336

1

288

24

5

25

دركندهار

49368

3

82

6

16

18

درزابل

17071

17

294

23

17

17

درارزگان

28121

9

461

10

16

20

 

مسكن و محل رهايش در افغانستان همان طوري كه انسان به خوراك والبسه نيازمند است براي استقرار و تثبيت در يك نقطه به مسكن نيز نيازمندي كامل دارد زيرا سرما و گرماي شديد حيوانات درنده و گزنده در نقاط مختلف جغرافيايي عوامل بس مهم بودند تا انسان را وا دارند تا به تهيه سر پناه اقدام نمايد نه تنها انسان ها بلكه حيوانات نيز نسبت شرايط طبيعي به تهيه خانه ها مي پردازند اما انسان ها از بدو پيدايش به تدارك مسكن مبادرت ورزيدند البته انسان هاي اوليه بنا بر نداشتن وسايل كافي به مسكن بسيار ابتدايي كه اصلا شكل طبيعي را داشت به سر مي بردند چنان چه انسان هايي كه در اراضي هموار دشت ها و تپه ها زندگي مي كردند مغازه ها و سموچ ها مساكن آن ها را تشكيل مي داد و به همين ترتيب انسان هايي كه در مناطق جنگلي زندگي مي كردند بالاي شاخه ها درختان و زماني كه در كوه ها زندگي اختيار كرده بودند در مغازه ها امرار حيات مي كردند از آن به بعد هر قدر فكر انسان انكشاف كرد و در استعداد مال آن ها افزايش به عمل آمد يعني بعد از طي مراحلي انسان ها قادر شدند تا به ساختن كلبه، چادر، خانه، قلعه، قصر و غيره مبادرت ورزند عوامل و شرايط طبيعي و مواد كه در دسترس آن ها قرار دارد در اعمار و ساختمان پناه گاه ها رول بارز دارد چنان كه مي دانيم مواد و مصالح نيز با وضع طبيعي منطقه ارتباط نزديك دارد بنا بر آن مسكن مستقيم و غير مستقيم تابع وضع طبيعي منطقه مي گردد  اگر ما مسكن بشري را از لحاظ جغرافيه مورد بررسي قرار دهيم مي بينيم تمام مساكن بشري به سه دسته طبقه بندي مي گردد .

1-             مساكن متحرك، حيات چادر نشيني

2-             مساكن نيمه متحرك، حيات روستائي

3-             مساكن ثابت، حيات شهر نشيني

بديهي است كه هر يك از اين سه دسته مساكن بنابر موقعيت منطقه شرايط اقليمي و نوع مواد و مصالح كه در آن جا يافت مي شود ارتباط دارد هر يك از اين عوامل طبيعي به نوبه خود بالاي اوضاع اقتصادي و اجتماعي بشري تاثير بس مهم دارد .

بنا بر آن اگر ما اوضاع طبيعي افغانستان را با ارتباط محل رهايش اهالي آن مد نظر بگيريم مي بينيم كه افغانستان يك كشور كوهستاني است كه در عرض البلد متوسط جغرافيايي موقعيت دارد چون از يك طرف از بحر دور است واز جانب ديگر رطوبت سالانه آن كافي نيست بنا بر آن اين منطقه منحيث يك منطقه نيمه صحرائي محسوب مي گردد پس اشكال محل رهايش اهالي آن مربوط به خصوصيات طبيعي و مواد مورد دسترس مي باشد محل رهايش مردم افغانستان نيز به سه دسته يعني حيات چادر نشيني، حيات روستايي و حيات شهر نشيني طبقه بندي مي گردد.

 

1-             كوچي ها يا مسكن متحرك:

چنان چه واضح است كه در نواحي استپ و صحراها نسبت خشكي اقليم زراعت كمترصورت مي گيرد از آن جائي كه اين اراضي داراي مراتع و چرا گاه ها مي باشد باشندگان همان منطقه ناگزير به تربيه حيوانات مي پردازند چون در تمام ايام سال در يك نقطه مراتع يك حال باقي نمي ماند خصوصا مناطق كوهستاني كه نظر به جريان سال و نظر به ارتفاع داراي شبانان در جريان سال از يك جا به جايي ديگر در حركت مي باشند و در محلي كه علف وجود دارد براي مدتي اقامت اختيار مي كند موقعي كه علف آن منطقه به اتمام رسيد و يا آب و هواي آن منطقه سرد گرديد از آن جا كوچ نموده درنقاط گرم تر سفر مي نمايد.

يك تعداد كثير از نفوس بشري كه در منطقه هاي استپ و صحرا ها زندگي مي كنند به صورت عموم در مناطق معتدله و خصوصا در نصف كره شمالي به نوع زندگي وكوچي حيات به سر مي برند اين اقوام كه عموما به مالداري نسبتا كمتر به شغل وزراعت مصروف مي باشند در مراكش، الجزاير، حبشه، مصر، عربستان، عراق، اردن، تركيه، ايران، افغانستان و بلوچستان  در آسياي مركزي روسيه در جمهوريت هاي غربي آن مانند ازبكستان، قراقستان، آذربايجان، تركمنستان، منگرنيا، تبت ايالت سنگيانك، چين، پامير، دامنه هاي هيماليا، آمريكاي جنوبي و استراليا به صورت كم و زياد زندگي مي كند.

يك عده به كارهاي ديگر خصوصا تجارت نيز اشتغال مي ورزند هم چنان در ديگر نقاط مانند لوگر، ميدان كوهدامن، مزار شريف، قطغن پكتيا و جلال آباد اين ها بيشتر به تجارت مصروف هستند.

كوچي ها در افغانستان نيز در نواحي استپ و صحرا ها اقامت دارند و سرزمين هايي كه بود و باش اين مردم را فرا گرفته است به طور عموم همان مناطقي هستند كه در بالا از آن ذكر به عمل آمد مانند دامنه كوه ها و تپه هاي جنوب و شمال سليمان غر، سپين غر، پشتونستان جنوبي و بلوچستان مركزي ولايت پكتيا، ننگرهار، زابل، قندهار، هيلمند، نيمروز و غيره در ايام زمستان ولايات مركزي و قسمتي از ولايات شمال كشور در ايام تابستان براي بود و باش اقوام مختلف كوچي مساعد مي باشد .

كوچي هاي افغانستان از اقوام مختلف متشكل است كه يك تعداد آن در مركز و شرق مملكت بود و باش دارند وعده ديگر شان  در غرب كشور سكونت دارند.

 علاوه بر آن يك عده ديگر كوچي ها در نقاط مختلف كشور به طور پراكنده سكونت دارند.

مردمان چادر نشين كه هميشه حيات شان وابسته به تربيه حيوانات است عموما به تربيه حيوانات  مانند اشتر و اسپ مركب ، گاو ، گاو ميش، گوسفند، بز و مرغ مصروف هستند وهم هريك از اقوام كوچي بنابر شرايط اقليمي و تناسب وضع حياتي به تربيه اختصاصي بعضي از حيوانات كه فوقا ازآن نام برده شد مي پر دارند.

مردم كوچي نه تنها از شير، پوست، گوشت و پشم حيوانات اهلي استفاده مي كنند هم چنان بعضي از كوچي ها به تربيه حيواني مي كوشند كه اين حيوان در برابر سرما گرماي شديد و تشنگي مقاومت داشته باشند. مثلا: اشتر را براي سرزمين هاي دشت و صحرا و اسب را براي سرزمين هاي تپه اي تربيه مي كنند.

مردم كوچي افغانستان عموما در چادرها و خيمه ها كه به نام (كژدي يا غژدي ) مسمي است بود و باش دارند به صورت عموم رنگ اين غژدي ها سياه بوده واز موي بز ساخته مي شود. اين غژدي ها طوري بافته شده كه در هنگام گرما، باد كافي به داخل آن عبور كرده مي تواند و در هنگام بارندگي موقعي كه مرطوب شد باران به داخل آن سرايت كرده نمي تواند.

چادرهاي كوچي ها در هنگام  روز از اشعه آفتاب گرم و در هنگام شب از سردي باشندگان خود را محفوظ نگاه مي دارد واهالي كوچي كه در هنگام روز به كار و فعاليت ويا حركت و كوچ از يك نقطه به نقطه ديگر مصروف باشد در هنگام شب به آرامي تمام به استراحت مي پردازند.

چادر نشين هايي كه عموما در يك فصل سال در يك محمل بود وباش اختيار مي كنند اكثرا از گروه متجانس متشكل اند كه از لحاظ زبان نژاد عرف وعادات عنعنه و ديگر خصوصيات اجتماعي شباهت زياد در بين ايشان موجود است محل چراگاه هاي هر قوم معلوم است يك عده ديگر از اقوام كوچي كه اصلا مال دار نيستند حيات اقتصادي نسبتا ضعيف تر را دارا مي باشند. اين مردم در ايام اخير بهار و در شروع تابستنان از مناطق گرمسير به وادي ها و حوزه هاي نسبتا سرد تر در اطراف دهات پر نفوس و شهرهاي ولايات مختلف كشور چادر مي زنند و به شكل دروگري مي پردازند و مردم اين كوچي ها را به نام دروگر نيز ياد مي كنند . خيمه ها و چادرهاي اين مردم سياه نبوده بلكه از تكه هاي نخي نسبتا ضخيم ترتيب يافته است. اين مردم حيات خود را از مزد درو گري وتبادله اموال تامين مي كنند . به همين نسبت غربت هميشه دامن گير آن ها است.

عده ديگري از كوچي ها كه اشياء كوچك را براي فروش در پشت انداخته و به مراكز مزدحم به فروش مي رسانند.

طوري كه واضح گرديده است اين انكشاف نه تنها از لحاظ وضع ظاهري ساختمان نهاوريزه كاري ها و مغلق بودن موضوعات مختلف شهري وخانه سازي قابل اهميت است بلكه معماري امروزي طوري است كه معماران مي كوشند تا با در نظر گرفتن تمام موضوعات عصري تكنولوژي جنبه هاي اقتصادي كه مفاد مملكت و مردم در آن متصور باشد.

البته جنبه مفاد اقتصادي معني آن را نخواهد داشت كه شكل شهر و وضع خانه ها از لحاظ مصرف مواد استحكام دوام و دارا بودن شرايط صحي مطابق به ايجابات عصر به درجات پايين تر قرار مي گيرد بلكه با در نظر گرفتن تمام اين موضوعات كوشش مهندسين در آن است تا از حد اقل مصرف حد اكثر استفاده را بنمايند.

اين يك حقيقت مسلم  است كه طرح و ديزاين يك شهر عصري با خانه ها وآپارتمان هاي مجهز كه تمام وسايل آسايش انسان در آن مد نظر گرفته شده باشد مصارف بيشتري ايجاب مي كند اما در مقابل نسبت استحكام  و با دوام بودن و ساير ملحوظات صحي و روحي كه تاثير بارز بالاي سويه زندگي مردم همان منطقه مي كند نه تنها مفيد بلكه با سنجش دقيق ارزانتر و مناسب تر و مساعد تر مي باشد.

شهر سازي امروزي علاوه بر تمام مزايايي كه دارد توانسته است از يك ساحه كوچك به صورت منظم حداكثر استفاده را بنمايد يعني تمام ملحوظات شهري را كه ضرورت كنوني زندگي محسوب مي گردد توسط يك پلان قبلي طوري طرح مي نمايد تا از بي نظمي ساختمان ها جاده ها، پارك ها و ساير ملحوظات شهري كه ضرورت معاصر آن را متقاضي است بهره مند باشد. علاو تا پلان گذاري هاي عمراني ايجابات مي كند تا چهره يا شكل شهر از لحاظ نقشه هاي هوايي نماي خارجي شكل نامنظم را به خود نگيرد بلكه پلان سازي مورد نظر بايد طوري طرح گردد كه ساختمان ها از هر گونه نواقص مبرا باشد .

شهر هاي سابقه افغانستان مانند شهر هاي سابقه ساير نقاط جهان از اين گونه تجهيزات معاصر كه البته زاده اين عصر است مبرا بود و سيستم عمراني شهر هاي سابقه نه تنها از لحاظ تخنيك عمراني وفقدان تجهيزات كامل شكلي غير مطلوب را داشت بلكه نسبت نامنظم بودن جاده ها وعدم وجود پارك ها ويك فضاي باز و نامناسب بودن بازارها و ماركيت ها دوائر شاروالي و حتي مردم را به مشكلات زياد مواجه ساخته بود. اين نقيصه باعث گرديد كه به اين وضع عطف توجه شود بنابر ملحوظات فوق نياز مبرم مملكت به تشكيل يك موسه شد كه بتواند شهر هاي افغانستان را از لحاظ پلان هاي عصري مورد دقت و مطالعه قرار دهد و دولت تصميم اتخاد كرد تا چهره ها و يا شكل شهرها به صورت منظم وعصري تغيير يابد بيش از ين وضع نامطلوب شهر ها كه فاقد هر گونه تجهيزات شهري ارتقاء حيات شهري و تحول اقتصادي برداشته مي شد.

در دوره مدنيت روستا نظامي تشكيل مي شود كه اولين زمامدار به نام يما در بخدي يا بلخ به ساختن يك واره اقدام كرد كه به اين لحاظ اولين شهر با مركز مدنيت آريائي دروازه بخدي تاسيس نمود وكلمه واره در زبان سانسكريت و هاره ياد شده است و در زبان دري به نام بهار كه امروز به نام نوبهار بلخ ياد مي گردد اين شهر تا اوايل قرون وسطي يعني تا استقرار اسلام درين خط با درخشش كامل از مركز مدنيت آزمان نماينده گي مي كرد از آن زمان به بعد تحولات شهري و تمركز نفوس در نقاط متعدد افغانستان انكشاف مي يابد مرحله دومي تحول شهري در افغانستان در زمان اسكندر شروع مي گردد و موقعي كه اسكندر به اين خطه پا مي گذارد مانند ساير نقاط بعد از مفتوح ساختن يك منطقه اساس پايه گذاري شهرهاي جديد ويا قلعه هاي نظامي را مي گذارد . چون يوناني هايك مدت مديد بدين سرزمين سپري نمودند بنا بر آن يك تحول در فرهنگ و وضع اجتماعي مردم پديد آمد وو در نتيجه اين تماسهاي متداوم به آن منجر شد كه يك تمدن جديد به نام گريكو باختري به ميان آيد بنا بر تحقيقات باستانشناسي در حدود هفتاد ويك شهر جديد در سرزمين افغانستان درين دوره پايه گذاري شد و تا قرن هفت ميلادي فرهنگ كريكو بود يك درين خط ادامه داشت و تمام شهرهاي آن به سبك تقريبايوناني اعمار گرديده بود . موقعي كه عالم اسلام درين خط راه يافت و دين اسلام بحيث يك قدرت دينا ميك احراز قدرت نمود كلتور و فرهنگ سابقه را تحت تاثير آورد شكل شهرها وخانه ها به شبكه جديد تحول يافت جغرافيه نويسان متبحر مانند يعقوبي ابن فقيه سعودي اصطخري اين حو قل و مقدسي وغيره درباره شهرهاي خراسان روشني انداخته شكل و وسعت شهرها و نقش انها را به صورت واضح تشريح نموده است ضمنا از خلا اوراق تاريخ چنين بر مي آيد كه تعداد شهرهاي خراسان آن زمان ه حائز مشخصات شهري بوده اند به 220 شهر مي رسد از آن روز تا حال تحولات زيادي در پديد آمدن شهر ها و انكشاف شهر از لحاظ نقشه هي مختلف در افغانستان به وجود آمد.

پايه گذاري شهرهاي عصري افغانستان:

باپيشرفت ساينس و تخنيك معاصر و صنعت شهر سازي وخانه سازي كه به انكشاف قابل ملاحظه نايل آمده است . البته فن خانه سازي هنر شهر سازي وصنعت معماري توام با پيشرفت هاي عظيم عصر تكنا لوژي توانسته اند مقام ارزنده را حايز و توجه جهانيان را به خود جلب كند احراز اين موفقيت عظيم در شقوق مختلف معماري وغيره كه متكي به اساسات ساينس و تخنيك مي باشد روز به روز چهره هاي جديد و پر شكوه بر شهرها و سيستم شهري تجديد جاده ها انواع مختلف منازل رهايش ماركيت ها تفرجگاه ها وغيره داده است.

كه حرم سراي جداگانه دارند و هم چنان داراي دو و يا سه حويلي مي باشد كه به مقاصد مختلف از آن استفاده به عمل مي آيد اكثرا آب مورد ضرورت خود را از چاه ها كه در بين قلعه حفر گرديده است ويا چشمه ها ويا كاريز ها كه به نزديكي قلعه موقعيت دارد استفاده صورت مي گيرد . خانه هايي كه به نزديكي دريا ها قرار دارد از آب دريا استفاده مي گردد. در ساير نقاط كه درياها نسبتا دور تر واقع باشد در اين صورت قريه به صورت متمركزي توسعه و انكشاف پيدا مي كند. زيرا از يك طرف ساحه توسعه امكان پذير است واز جانب ديگر نسبت امنيت مي كوشند در يك جا مجتمع شده از پراكندگي جلو گيري نمايند در بعضي جاهاي ديگر موقعي كه ساحه زمين حاصل خيز كم و وفرت آب موجود باشد ودر صورت تامين امنيت خانه ها به صورت متفرق پديد آمده به شكل پراكنده توسعه پيدا مي كند . چنان چه در بعضي از نواحي افغانستان نمونه اين گونه مساكن روستايي به كثرت به نظر مي رسد در اكثر اين قريه جات اجتماعات روستايي را اقوام متجانس تشكيل مي دهد . و بعضا هم امكان دارد كه اقوام مختلف كه از لحاظ زبان اختلاف ندارند در يك قريه سكونت اختيار كنند.

نقاطي كه به شهر ها نزديك است تجانس ساكنين آن از ميان مي رود يعني در يك دهكده نزديك شهر كه مسايل امنيتي نيز تا اندازه زياد فراهم است امكان زياد به وجود مي آيد كه اقوام وقبايل مختلف در آن جا به صورت توام زندگي نمايند .

وضع دهكده هاي افغانستان نسبت تراكم منازل شكل شهر هاي كوچك قرون وسطي را به خاطر مي آورد .

در يك قريه ويا ده ملك ويا خان هنوز هم داراي اقتدار بوده واكثر به مسايل روستا ها توسط ملك ها قريه دارها ويا خان حل و فصل مي گردد بناءً گفته مي توانيم مناسبات اجتماعي حيات روستايي در افغانستان هنوز هم روي اساسات قبيلوي استوار است .

 

حيات شهري در افغانستان :

موقعي كه آريائي ها در حدود 4 و يا 5000 سال قمري از درياي آمو به طرف جنوب مهاجرت كردند اين سرزمين را براي بود وباش از لحاظ آب و هوا واراضي زراعتي مساعد يافته اولتر درينجا مسكن گزين شدند به كارهاي معمول آن وقت چوت زراعت صنعت وتجارت مانند سابق پرداختند اين كارها و فعاليت هاي سالم باعث گرديد كه تجارت رونق يابد صنعت انكشاف نمايد دهات قصبات و شهرها در سراسر اين سرزمين پديد آيد واين يك آغاز فصل درخشنده در تاريخ باستان افغانستان محسوب مي گردد.

با در نظر داشت اسناد تاريخي مدنيت اولي اين سرزمين با دوره مدنيت اوستائي 1200 قمري آريائي كه به صفحات شمال هندوكش متمركز شده بودند به تاسيس روستا ها وبلاد پرداختند اين اولين قدمي بود كه در پديد آمدن يك قريه چه در دره وچه در وادي هاي وسيع مربوط به موجوديت آب كافي اقليم مساعد مقدار بارندگي كافي براي نموي زراعت ونوعيت خاك مساعد زراعتي مي باشد . باز هم ديده مي شود كه بعضي عوامل باعث گرديده تا يك تغيير در طرز ساختمان خانه ها وشكل حيات اجتماعي اين دو محل پديد آيد  هر گاه ما به طرز ساختمان خانه هاي اين مناطق دقيق شويم خصوصيات بارز ذيل را در آن مشاهد مي كنيم .

نخست خانه ها در محلي اعمار مي گردد كه به نزديكي آب موقعيت داشته باشد اكثرا كوشش به عمل مي آيد تا ارضاي زراعتي را براي عمار خانه ها به كار نبرند خانه هاي اين نواحي عموما داراي حويلي بوده كه به نام قلعه ياد مي شود و به ترتيب ساخته شده كه حويلي ها با يكديگر متصل و پيوسته است . مواد ساختمان  تعميرات اين نواحي را چوب و بعضا سنگ تشكيل مي دهد به صورت عموم در نواحي سنگ نسبت حمل و نقل آن از يك نقطه دورگران تر بوده واكثر مردم از آن استفاده نمي نمايند و در غير آن به صورت عموم كل را به شكل خشت در آورده از آن به عمار منازل به كار مي برند .

در بعضي نقاط گل را به شكل پخسه در آورده از آن براي اعمار ديوارهاي ضخيم و طويل استفاده به عمل مي آيد وخصوصا قلعه ها واحاطه خانه ها كه از لحاظ ارتفاع ضخامت و طولاني بودن آن قابل ملاحظه است از مهره هاي پخسه كه بعضي از اين ديوارها از هشت تا بيست مهره ويا بيشتر از آن متشكل است اعمار مي گردد هر مهره ديوار پخسه از پنجاه تا شصت سانتي متر ارتفاع دارد ضخامت آن نظر به طول ديوار فرق مي كند .

مناطق شمال وغرب كشور كه چوب چنار (تير) نسبتا كمتر مي باشد خانه ها را به شكل گنبدي اعمار مي كنند.

در اين قسم خانه ها خشت ها را با مهارت خاص بالاي يك ديگر گذاشته تا اين كه گنبد بسته شود و در جاهايي كه چوب به وفرت دست ياب مي گردد سقف خانه ها عموما توسط چوب چنار پوشيده شده است بام منازل به شكل افقي اعمار مي گردد هم چنان تهداب منازل تا جايي كه مقدور باشد از سنگ استفاده به عمل مي آيد .

دهات اين گونه نواحي داراي قلعه ها بوده وهر قلعه داراي چندين برج مي باشد ساختمان برج ها به صورت عموم چهار ضلع شش ضلع و حتي هشت ضلع كه تقريبا شكل مدور را دارا است مي باشد هر ضلع قلعه ها داراي دهانه كلكين بوده وبراي حفاظت باغ واراضي زراعتي در هنگام شب و روز از آن استفاده به عمل مي آيد در داخل قلعه اطاق هاي متعدد كه به نام دهقان خانه ياد مي شود براي استفاده دهاقين كه در مزارع زمين دار اجاري وظيفه مي نمايد تخصص يافته است هم چنان در اين قلعه ها مهمان خانه و مسجد نيز اعمار گرديده است . در بعضي جاها قلعه ها طوري ساخته شده آبيكه در اين مناطق دهات براي زراعت استفاده به عمل مي آيد يا از چشمه سار است ويا اين كه اهالي آب دره ها را ذريعه جوي هاي باريك در هر قسمت دره رهنمايي نموده از آن براي زراعت وغيره استفاده مي كنند از همين رهگذر اكثر نقاط نسبت غرس نبات مثمر وغير مثمر در اطراف و كنار جوي ها منطقه سبز و خرم را پديد آورده است .

اين گونه حيات دهاتي كوهستاني را در اكثر نقاط كوهستاني افغانستان مي بينيم چنان چه دره هاي متعدد شمال وجنوب هندوكش شرقي وهندو كش غربي دره هاي شمال جنوب  سلسله جبال كوه بابا سلسله سپين غر و سليمان غر سفيد كوه، سياه كوه، تير بند، تركستان و غيره نمايندگي از حيات روستايي كوهستاني كه در فوق از آن ذكر به عمل آمد مي كند .قريه ها ودهاتيكه در دره ها پديد آمده است عموما توسط راه هاي باريك پياده رو و كاروان رو با يكديگر ارتباط پيدا مي كند موقعي كه يك سرك عمومي از اين دره ها عبور نموده باشد قريه هايي كه به نزديكي اين سرك موقعيت دارد به مقايسه ساير نقاط بيشتر انكشاف نموده و ساحه فعاليت اهالي آن منطقه بيشتر مي گردد. و به همين لحاظ سويه حياتي آن ها نيز فرق مي كند . آخرين حدود مناطق مسكوني در دره ها ودر نقاط كوهستاني در ناحيه غربي كوهستاني پامير واقع است كه به طور مثال اغيل ها بحد اعظمي ارتفاعات 3050 متر و به صورت اوسط 2800 تا 2900 متر موقعيت دارد .

هم چنان در ناحيه انجمن و دره ها ي فرعي آن جا حيات دهاتي تا ارتفاع به 3150 متر ايلاق بلند مي رود باشندگان مقيمي اين مناطق عموما به مال داري وزراعت اشتغال دارند دهكده ها و دهقان خانه ها غالبا به صورت بسيار ابتدايي به قسم كلبه هاي تاريك يا احاطه هايي از اجتماع صخره ها ساخته شده كه روي آن را با گل پوشانيده اند . نقشه اين نوع مساكن يا به شكل مدور و يا به شكل ضلع دار ساخته شده است .

ايلاق هاي مرتفع و بلند در 3500 متر الي 3600 متري قرار دارند اما به صورت مجرد مانند دره (رخوي) به مناطق بلند تر از آن نيز مصادف مي گردد .

حد اكثر اين ييلاق ها داراي سه الي شش احاطه هاي ابتدايي است كه توسط جغله سنگ ها تر تيب شده وسقف آن ها توسط چوب كاه گل مسطح گرديده وغالبا يك فاميل در آن جا زندگي مي نمايند.

در اين نواحي كوهستاني چرانيدن رمه ها وظيفه عمومي خانم ها واطفال را تشكيل

مي دهد مردان در تمام اوقات وظيفه زراعت را انجام مي دهند .

حيات دهاتي با در نظر گرفتن طرز ساختمان منازل مواد تعميراتي و سازمان اجتماعي در وداي ها و اراضي هموار نسبت به دره هاي كوهستاني كمي فرق دارد با وجود ي كه اساس موقعي كه يك نقطه جغرافيايي كه از لحاظ ساختمان و اشكال اراضي موجوديت آب كافي واقليم مساعد و نوعيت خاك خوب بهره مند باشد امكان آن مي رود تا آن نقطه براي بود وباش اهالي آماده گردد بنابرآن افغانستان در نقاط مختلف در حدود 165000 قريه بوده كه در هر يك از اين قريه ها حيات روستايي را ديده مي توانيم .

چنان چه قبلا ذكر شد توپوگرافي افغانستان در همه نقاط يكسان نبوده يك جا كوهستاني وجاي ديگر دشتي وغيره به مشاهده مي رسد. روي اين اساس ساختمان منازل از لحاظ شكل و هم چنان مواد تعميراتي از هم فرق مي كند . موقعي كه يك نقطه كوهستاني داراي وسعت و پهناي زياد باشد واز نقطه نظر وفرت آب دايم بهره مند باشد و در پهلوي آن اقليم مساعد كه در اكثر ايام سال فعاليت هاي حياتي صورت گرفته مي تواند در اين نقطه است كه دهات يكي پهلوي ديگر اساس مي يابد ويك سازمان حيات روستايي كوهستاني  را كه نظر به دهات وادي ها فرق دارد به وجود مي آورد خانه هاي اين منطقه از هم جدا واقع شده و غالبا داراي حويلي نمي باشند و به صورت عموم خانه در جايي كه نسبتا داراي رطوبت كمتر باشد امكان آبادي زمين زراعتي درآن كمتر باشد آب نزديك آن جريان داشته باشد اعمار مي گردد .

همچنان خانه ها در اين گونه دهات گاهي به صورت متفرق و زماني به صورت مجتمع اعمار مي گردد مواد ساختمان در اين چنين محلات را سنگ، چوب و گل تشكيل مي دهد خانه هاي اين منطقه بعضا يك منزل و بعضا داراي دو منزل وحتي در بعضي جاها سه منزل و چهار منزل به مشاهده مي رسد. به صورت عموم خانه هاي بلند سه منزله و چهار منزله را قلعه ها وبرج ها تشكيل مي دهد اكثر برج ها براي نگاهباني و مراقبت اعمار شده واز آن جا به مراقبت محصولات زراعتي خود مي پردازند در بعضي از اين منازل محل براي حيوانات طويله كه در همجواري آن قرار دارد و جود دارد اما در بعضي جاها نظر به تعداد و وسعت گله ها دورتر از منازل طويله هاي بزرگ اعمار نموده اند وبه اين اساس از حيوانات در موقع شب و در موقع سرما نگهباني به عمل مي آيد . در اغلب دره ها اكثرا به ملاحظه رسيده است كه به صورت عموم يك قوم كه داراي يك نژاد ويك زبان و حتي داراي يك سازمان اجتماعي باشند زندگي مي كنند . وضع اجتماعي در دهات كوهستاني افغانستان تا حال به شكل قبيلوي باقي مانده است .

 هم چنان به صورت عموم اين مردمان حيات نيمه مقيمي نيز دارند به تر تيبي كه در هنگام تابستان موقعي كه كمبود علف حس مي گردد مواشي خود را به نقاط دورتر و مرتفع تر كه به نام آغيل يا ايلاق ياد مي شود برده در آن جا به كلبه و يا خيمه هابراي مدت موقت زندگي اختيار مي كنند و در هنگام زمستان دوباره به مساكن اصلي خود بر مي گردند.

قبيله دوم يعني كوچي ها ي گل بهاري عموما از ده حمل الي ده ثور از اين مناطق عبور نموده  راه  كابل و مناطق راه آب وهواي نسبتا سرد دارد پيش مي گيرند كوچي هاي گل بهاري شامل اقوام مختلف مي باشند .

اين دسته كوچي ها عموما تجارت پيشه  بوده اموال تجارتي خود را توسط اشتر نقل مي دهند . تعداد تخميني نفوس كوچي هايي كه در ايام مختلف سال در ولايت ننگرهار بود و باش دارند ويا اين كه از طريق تورخم و پشتونستان به سروبي و ولايت ديگر افغانستان رفته و ايام مساعد را در آن جا سپري مي نمايند به 75565 نفر بالغ مي گردد.

بعباره ديگر تقريبا 21455 نفر نفوس كوچي در ولسوالي مهمند دره 7825 نفر در ولسوالي خوكياني 6816 نفر در ولسوالي شنوار 4200 نفر در ولسوالي كامه 900 نفر در علاقه داري چيرهار و بقيه در ولسوالي ها و علاقه داري هاي ديگر ولايت ننگرهار ايام مساعد را سپري مي كنند وبيش از34 قوم مختلف متشكل اند .

كوچي ها آن منطقه طرز معيشت ساده دارند زندگي آن ها عموما از طريق تربيه حيوانات وزراعت تامين مي گردد بر علاوه وجود يك فصل طولاني در زراعت موجب مي شود تا كوچي ها بعضا به صنايع دستي نيز مبادرت ورزند .

 

كوچي ها در ولايت غزني:

تعداد كثير كوچي ها كه در ولايت غزني ايام تابستان خود را سپري مي كنند عموما از طرف شرق مملكت به اين نقطه مي آيند واين كوچي ها به دو دسته تقسيم مي شوند كه عموما به تربيه مواشي مي پردازند.

حيات روستائي يا نيمه متحرك:

مناطق كه به صورت عموم كوهستاني باشد خصوصيات اراضي آن به دره هاي عميق تنگ و طويل و وادي هاي كم عرض و حوزه هاي  نسبتا وسيع تقسيم مي گردد.

بنابر شرايط اين نوع اراضي براي مسكن روستا مساعد بوده و به صورت عموم حيات روستايي در آن جا بيشتر متمركز مي گردد .

سرزمين افغانستان كه يك منطقه كوهستاني را نمايندگي مي كند و بيشتر از 70 فيصد حصه آن را كوهستان فراه گرفته است علاوه برآن موجوديت آب كافي واقليم مساعد و نوعيت خاك خوب باعث گرديده است كه در نقاط مختلف سرزمين افغانستان حيات روستايي بيشتر مستقر گردد.

بنابرآن در سراسر افغانستان در حدود 1600000 قريه وجود دارد كه به صورت عموم به حيات روستايي به سر مي برند وقرار محاسبات دست داشته 85 فيصد نفوس افغانستان را نفوس دهاتي تشكيل مي دهد.

طوري كه در بالا ذكر كوچي هاي افغانستان به اقوام مختلف منقسم گرديده اند وهر يك داراي عنعنات رسم و رواج هاي مختلف مي باشند قرار احصائيه اداره  مركزي احصائيه تعداد نفوس وكوچي ها به 2045000 نفر مي رسد.

براي اين كه ما بتوانيم از عنعنات و طرز زندگي و مشخصات اقوام كوچي ها معلومات در زمينه داشته باشيم محض كوچي هاي دو ولايت را مورد مطالعه قرار مي دهيم .

 

1-             كوچي هاي ولايت ننگرهار

با در نظر داشت مشخصات اقليمي ولايت ننگرهار به منزله يك پل بين منطقه گرم و معتدل موقعيت داشته و بدين لحاظ از ساليان متمادي به اين طرف تعداد كثيري از مردمان كوچي را كه همه ساله در ايام بهار و خزان از طرف شرق و جنوب افغانستان در تردد هستند در خود اجازه داده است در ايام بهار كه آب و هواي حوزه رو به گرمي مي نهد در دامنه ها و دشت ها علف ها از بين مي رود مردمان كوچي مناطق مسكوني شان را ترك كرده سرزمين غربي و پر علف حوزه سند را پيش مي گيرند در موقع خزان نسبت سرد شدن اقليم اين مناطق مردم دوباره به اين مناطق گرم بر مي گردند تا زماني كه تنگي ابريشمين براي رفت و آمد ترافيك باز نشده بود نه تنها مردم كوچي بلكه عراده جات تجارتي نيز مناطق حصارك غلجائي، گندمك، جگ دلك و غيره را طي كرده به حوزه كابل داخل مي شدند اما فرصتي كه راه تنگي ابريشمين بروي ترافيك باز شد راه تجارتي سابق نسبتا اهميت خود را از دست داد . ليكن با وصف آن اين منطقه نسبت داشتن دره هاي متعدد دشت ها و دامان سرسبز و پر علف موقعيت خود را مخصوصا براي كوچي ها از دست نداده قسمت اعظم قبايل كوچي از اين راه عبور مي نمايند . كوچي هايي كه از اين منطقه عبور مي كنند متشكل از دو قبيله سياه بهاري و گل بهاري مي باشند كه اول الذكر عبارت از كوچي هايي اند كه در اول حوت الي ده حمل از مهمند دره و نواحي شنوار از راه خوازه خيل داخل منطقه خوگياني شده  در تپه ها و دره هاي كمپو و دشت و دامان زاوه مدتي را سپري كرده بعدا دامه سياه كوه را پيش گرفته داخل  بركي خليل ، نكر خليل و بالاخره دشتهاي كلالي  جگدلك را طي كرده بسروبي داخل مي شوند و سفرشان را به سوي سطوح مركزي ومعتدل ادامه مي دهند . اين دسته كوچي ها از اقوام مختلف غلجائي، خضر خيل،  ملاخيل، اكا خيل وغيره متشكل اند . اكثريت اين مردم به مال داري و تجارت توليدات مواد حيواني از قبيل روغن، پشم، گوسفند و غيره مشغول اند.

مي باشد غير قابل تحمل تلقي شده به تجديد آن ها اقدام نمايد بنا بر آن موضوع را در سال 1343 وزارت فوائد عامه با در نظر داشت اهميت امور شهر سازي براي اولين بار اداره جديد را به سويه مديريت عمومي در تشكيلات خود اساس گذاشت و وظيفه اصلي اين اداره تنظيم و رهنمايي امور شهر سازي وخانه سازي مي باشد .

در سال 1343 حكومت نظر به احساس شديد بي خانگي طبقات مختلف مردم را انسجام امور شهر سازي و خانه سازي افغانستان به كمك صندوق ملل متحد اداره منظم تري را به ميان آورد و در سال 1344 مديريت عمومي شهر سازي به رياست ارتقاء نمود و در سال 1346 به حيث يك تصدي دولت احراز كرسي كرد اين دستگاه از آغاز تاسيس تا حال به فعاليت هاي دامنه داري متوسل شده است . چون تمام مسائل پلان شهر سازي وخانه سازي باساس احصائيه ازدياد نفوس معلومات راجع به وضع اجتماعي واقتصادي و مطالعه امكانات انكشافي آن ترتيب مي گردد بنابر آن رياست شهر سازي در اولين گام هاي مقدماتي خود به جمع آوري معلومات و احصائيه كه روي آن طرح پلان ها به شكل علمي استوار شده بتواند اقدام نمود . دومين قدم رياست شهر سازي روي پلان هاي شهري گذاشته شد چنان چه ترتيب پلان يك شهر روي مطالعات ابتدايي مانند ساحه نفوس، پيش بيني انكشاف آينده واهميت شهر از نگاه تجارت صنعت وغيره ايجاب مي كند بنابر آن رياست شهر سازي با در نظر داشت موضوعات فوق پلان هاي عمومي و هم چنان پلان هاي تفصيلي تهيه و آماده نموده تا احتياجات آينده يك شهر را مد نظر بگيرند چنانچه در ترتيب پلان هاي شهري موقعيت شهر انكشاف شهر شبكه راه هاي ترانزيت و راه هاي داخل شهر و مراكز تجارتي اداري كلتوري تربيتي و تفريحي موقعيت ساحه رهايش و ارتباط اين ساحات با مراكز مطالعات اجتماعي از نگاه زندگي كار تفريح مردم تا حدي امكان در نظر گرفته شده بود .

قرار معلومات جديد 15 ثور 1355 از طرف آمريت شهر سازي وزارت فوائد عامه در حدود يك صدو سه نقطه شهري در بيست و شش ولايت افغانستان سروي وپلانگذاري شده است وكار تعمير بعضي از اين شهر ها به پايه اكمال رسيده و از يك عده ديگر آن به معرض تطبيق و مراحل مقدماتي تطبيق قرار دارد . از جمله شهر هاي فوق الذكر در حدود دوازده شهرداري ماسترپلان و ده  و پلان هاي تفصيلي آن نيز تقريبا به پايه اكمال رسيده است متباقي شهر هاي ديگر به صورت عموم كار سروي آن به اكمال رسيده است . پلانگذاري خط اندازي و شروع اعمار تعميرات دولتي اكثر اين شهر ها نيز تكميل شده وساير كارهاي تعميراتي آن در جريان است .

 

مواضع امروزي شهرهاي افغانستان

با در نظر داشت مشخصات نقاط شهري كه چگونه امتيازات نسبت به دهات جائز است نمي توان مواضع شهري افغانستان را به صورت مشخص تعيين و تثبيت كرد بناءً به طور كلي مي توان گفت كه براي تعريف مواضع شهري نكات ذيل قابل اهميت بوده واين نكات شهر هاي افغانستان را نسبت به دهات مشخص مي سازد.

1-             نقاطي كه داراي نفوس متراكم بوده .

 به صورت اوسط دريك كيلومتر مربع آن در حدود صد نفر و يا بيشتر از آن زيست كند.

2-             اكثريت نفوس اين نقاط به غير از فعاليت هاي زراعتي به ساير مشغوليت ها مانند صنعت تجارت موضوعات اداري عرفاني خدمات اجتماعي و غيره مصروف باشد.

3-             علاوه بر دو موضوع فوق كه قسمت عمده مشخصات يك شهر را وانمود مي سازد بايست يك موضع شهري افغانستان مانند ساير نقاط حائز يك نظام حقوقي شهري باشد .

با در نظر داشت نقاط نظر فوق وزارت داخله نقاطي را كه شامل مواضع شهري مي داند و داراي مقام شاروالي مي باشند به هشتادو پنج شهر وانمود ساخته است .

در حالي كه پروژه مطالعات ديموگرافي اداره مركز احصائيه جهت تطبيق سروي نمونوي نفوس 74 مركز را در جمله مواضع شهري با در نظر داشت معيارها و مشخصات شهري انتخاب و تصنيف نموده است . البته اين معيارها چنان چه قبلا درباره آن تذكراتي به عمل آمد تمركز نفوس بيشتر و مشغوليت هاي اكثريت نفوس به غير از زراعت يعني صنعت، تجارت، اداره فرهنگي وغيره باشد بيشتر مدار اعتبار قرار داده است از جدول هايي كه توسط پروژه مطالعات ديموگرافي اداره مركز احصائيه تهيه شده است استنباط مي گردد كه در قسمت شهر هاي بزرگ با تصنيف مواضع شهري ديموگرافي وزارت داخله تقريبا توافق وجود داشته وهمان گونه امتيازات و مشخصاتي را كه درينگونه نه شهر ها از طرف پروژه مطالعات ديموگرافي تعين و تثبيت گرديده است از طرف وزارت داخله نيز همان گونه مشخصات را مد نظر گرفته شهر ها را مشخص نموده اند مثلا شهر هاي بزرگ افغانستان كه اكثراً مراكز ولايات را در بر مي گيرد در هر دو فهرست به مشاهد مي رسد . باين حساب تعداد شهر هاي افغانستان را كه از طرف وزارت داخله تصنيف شده به هشتاد و پنج شهر و تعداد شهر هايي كه پروژه ديموگرافي تصنيف نموده است به 74 شهر مي رسد.

ولايات افغانستان

ولايت ارزگان

موقعيت : ولايت مركزي

مساحت: 28929 كيلو متر مربع

درجه :( ازنگاه مساحه)

نفوس :142287

مركز: ترين كوت.

ولايت ارزگان در طول البلد شرقي هفت ثانيه و چارده دقيقه وشصت و شش درجه عرض البلد غربي پنج ثانيه و سي و چار دقيقه و سي و سه درجه موقعيت دارد ولايت ارزگان علاقه وسيعي است كه در شمال قرق ولايت كندهار واقع و طرف شرق آن دايه چوپان و طرف جنوب آن قلات غلجائي و ترين و طرف غرب آن موسي قلعه وطرف شمال آن علاقه گرزاب واقع است ترين از وسط اين علاقه از شمال شرقي به جنوب غرب عبور نموده و آن را آبياري مي نمايد و در غرب آن درياي هلمند جاري است ورود چله خور كه معاون رود ارغنداب است در شرق آن جريان دارد هواي آن در تابستان معتدل و در زمستان خيلي ها سرد است پيشه ساكنين آن مال داري مي باشد در ارزگان از طرف مشرق يعني دايه فولاد دو كوهي كه مسمي است به كوه سمندان است مغاره وجود دارد كه دهنه آن پنجاه متر فراخي داشته و سقف آن از يخ پوشيده شده است كه تا حال كسي نتوانسته طول اين مغاره را طي كند .

درياها: شهرستان ، رود هلمند ورود تيرين

كوه: نوشته .

كوتل : قناق سنگ

پيداوار: غله جات و گليم باب

مربوطات:

 

 

                                                    نوع واحد اداري

اسم واحد اداري

مساحت به

  كيلو متر مربع

نفوس به

هزار نفر

كثافت نفوس در

هر كيلو متر مربع

مركز ولايت

ترين كوت

1617

49

30

ولسوالي

خاص ارزگان

2525

47

19

ولسوالي

دهراود

3445

68

20

ولسوالي

داينكندي

5587

93

17

ولسوالي

شهرستان

4695

69

15

ولسوالي

چوره

3319

34

10

ولسوالي

اجرستان

1256

33

26

ولسوالي

گيراب

4121

35

8

ولسوالي

كجران

2364

33

14

ولايت

ارزگان

28929

461

16

 

معارف:                       تعداد مكاتب:

دهاتي             ابتدايي مستقل     متوسطه مستقل   ليسه  دارالمعلمين  مدارس ديني   ميخانيكي   مسلكي

65                  45                     6            3            -                       -                   -       -

شفاخانه          1.

مراكز صحي و اساسي: 2 باب.

ذخايرمعدني: مس و آهن

ولايت بادغيس

موقعيت : شمال غرب

مساحت : 21678 كيلومتر مربع

درجه : يك ( از لحاظ مساحت )

نفوس: 91462

مركز : قلعه نو

ولايت بادغيس در شمال غرب ولايت هرات واقع و با تمام نواحي خود بين درياي هريرود و آب هاي علياي مرغاب واقع شده كه داراي ارتفاع هشتصدو هشتادو هشت متر از سطح بحر مي باشد و تماما از يك سلسله جويبار آب ياري مي شود كه از كنار چپ درياي مرغاب منشاء گرفته است .

كوه : تخت ميلك

پيداوار: پسته غلجات پحته وقره قل

مربوطات:

                                                      نوع واحد اداري

اسم واحد اداري

مساحت به

كيلو متر مربع

نفوس به

هزار نفر

كثافت نفوس در

هر كيلو متر مربع

مركز ولايت

قلعه نو

3770

70

19

علاقه داري

كشك كهنه

1748

42

24

ولسوالي

مرغاب

4177

76

18

ولسوالي

غورماچ

2160

39

18

ولسوالي

قادس

3354

61

18

ولسوالي

جوند

6468

60

9

ولايت

بادغيس

21678

348

16

معارف:

تعداد مكاتب،

دهاتي  ابتدايي مستقل    متوسطه مستقل   ليسه   دارالمعلمين  مدارس ديني  ميخانيكي   مسلكي

38      22                                 3            2            -                   -                       -       -

شفا خانه 1.                                          مركز صحي فرعي: 2 باب

مراكز صحي و اساسي : 4 باب       ذخاير معدني: گوگردو سرب                         

 

 

صفحه اول  

  افغانستان

  معارف اسلامي

  مقالات

  معرفي كتاب

  سايت‌هاي قرآني

  شبكهراديوهايافغانستان

  اخبار

  رسانه‌ افغانستان

  سالن انديشه

  سايتهاي افغانستان

  دانشگاه‌هاي جهان

  سايت‌هاي حقوقي

  پايان نامه‌ها

  سايت خوشنويسان

  خبر گزاري‌هاي جهان

  ورزش

  فلسفي‌،اطلاعات ‌عمومي

  سايت‌هاي سياسي

  مجلات‌فلسفي ‌وحقوقي

  مصاحبه ها

  شخصيت هاي افغانستان

  آرشيو

  تماس با ما

  در باره ما

  آلبوم

  قوانين كشور

ادبيات و هنر:

  داستان

  شعر

  خوشنويسي

  نقاشي

  عكسها

تالار گفتگوي آنلاين و آفلاين، كليك كنيد

  وزارت عدليه افغانستان

  آژانس باختر

  اوقات شرعي افغانستان و جهان

قلبِ قلب آسيا ضعيف مي‌تپد(گزارش تحليلي از دايكندي)

 

 


صفحه اول معارف   اخبار   مقالات   افغانستان    قانون اساسي   قانون انتخابات   قانون رسانه ها   آلبوم   مصاحبه ها  آرشيو   تماس با ما   در باره ما

Send mail to daikondi@hotmail.com  with questions or comments about this web site.
Copyright ©2003 - 2009 daikondi Network.ديزاين و طراحي صفحات: قربانعلي هادي

Powered by www.aryanic.com