|
|
|
قسمت دوم نفوس افغانستان: در حال حاضر در حدود چهار ميليارد نفر در روي كره ارض زندگي مي كنند اما كثافت تزاكم نفوس در مناطق مختلف كره زمين از هم اختلاف مي پذيرد به طوري كه در مناطق دشتي براي هزاران كيلو متر مربع اثري از انسان مشاهده نمي شود در حالي كه بعضي مناطق ديگر كره اراض بيش از يك هزار نفر در هر كيلو متر مربع آن زيست مي كنند. به اين ترتيب تقسيم و توزيع نفوس را براي تمام جهان و يا يك منطقه مشخص مي توان موجوديت عوامل مختلف فيزيكي و اقتصادي دانست. عوامل فيزيكي شامل موقعيت، بر جستگي ها و نوعيت اقليم مي باشند كه تاثير آن در تمام مناطق كره ارض و در هر وقت به مشاهده مي رسد. اختلاف بارز در اين عوامل از يك ناحيه به ناحيه ديگر به صورت مستقيم وغير مستثقيم طرز استفاده انسان را از منابع كره ارض تغير مي دهند. در عوامل نوع دوم كه بر تقسيم و كثافت نفوس موثر مي باشند منابع طبيعي كره ارض از قبيل معادن ،آب، خاك، نبات وحيوانات شامل مي باشند. اما بر عكس عوامل نوع منابع طبيعي در تمام مناطق كره ارض به مشاهده نمي رسد. به اين ترتيب در قسمت توزيع نفوس مناطق داراي منابع سر شار طبيعي در صورتي كه انسان ازآن براي رفع ضروريات خويش استفاده نمايد حايز اهميت مي باشد. اما بايد گفت كه عامل عمده توزيع نفوس در قسمت عوامل اقتصادي كه فوقا تذكار يافت تا قرن 18 زراعت وعوامل مربوط به آن بوده است. همين اكنون نيز در ممالك چون افغانستان كه اقتصاد آن ها بر زراعت متكي بوده وهم قسمت اعظم نفوس از اين راه امرار حيات مي نمايند اين عوامل يعني موجود يت آب، خاك و اقليم به منظور پيشبرد امور زراعتي از عوامل عمده توزيع نفوس به شمار رفته و بنا بران مناطق ساحلي، وادي ها و دلتاهاي درياها و يا مناطقي كه رطوبت طبيعي كافي دارند حتي همين اكنون نيز از پر نفوس ترين مناطق جهان به شمار مي روند. مناطق جنوب شرق آسيا و نواحي متفرق در هند، چين، آمريكاي جنوبي وآفريقا مثال هاي عمده آن را احتواء مي نمايد . در افغانستان نيز تراكم نفوس در مناطقي كه داراي آب و هواي مساعد مي باشد بيشتر است چنان چه متراكم ترين نقطه افغانستان در ولايت كابل، پروان، لوگر، ننگرهار، كندز و پكتيا بوده و بر عكس در ولايات نيمروز، هيلمند، فراه، غور، بدخشان و بادغيس حداقل نفوس زيست دارند. اگر چه از قرن 18 به بعد انكشاف موانع مواصلات تجارت و بالاخره استفاده از معادن به پيمانه وسيع تاثير اين عامل را تقليل مي بخشد. اما باز هم ممالكي چون افغانستان كه بيش از 83 فيصد نفوس آن به زراعت و فعاليت هاي مربوط به آن اشتغال دارند از عوامل عمده و توزيع نفوس به شمار مي رود. مردم اين كشور نيز به نوبه خود در تغير اوضاع طبيعي تا اندازه اي كه شرايط و مراحل تكامل بشري اجازه داده است سعي به عمل آورده اند از آن جا يي كه ساختمان محيط فيزيكي، نوعيت اقليم و خصوصيات يد رو گرافي مناظر و محل رهايش را براي زيست اهالي آماده مي سازد. بنا بر آن، دره ها، وادي ها و حوزه هاي مختلف كشور از زمانه هاي خيلي قديم محيط مساعدي را براي استقرار گروه هاي مختلف مردم آماده ساخته و مراكز مختلف اجتماعي كشور را به وجود آورده اند . به صورت عمومي ارتفاعات و مناطق كوهستاني به نسبت داشتن اقليم نامساعد، بودو باش انسان ها را ناممكن مي سازد و بنا بر ان چون قسمت زياد افغانستان را كوهستانات و سطوح مرتفع اشغال كرده لهذا تمركز نفوس در اين قسمت ناچيز بوده است. باوجود آن هم عده اي از نفوس كه به صورت پراكنده و به حالت نيمه مقيمي (قسمت اعظم آن ها به حيات شباني مصروف اند) در اين نقاط بود و باش دارند. مناطقي كه بين 1000 تا 2000 متر از سطح بحر ارتفاع دارند شامل حوزه هاي وسيع و نسبتا هموار مي گردند كه تعداد زياد نفوس را به خود جلب كرده واكثريت آن ها به زراعت و باغ داري وهم چنان تربيه مواشي مشغول مي باشند. در مناطقي كه كمتر از 1000 متر ارتفاع داشته شامل حوزه هاي وسيع وهموار مي گردند، تمركز نفوس به حد اعظمي رسيده واكثريت اهالي آن ها به زراعت و مالداري مشغول مي باشند. ناگفته نبايد گذاشت كه اكثريت شهر هاي پر نفوس افغانستان نيز در اين دو منطقه فوق موقعيت داشته، مراكز فعاليت اقتصادي، فرهنگي و صنعتي كشور را به وجو آورده اند. البته مناطق فوق الذكر با داشتن نوعيت خاك، موجوديت آب براي زراعت واقليم مساعد، نفوس بيشتر را به خود جلب كرده اند، عامل موثر در توزيع نفوس آن ها به شمار مي روند. زيرا استقرار توسعه و رشد جوامع بشري با مساعدت و عدم مساعدت شرايط طبيعي مانند ارتفاعات، پستي ها، اقليم و وفرت آب و انواع نباتات ارتباط داشته و وقتي نتيجه بهتري از آن متصور مي گردد كه نوعيت خاك آن براي زراعت مفيد بوده ودر پهلوي آن عوامل ديگر مورد ضرورت نيز مساعد باشد از خاك مخصوصا در نواحي كه داراي اقليم مساعد باشد دو و حتي سه بار حاصل برداري صورت مي گيرد. از اين جهت خاك در تجمع نفوس نقش مهم بازي مي كند و اين امر موجب گرديده است كه تمركز نفوس در نواحي شرقي افغانستان قوس صعودي را بپيمايد مثلا:
آب دريا چشمه كاريز وغيره نيز تا اندازه زيادي نفوس بشري را به خود جلب كرده از ازدياد و تراكم جمعيت بيشتر منوط و مربوط به وفرت آب و حاصل خيزي همان منطقه مي باشد. تجمع نفوس در تمام سواحل درياهاي افغانستان بنابر موجوديت همين عامل صورت گرفته است آن هم در سواحل دريا هايي كه از آن استفاده زراعتي واقتصادي آبياري، ماهي گيري، طلا شوئي و تسهيلات تاسيس فابريكه هاي برق آبي امكان پذير باشد مثلا سواحل درياي كابل با معاونين آن درياي هريرود، درياي هيلمند معاونين آن درياي آمو و معاونين سمت چپ آن خاصتا درياي كوكچه و كندز و ساير درياهاي افغانستان شامل پر نفوس ترين نقاط افغانستان مي گردند. به هر صورت به استناد شواهد تاريخي و جغرافيايي افغانستان مانند ساير نقاط حاصل خيز و زراعتي آسيا نسبت داشتن وادي هاي سر سبز دره هاي شاداب واراضي وسيع از زمانه هاي بسيار قديم ونفوس بشري را به خود جلب نموده و تعداد كثيري از مردم در نقاط مختلف آن متمركز بوده اند اما با نداشتن احصائيه هاي موثق نمي توانيم قبل از سال 1315 درباره چگونگي تعداد و كثافت نفوس افغانستان اظهار نظر به عمل آوريم . بنا بر اين احصائيه هاي رسمي ملل متحد صفحه 132 سال 1968 نفوس افغانستان را به صورت تخمين در سال 1315 هجري شمسي مطابق 1937 ميلادي 10972000 گزارش داده است اما رياست احصائيه وزارت پلان در نشريه پيشرفت و تحليل اوضاع اقتصادي سال 1348 منتشره سنبله 1349 كابل صفحه 15 نفوس افغانستان را در سال 1329 هجري شمسي مطابق 1950 در سال 1329 هجري شمسي مطابق 1950 ميلادي دوازده ميليون نفر تخمين نموده است . و هم چنان در سالنامه سال 1311 نفوس افغانستان را در آن زمان دوازده ميليون تخمين نموده اند . جدول ذيل نفوس سال هاي مختلف افغانستان را كه از نشرات سال هاي مختلف ملل متحد اخذ و ترتيب گرديده است با كثافت نفوس در في كيلو متر مربع آن نشان مي دهد: (1) اگر چه در افغانستان ولايت كابل از لحاظ تراكم نفوس درجه اول را حايز است اما عامل عمده تراكم نفوس را در ولايت كابل خصوصا در شهر كابل بيشتر موقعيت اداري تجارتي و صنعتي آن تشكيل مي دهد تا حاصل خيزي اراضي زراعتي.
چون سر شماري نفوس افغانستان به صورت علمي تا قبل از نظام جمهوري عملي نگرديده بود از اين رهگذر اندازه مجموع نفوس كلي كشور به صورت موثق تعيين شده نمي توانست منابع مختلف و معتبر دولتي در داخل مؤسسات بين المللي با روش ها و متود هاي مختلف نفوس كشور را با ارقام متفاوت سنجش و تخمين نموده اند كه در پهلوي آن عامل عمده ازدياد نفوس كه شامل توليدات وفايت و مهاجرت ها باشد به درستي تعيين و تخمين شده نمي توانست بنابر اساسات ديموكرافي چنين استنباط مي گردد كه تنظيم پلان هاي اقتصادي و اجتماعي در كشور بدون موجوديت تعداد واقعي نفوس مشكلات زيادي را به بار خواهد آورد و نتايجي را كه از اثر تنظيم پلان ها توقع مي رود به اشتباهاتي مواجه خواهد ساخت . بنابر ملحوظ فوق اداره احصائيه مركزي با در نظر داشت اساسات علمي ديموكرافي در سال 1353 راجع به اجراي سر شماري نفوس با صندوق وجهي فعاليت هاي نفوس جهاني (يو ان اف پي ايي ) تماس حاصل كرد و به اثر آن در سال 1354 فيصله به عمل آمد تا پروگرام سر شماري نفوس در افغانستان به همكاري صندوق فعاليت هاي نفوس در سال 1977 و 1978 عملي گردد . با در نظر داشت پروگرام سر شماري آينده افغانستان سنجش تخميني نفوس بر اساس معيار هاي علمي براي تنظيم اولين پلان هفت ساله كشور و براي نيازمندي مملكت جهت پيشبرد پلان هاي انكشافي خاصتا پلان هفت ساله كشور حكومت در سال 1354 تجويز اتخاذ كرد تا احصائيه نفوس افغانستان به شكل علمي و موثق تخمين و تعيين گردد به همين لحاظ اداره مركز احصائيه جهت تعين نفوس افغانستان به يك سلسله تخمينات مربوط به نفوس كشور براي سال هاي 1348- 1354 و پيش بيني نفوس را براي سال هاي 1355 -1356 يعني ختم پلان هفت ساله كشور شروع به فعاليت نموده و هيئات مركب از بورد اقتصادي، رياست احصائيه مركزي، وزارت هاي داخله، صحت عامه ماليه وزراعت از روش هاي علمي نمونه گيري استفاده نمودند واين نمونه گيري روي اساسات ذيل استوار بود: 1- تخمين تعداد مجموع نفوس كشور بر اساس سروي زراعتي سال 1346. 2- تخمين تعداد مجموع نفوس با اسناد توزيع تذكرده تابعيت سال 1352 3- تخمين تعداد مجموع نفوس كشور بر اساس تعداد ماليه دهان 4- تخمين تعداد مجموع نفوس كشور به اسناد سروي ديموگرافي سال 1352 5- تخمين تعداد مجموع نفوس كشور براساس منابع ملل متحد و سازمان هاي بين المللي بالاخره به ملاحظه كليه اعداد و ارقام منابع متذكره و تخمين هاي مرتبه و منظوري مقامات صالحه شاخص هاي عمده تعداد نفوس جمهوريت افغانستان الي اجراي سر شماري كامل نفوس قرار آتي تخمين و تعيين گرديده است: مجموع تعداد نفوس 16665000 نفر 1- از جمله تعداد نفوس شهري 2390000 نفر 2- از جمله تعداد نفوس كوچي 2360000 نفر 3- از جمله تعداد نفوس كوچي 2405000 نفر
مجموع تعداد نفوس مملكت براي سال هاي 1348-1354 به تفريق نفوس شهري دهاتي و كوچي قرار آتي سنجش وتعيين گرديده است:
بدين ترتيب در طي هفت سال گذشته 1348-1354 رشد عمومي نفوس – كشور به اساس سنجش بالغ بر 1725 فيصد بوده كه در سال 1354 به 16665000 نفر رسيده است . سهم نسبي نفوس افغانستان در سال 1347 و سال 1354 قرار ذيل است :
رشد سالانه سال 1347
ارقام فوق نشان مي دهد كه با در نظر گرفتن سرعت رشد وسطي سالانه مجموع تعداد نفوس به 230 فيصد تعداد نفوس شهري سالانه به اندازه 290 فيصد به نفوس دهاتي 220 فيصد ازدياد مي يابد سهم نسبي نفوس شهري در سال 1354 به تناسب سال 1347 از 161 فيصد به 168 فيصد رسيده است . تركيب نفوس در سال هاي 1348- 1354: بغرض تحليل و پلان گذاري انكشاف ساحات اقتصاد ملي معارف صحيه و موضوع مشغوليت قوي بشري مملكت و غيره اداره مركز احصائيه سنجش تركيب سن را براي سال هاي 1348 -1354 طرح و ترتيب داده است كه در جدول ذيل وضع و تغييرات آن طي دوره مذكور نشان داده مي شود :
يكي از عوامل و عناصر مهم ديگر كه موجب ازدياد نفوس و تحول ديموكرافي يك ناحيه مي شود اوسط عمر افراد جامعه مي باشد چنان چه ارقام احصائيه هانشان مي دهد كه طول عمر متوسط انسان كه نظر به سابق تغيير كرده است وافزايش قابل ملاحظه را بار آورده است. مثلا در سال 1870 عمر متوسط انسان ها در اكثر كشورهاي جهان از چهل سال نبود و محض در چند كشور اروپايي چون انگلستان، سويدن وغيره عمر متوسط بيشتر از اين بود حلا آن كه امروز عمر متوسط انسان هادر ممالك مختلف بسيار افزايش يافته است چنان چه احصايئه هاي جديد و موثق عمر متوسط انسان ها را در ممالك مختلف چنين وانمود كرده است :
بايد گفت تركيب نفوس از لحاظ سن به صورت عموم در انكشاف اقتصادي يك مملكت نقش مهم را بازي مي كند چه وجود اطفال و اشخاص معمر در نفوس يك جامعه نفوس غير فعال اقتصادي را وانمود مي سازد قرار احصائيه ملل متحد فيصدي اشخاص فعال اقتصادي در ممالك پيشرفته 40 فيصد نفوس را تشكيل مي دهد اشخاص غير فعال اقتصادي كه از يك الي پانزده سال عمر دارند در ممالك رو به انكشاف 53.1 فيصد و در ممالك انكشاف يافته 35 فيصد را تشكيل مي دهد در حالي كه اشخاص فعال كه از پانزده تا 65 سال عمر دارند در ممالك رو به انكشاف 46.9 فيصد و در ممالك انكشاف يافته 65 فيصد نفوس عمومي آن ها را تشكيل مي دهد. هر گاه سنين بين 15 تا 65 ساله را از نظر اقتصاد مولد فرض كنيم مي بينيم كه نفوس فعال و مولد در ممالك رو به انكشاف كه افغانستان نيز در آن ها شامل است نسبت به ممالك انكشاف يافته خيلي كم مي باشد و از جانب ديگر تركيب نفوس از لحاظ جنس در افغانستان قابل تبصره مي باشد. زيرا تقريبا نصف نفوس افغانستان را طبقه انات تشكيل مي دهد كه به صورت عموم اكثريت آن ها نفوس غير فعال توليد را تشكيل مي دهد. خلاصه مطالعاتي كه از طرف ملل متحد در زمينه عمر وسطي قاره هاي مختلف به عمل آمده نشان مي دهد كه در كشورهاي آسيايي ،آفريقايي و آمريكاي لاتين حد متوسط عمر يك نفر كمتر از 40 سال بوده در حالي كه حد وسط عمر يك نفر اروپايي وآمريكاي شمالي بين 65 الي 70 سال است كه بدين لحاظ ساحه فعاليت در ممالك اروپايي و آمريكاي شمال و ممالك انكشاف يافته طويل تر بوده و خوب تر مي تواند در راه انكشاف اقتصادي موثر واقع شوند، اما در افغانستان كه در جمله ممالك رو به انكشاف مي آيد وضع طوري ديگري بوده به صورت عموم سال هاي كار و فعاليت يك نفر به صورت اوسط از 25 تا 30 سال تجاوز نمي كند پس اكثر مردم كه در كشور هاي انكشاف يافته به سنين فعال عمر خود مي رسند كه در نتيجه در اثر فعاليت اقتصادي وبالا بردن سطح توليد قادر هستند تا آن چه كه اجتماع در راه پرورش و تعليم و تربيه آنان مصرف كرده طي تجاوز از مدت 40 سال كار و فعاليت يعني قبل از رسيدن به سن كهولت جبران نمايد و حالا آن كه در كشورهاي رو به انكشاف كه حد متوسط عمر باشند گان آن ها نسبت به ممالك انكشاف يافته كمتر است تعداد زياد افرادي كه بين سنين 15 تا 40 سال هستند تقريبا يك دوران انتقالي را پيموده و به سنين فعال بالاترعمر نمي رسند از اين رو ممالك رو به انكشاف مقدار هنگفتي از سرمايه هاي مادي و معنوي خود را كه صرف پرورش تعليم و تربيه جوانان كرده اند استفاده اعظمي به عمل آوره نمي توانند تامين صحت عامه و سلامت مردم از طريق پخش و تقسيم خدمات صحي اساس توحيد و انسجام امورصحت عامه تطبيق پروگرام هاي طب و قايوي پيشبرد طب معالجوي به صورت اقتصادي به سوي ولسوالي ها وعلاقه داري ها ومحلات با ايجاد مراكز صحي اساسي و مراكز فرعي و ساير خدمات اجتماعي امكان آن راخواهد داد تا تعداد تولدات ازدياد و تعداد وفيات تقليل يابد و تناسب سن فعال اقتصادي به درجات بلند تر برسد. بنا بر پيشرفت طب وقايوي و معالجوي و پيشرفت در امور زندگي از لحاظ استاندارد حيات وساير خدمات اجتماعي در نقاط دور دست واكناف كشور چنين وانمود مي سازد كه تغيرات بارز در شاخص هاي تولدات وفيات افزايش وسطي طول عمر نفوس مملكت و تعداد نفوس و تعداد فاميل ها پديد خواهد آمد چنان چه پيش بيني ها و تخمينا تي كه از طرف اداره مركز احصائيه در زمينه تغييرات نفوس افغانستان صورت گرفته است وازدياد نفوس افغانستان را كه از جهات مختلف در سال هاي 1355 تا 61 به عمل خواهد آمد در اين جا به صورت اختصار به آن اشاره مي نماييم اين پيش بيني بر شاخص هاي نفوس و اندازه رشد ساليانه منظور شده پيش بيني تعداد نفوس در سال هاي 1355-1361 و تركيب سن آن قرار آتي تخمين و تعيين گرديده است .
طي هفت سال آينده توقع مي رود كه رشد مطلق مجموع تعداد نفوس در حدود 3 ميليون نفر خواهد رسيد كه از آن جمله دو ثلث 67 فيصد از طريق رشد يا افزايش تعداد نفوس دهاتي و 20.2 فيصد رشد تعداد نفوس شهري و متباقي 12.8 فيصد رشد تعداد كوچي ها خواهد بود . سنجش تغييرات سرعت رشد تعداد نفوس شهري و دهاتي به اندازه نسبي ذكور وانات در سال هاي 1355- 1361 با ارقام ذيل چنين تخمين گرديده است . نوعيت نفوس سهم نسبي 55 سهم نسبي فيصدي سال 1361 مجموع نفوس 100 100 نفوس شهري 16.8 17.7 نفوس دهاتي به شمول كوچي ها 38.2- 38.3 از جدول فوق چنين استنباط مي شود كه تعداد نفوس شهري نسبت تمركز قواي بشري در شهرها ازدياد يافته و نفوس دهاتي تقليل مي يابد . بناءً در طي پلان هفت ساله كشور اوسط رشد سالانه نفوس شهري نظر به انكشاف
عمومي مهاجرت نفوس دهاتي به شهر ها به عوض 2.9 فيصد به اندازه 3.23 فيصد خواهد رسيد سهم نسبي آن نظر به مجموع تعداد نفوس در سال 1361 نسبت به سال 1354 از 16.8 فيصد به 17.7 ازدياد خواهد يافت . بعد از روي كار آمدن نظام جمهوري و مطابق خط مشي دولت جمهوري در جهت ساكن ساختن نفوس كوچي ها و اصلاحات ارضي يك تعداد نفوس كوچي شامل تعداد نفوس دهاتي گرديد بناءً فيصدي نفوس كوچي كه به 2.17 فيصد بالغ مي گرديد در هفت سال آينده به 2.10 فيصد خواهد رسيد . تولدات وفيات و موضوع مهاجرت نيز مي تواند رشد نفوس يك منطقه را به صورت واضح وانمود سازد. هر چندي كه احصائيه گيري مكمل تولدات وفيات در سراسر كشور به صورت صحيح تعيين نگرديده است اما سالنامه هاي ديموگرافيك ملل متحد احصائيه تولدات و وفيات يك تعداد ممالك رو به انكشاف را به طور مقايسه وانمود ساخته كه ما نيز مي توانيم رشد طبيعي نفوس و فيصدي ازدياد نفوس افغانستان را به شكل علمي تخمين نمائيم . احصائيه تولدات و وفيات يك تعداد ممالك رو به انكشاف قرار ذيل است .
|
|
|
صفحه اول معارف اخبار مقالات افغانستان قانون اساسي قانون انتخابات قانون رسانه ها آلبوم مصاحبه ها آرشيو تماس با ما در باره ما
Send mail to
daikondi@hotmail.com
with
questions or comments about this web site. Powered by www.aryanic.com |